تبیین معیارهای شهر هوشمند به منظور کاهش اثرات بیماریهای واگیردار (مطالعه موردی شهرداری منطقه 16 تهران)
دوره 1، شماره 1، بهار 1402، صفحه 1-16
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.393195.1001
سینا اقبال، نسیم اقبال
چکیده با شیوع ویروس کرونا، شهرهای هوشمند با استفاده از انواع مختلف فناوریهای دیجیتالی توانستند ضمن ارائه خدمات لازم به شهروندان، با نظارت بر فاصلهگذاری اجتماعی و نیز قرنطینه خانگی، بهمواجهه و مقابله با شیوع این بیماری بپردازند. در این حین، نقش فنآوری و توسعه شهرهای هوشمند متناسب با بحران بیماریهای واگیردار بسیار پررنگ شد و موردتوجه دولتها و جوامع گردید. نوع سیاست گذاری و برنامهریزی در توسعه شهر هوشمند با توجه به شرایط محلی و منطقهای هر شهر متفاوت بوده و شهرداریها میتوانند از این فرصت بیشترین استفاده برده و بیشترین تغییرات را متناسب با اهداف مدیریت شهری و سازگار با نیاز مردم و نهادهای فنآورانه ایجاد نمایند. در این مطالعه سعی بر آن شد تا با جمعآوری نظرات و تجربیات ملی و بینالمللی شاخصهای اثرگذار بر نحوه سیاستگذاری برنامههای توسعه شهر هوشمند در تهران بهمنظور مدیریت و کنترل پاندمی بیماریهای واگیردار مورد مطالعه قرار گیرد. برای این منظور 25 شاخص مختلف پیشنهاد و جهت مقایسه زوجی، 3 سناریوی اصلی بر اساس روش تحلیل سلسله مراتبی مورداستفاده قرار گرفتند. درمجموع نظرات 20 خبره در مدیریت شهری در شهرداری منطقه 16 تهران جمعآوری و مورداستفاده قرار گرفت. طبق نتایج سناریوی پیشنهادی دوم بهعنوان گزینه برتر با امتیاز نهایی 0.423 انتخاب شد که جزئیات و میزان اثرگذاری هر شاخص بر هر معیار و سایر معیارها مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. همچنین در انتها راهکارهایی برای توسعه شهر هوشمند در تهران بر اساس نتایج و شاخصهای پیشنهادی ارائه گردیده است.
بررسی تاثیر سد باطله بر روی میزان منگنز، مولیبدن و آرسنیک در آبهای سطحی و زیرزمینی محدوده معدنی مس تخت گنبد
دوره 1، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 1-15
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.399005.1007
سید مرتضی موسوی راد، محبوب صفاری، محمد جواد حسنی
چکیده مواد موجود در سدهای باطله که حاوی یون های اصلی و فلزات سنگین از جمله منگنز، مولیبدن و آرسنیک هستند با حضور اکسیژن منجر به آزادسازی این فلزات و تولید اسید شده که دارای پتانسیل بالای آلودگی بوده و بر کیفیت آبهای سطحی و زیرزمینی اثر نامطلوبی دارند. در این تحقیق تاثیر سد باطله بر روی تغییرات منگنز، مولیبدن و آرسنیک در آبهای سطحی و زیرزمینی محدوده معدنی مس تخت گنبد پرداخته شده است. تعداد 11 نمونه از قسمت های مختلف محدوده سد باطله برداشت شد، این مطالعات در دو فصل خشک و تر بر روی آب های سطحی و زیرزمینی انجام گرفت. میزان غلظت فلزات سنگین از قبیل منگنز، مولیبدن و آرسنیک بررسی و با استفاده از نرم افزار Arc GIS نمودارهای مربوطه رسم و تفسیر گردید. سپس پایش آلودگی آبهای زیرزمینی در محدوده معدنی مورد بررسی قرار گرفت. غلظت منگنز در زهکش سد رسوبگیر، آب سد باطله شماره 3 و آب پیت معدن مقدار ناچیزی از حد استاندارد محیط زیست بیشتر است. بیشترین میزان مولیبدن در فصل خشک و در پیت معدن نمایان شده است. میزان غلظت آرسنیک در فصل تر در تمامی نمونه ها زیر حد استاندارد و در فصل خشک این میزان بیش تر از حد استاندارد شرب ایران شده است. بر اساس دستورالعمل سازمان حفاظت محیط زیست و با توجه به شرایط موجود پیشنهاد می شود تعداد 17 چاه مشاهده ای به عمق حداکثر 50 متر بعنوان چاه پایش درجه 1در اطراف سد باطله معدن مس تخت گنبد حفر گردد.
تأثیر افزودن نانوسیلیکا به فرمولاسیون تایر بر مقاومت غلتشی و آلودگی هوا
دوره 1، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 1-13
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.406864.1013
هژیر کورکی، فرزانه خسروجردی، محمدعلی باقرزاده
چکیده آلودگی هوا به عنوان یکی از چالشهای اساسی در حوزهی محیط زیست شناخته شده است. این مطالعه تأثیر تایر وسایل نقلیه بر آلودگی هوا و روشهای کاهش آن را بررسی میکند. قسمت بزرگی از انرژی تولید شده توسط موتور خودرو از طریق مقاومت غلتشی تایرها تلف میشود. در نتیجه کاهش مقاومت غلتشی تایرها باعث کاهش مصرف سوخت و به تبع آن کاهش آلودگی هوا میشود. برای کاهش مقاومت غلتشی تایرها، تغییر فرمولاسیون آمیزههای سازندهی رویهی تایر میتواند مؤثر باشد. یک روش مطرح برای تغییر فرمولاسیون آمیزهها، افزودن نانوذرات به عنوان پرکننده است. در این پژوهش، تأثیر افزودن مقادیر مختلف نانوسیلیکا به فرمولاسیون آمیزهی رویهی تایر بر مقاومت غلتشی تایرها که عامل اصلی اتلاف انرژی جنبشی خودروها است، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد که افزودن نانوسیلیکا منجر به افزایش مقاومت غلتشی تایرها میشود. همچنین، تأثیر ضخامت تایر بر عمر آن و مقاومت غلتشی آن مورد بررسی قرار گرفته است، که نشان میدهد مقاومت غلتشی با گذر زمان افزایش مییابد. همچنین، تغییرات لازم در شرایط فرآیند تولید و تأثیر آن بر خواص مکانیکی و کارایی مواد تولیدی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج بررسی رئولوژیکی نشان میدهد که افزودن نانوسیلیکا منجر به افزایش گرانروی شده است. همچنین، بررسی خواص مکانیکی نشان میدهد که مدولهای صد درصد و سیصد درصد مواد با افزایش نانوسیلیکا افزایش مییابد.
تجزیه و تحلیل عملکرد ایستگاههای آتشنشانی از دیدگاه شاخص های ایمنی و آتش نشانی در آتش سوزی های پس از زلزله در شهرداری تهران
دوره 1، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 14-31
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.416088.1019
امین پاداش، افراسیاب خیردست
چکیده ایستگاههای آتش نشانی با توجه به اهمیت روز افزون به ارائه خدمات ایمنی و تمهیدات پیشگیری و مقابله با حوادث آتشسوزی و مدیریت بحران در شهرها از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند. بدون شک خدماترسانی به موقع ایستگاههای آتشنشانی بیش از هر چیز ضمن لزوم استقرار آنها در مکانهای مناسب محیطهای شهری، نیازمند داشتن توانمندیها و تجهیزات لازم برای پاسخگویی به نیازمندی شهروندان میباشد. تهران بزرگ با جمعیت بیش از هشت میلیون نفر به عنوان بزرگ ترین شهر کشور، به علت گسترش موازی و نیز افزایش جمعیت، زمینه های ایجاد حریق را در سطح شهر افزایش داده است. پژوهش حاضر از این جهت حائز اهمیت است که مخاطب آن کلیه مدیران، فرماندهان آتشنشانی میباشد و میتواند جهت بررسی سیستمهای مدیریتی و فرماندهی سوانح بکار گرفته شود. روش تحقیق در این پژوهش، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی انتخاب شده است، که شاخصها دوبهدو با یکدیگر مقایسه و امتیازدهی شده و ارجحیت بین انها تعیین میشود. بر اساس تحلیلهای صورت گرفته در این پژوهش نیروهای عملیاتی مستقر در ایستگاههای آتشنشانی و خودروهای عملیاتی متناسب با ظرفیت منطقه نمیباشد و تجهیزات اطفایی این ایستگاهها تکافوی منطقه در هنگام آتشسوزیهای پس از زلزله نخواهد بود و این یکی از نکات منفی منطقه مطالعاتی است که در هنگام زلزله مهار آتشسوزی تقریبا امری ناممکن بوده و با بحران جدی مواجه خواهیم بود.
برآورد میزان گازهای قابل استحصال در سایت دفن پسماند البرز استان قم با استفاده از نرمافزار لندجم
دوره 1، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 16-33
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.399904.1008
امین جلایر، رمضان حیدری
چکیده بیتوجهی به امر مدیریت مناسب پسماند باعث ایجاد مشکلات ویژهای شده است که رفع آنها از طریق هماهنگی علم و تجربه در چارچوب یک مدیریت صحیح امکانپذیر است و از این طریق میتوان آلودگیهای ناشی از محلهای دفن پسماند از جمله آلودگی هوا را به حداقل رساند و علاوه بر آن از گازهای تولیدشده در لندفیل استفاده مطلوب نمود؛ لذا برآورد میزان گازهای قابل استحصال از محلهای دفن پسماند میتواند در مدیریت صحیح پسماند کمک کند. هدف از این تحقیق برآورد میزان گازهای قابل استحصال در سایت دفن پسماند البرز استان قم بوده است. برای این منظور، میزان پسماند تولیدشده، ترکیب پسماند و شرایط محیطی و اقلیمی منطقه وارد نرمافزار لندجم شده و برآوردی از میزان گازهای قابل استحصال این سایت انجامشده است. با توجه به میزان سلولهای باقیمانده از سایت البرز و میزان پسماند تولیدی، عمر مفید سایت البرز 15 سال در نظر گرفتهشده است. پس از تخمین پسماند تولیدی، ورودیهای لازم برای نرمافزار برای برآورد گاز قابل استحصال در دوره 5 و 15 ساله از سال 2021 الی 2035 تهیهشده است. با توجه به محاسبات انجامشده با نرمافزار لندجم حداکثر میزان گاز قابل استحصال از سایت البرز در سال برای یک دوره 5 ساله برای پسماندهای سریع تجزیه شونده برابر 11 میلیون مترمکعب و برای پسماندهای کند تجزیه شونده برابر 0.5 میلیون مترمکعب است. همچنین حداکثر میزان گاز قابل استحصال از محل دفن در سال برای یک دوره 15 ساله برای پسماندهای سریع تجزیه شونده برابر 31 میلیون مترمکعب و برای پسماندهای کند تجزیه شونده برابر 1.6 می
انتخاب مناسبترین روش تبدیل پسماند به انرژی با استفاده از مدلهای VIKOR-AHP در فضای فازی، مطالعه موردی شهرداری کرمان
دوره 1، شماره 1، بهار 1402، صفحه 17-36
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.394192.1002
حسین وحیدی، رضا عرب آبادی، مرضیه سلطانی نژاد
چکیده استفاده از پسماند بهعنوان منبع تولید انرژی یکی از راهکارهای مناسب برای توسعه پایدار مدیریت پسماند شهری است. فرآیندهای بازیابی انرژی حرارتی که بهمنظور تبدیل پسماندهای جامد شهری به انرژی مورداستفاده قرار میگیرند، یک روش تقریباً جدید و مناسب در مدیریت پسماند بهحساب میآید. طی فرآیندهای تبدیل پسماند به انرژی، حرارت و گازهایی به وجود میآید که این گازها را میتوان برای تولید انرژی استفاده کنیم. روش تجزیهوتحلیل مورداستفاده در این تحقیق، مدل ترکیبی تحلیل سلسله مراتبی و ویکور در فضای فازی جهت انتخاب بهترین سیستم ترموشیمیایی بر اساس چهار معیار اقتصادی، فنی و تکنیکال، محیطزیست و اجتماعی و فرهنگی جهت بهکارگیری آن در شرایط شهر کرمان باهدف استراتژی «بدون پسماند» مطرحشده است. در این مطالعه سیستمهای گازی کردن، سوختهای SRF، پیرولیز و هضم بیهوازی مورد ارزیابی قرار گرفتند. جمعآوری اطلاعات موردنیاز از طریق بررسی ادبیات موضوع، منابع معتبر و تهیه و تکمیل پرسشنامه به دست میآید. نتایج این تحقیق نشاندهنده آن است که در بین سیستمهای مورد ارزیابی، سیستم سوختهای SRF با مقدار Q برابر با 0.017 بهترین گزینه جهت تبدیل پسماند به انرژی در شهر کرمان بوده و سپس به ترتیب سیستمهای پیرولیز، گازی کردن و هضم بیهوازی در اولویت بعدی قرار میگیرند.
بررسی روشهای آموزش از دور شهروندی در حوزه مدیریت پسماند برای منطقه 16 شهرداری تهران بر اساس مدل خان
دوره 1، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 32-50
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.420058.1020
نسیم اقبال
چکیده لازمه کاهش تولید از مبدأ پسماند شهری افزایش مشارکت شهروندان است. روش آموزش شهروندان بایستی فراگیر باشد و دارای ضریب نفوذ بالا در سطح جامعه و همچنین صرفه اقتصادی باشد. روشهای آموزش از دور بهعنوان یکی از روشهای آموزش شهروندی میتواند بهمنظور ترویج فرهنگ کاهش از مبدأ پسماند توسط شهرداریها موردتوجه قرار گیرند. در این مطالعه سعی بر آن است تا مناسبترین و کارآمدترین روش آموزشی از راه دور جهت استفاده شهرداری تهران انتخاب شود. در این راستا، از مدل مفهومی خان به همراه تحلیل سلسله مراتبی فازی استفادهشده است. در این مطالعه از 100 پرسشنامه مقایسات زوجی که از سطح منطقه 16 شهرداری تهران بهصورت تصادفی جمعآوریشده، استفادهشده است. نتایج مدل ارجحیت بندی استفاده و توسعه اپلیکیشن های آموزشی موبایل را ارجحترین گزینه نشان میدهند. بر اساس مصاحبههای انجامشده از شهروندان منطقه 16 شهرداری تهران، نقاط قوت و دلایل انتخاب این گزینه تشریح شده است. برای مقایسه بین انواع روشهای آموزش از دور 25 معیار در 8 دستهبندی پیشنهادی در قالب مدل مفهومی خان استفادهشده که توانست مفاهیم و مبنای یک سیستم آموزش از دور استاندارد و موفق را در مدل تصمیمگیری فازی ادغام کند.
ارزیابی اثرات زیستمحیطی چرخه حیات ناوگان حملونقل ریلی در استان کرمان با استفاده از نرم افزار OPENLCA
دوره 1، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 34-45
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.403329.1009
سارا صفی جهانشاهی، مرتضی ریاضی نژاد
چکیده استان کرمان یک منطقه معدنی و صنعتی روبهپیشرفت و توسعه است. با توجه به روند رشد صنایع و قرار گرفتن استان کرمان در یک موقعیت استراتژیک، سیستمهای حملونقل و اثرات محیط زیستی بسیار موردتوجه قرارگرفته است. در این مطالعه با استفاده از ارزیابی چرخه حیات به بررسی اثرات محیطزیستی ناوگان حملونقل ریلی و باری در محدوده استان کرمان پرداختهشده است. در ابتدا اطلاعات موردنیاز از حمل کالا برای دورههای یک و پنجساله در مرحله بهرهبرداری جمعآوری شد و با استفاده از نرمافزار OPENLCA مراحل مربوط به ارزیابی چرخه حیات صورت گرفت. بر اساس روش CML baseline که یکی از جامعترین روشهای ارزیابی در این نرمافزار است، اثرات زیستمحیطی آلایندههای تولیدشده و منابع مصرفشده در طی چرخه حیات دو سناریوی با دوره زمانی یکساله و پنجساله تعیینشده و در 11 طبقه اثر محاسبه گردید. این مطالعات که در راستای توسعه پایدار و حفاظت محیطزیست صورت گرفت اطلاعات لازم از حمل کالا برای یک دوره یکساله و پنجساله را و تأثیر آن بر نقاط اثر گوناگون اسیدی شدن، تغییرات آبوهوا، از بین بردن منابع آبزی - عناصر، ذخایر نهایی، از بین بردن منابع آبزی، سوختهای فسیلی، یوتریفیکاسیون، سمیت آب شیرین، سمیت انسان، سمیت آبزیان دریایی، تخریب لایه اوزون، مه دود فتوشیمیایی و سمیت خاک نشان داد. ازاینرو، نیاز به برنامهریزیهای جدی و دقیق برای عبور از بحرانهای ذکرشده بیشازپیش احساس میگردد.
تحلیل وضعیت بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE) با محوریت حوادث شغلی در میادین نفتی، مطالعه موردی میدان نفتی یادآوران
دوره 1، شماره 1، بهار 1402، صفحه 37-56
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.395898.1003
مرتضی ریاضی نژاد، غلام رضا نبی بیدهندی
چکیده حوادث شغلی در صنعت نفت همواره یکی از دشواریها و مشکلات فازهای مختلف ساخت و راهاندازی است. در این مطالعه سعی بر آن است تا ریسک حوادث شغلی صنعت نفت در فاز ساخت دریکی از بزرگترین میدانها نفتی کشور، میدان نفتی یادآوران در استان خوزستان ارزیابی شود. برای این منظور از مدل FMEA استفاده شد که روشی متداول در ارزیابی ریسک حوادث شغلی است. طبق بازدیدها، مصاحبهها و آمارهای گرفتهشده تعداد 47 حادثه شغلی در فاز ساخت این میدان نفتی شناسایی و اطلاعات آن جمعآوری شد. طبق نتایج بهدستآمده، مقدار عدد اولویت ریسک بهصورت میانگین برابر با مقدار ۲۱۲ به دست آمد. همچنین، بر اساس نوع حوادثی که دستهبندی شد چندین اقدام اصلاحی نیز پیشنهاد شد که انتظار میرود بر اساس این اقدامات درنهایت عدد اول بعد از اقدامات اصلاحی 133.2 حاصل شد که درنتیجه آن مقدار کاهش معادل 37 درصد عدد اولویت ریسک مشاهده شد. بااینکه تغییرات انجامشده تغییراتی از نوع اقدامات کمهزینه ولی مداوم و دورهای و کار آمده است میتوان اثر مثبت اصلاحات را در این منطقه نفتی مشاهده نمود.
پیکربندی بی سیم برای اتوماسیون گلخانه هوشمند: یک رویکرد اقتصادی و کارآمد
دوره 1، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 46-64
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.405892.1010
سامان گروهی پور، محمدعلی باقرزاده، احسان سلیمانی نسب، حسین وحیدی
چکیده سیستمهای اتوماسیون گلخانه هوشمند شامل حسگرها، کنترلکنندهها، شبکههای ارتباطی و نرمافزارهای مدیریتی است و پایش وضعیت گلخانه را به صورت زمان حقیقی انجام میدهد. حسگرها برای اندازهگیری و کنترل پارامترهای مختلفی مانند دما، رطوبت، نور، غلظت CO2 استفاده میشوند. با توجه به اینکه سیمکشی بین حسگرها و کنترلکنندهها یکی از محدودیتهای اصلی توسعه گلخانههای هوشمند است، استفاده از شبکههای مخابراتی بیسیم مناسب میتواند علاوه بر کاهش زمان نصب و راهاندازی، هزینههای نصب و راهاندازی را نیز به شدت کاهش دهد. ضمن اینکه میتوان اطلاعات سیستم کنترل هوشمند را از طریق اینترنت در اختیار کاربر قرار داد، تا بتواند در هر زمان و هر مکان نظارت و کنترل عوامل مدنظر را انجام دهد. در این پژوهش یک پیکربندی بیسیم اقتصادی و کارآمد برای اتوماسیون گلخانهها ارائه میشود تا بتوان با کمترین هزینه و تغییرات، گلخانههای سنتی را به گلخانه هوشمند تبدیل نمود. در این پیکربندی از حسگرهای متعددی برای اندازهگیری پارامترهای محیطی گلخانه مانند دما، رطوبت هوا، شدت نور، رطوبت خاک و غلظت CO2 استفاده شده است. با توجه به گستردگی حسگرها در محیط گلخانه، ارتباط بین این حسگرها با ایستگاه پایش وضعیت به صورت بیسیم و با استفاده از دو پروتکل WiFi و ZigBee بررسی شده است. با توجه به اینکه ماژول WiFi نسبت به ماژولهای ZigBee ارزانتر هستند، در گلخانههایی که آلودگی فرکانسی 2.4 GHz وجود ندارد، استفاده از پروتکل WiFi توجیه اقتصادی دارد. در غیر این صورت پیشنهاد میگردد از ماژولهای ZigBee با فرکانس زیر یک گیگاهرتز (900MHz) و یا از WiFi در باند 5 GHz استفاده گردد.
ارزیابی کارایی هیدروژلهای سدیم آلژینات کراسلینک شده با کلرید فریک بر حذف آلاینده نیکل از محلولهای آبی
دوره 1، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 51-65
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.425900.1025
انسیه السادات علوی، سینا مدیری، محبوب صفاری، حسین یاری
چکیده در سالهای اخیر، تحقیقات در خصوص استفاده گسترده از پلیمرهای زیست تخریب پذیر، از جمله سدیم آلژینات (SA)، در حذف آلایندههای منابع آبی، رشد محسوسی نشان داده است. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی کارایی هیدروژلهای SA کراس لینک شده با کلرید فریک، بر بهینه سازی حذف نیکل از محلولهای آبی، متاثر از فاکتورهای مختلف (غلظت اولیه نیکل، pH محلول، میزان جاذب و زمان تماس)، با استفاده از روش سطح پاسخ (مدل باکس-بنکن)، انجام گرفت. بر اساس نتایج آنالیزهای FTIR و SEM، هیدروژلهای فعال شده SA دارای گروههای عامل هیدروکسیل و کربوکسیل بوده و مورفولوژی سطح آنها به صورت غیر مسطح و برجسته بود. با توجه به نتایج بهدستآمده، حداقل و حداکثر حذف نیکل در شرایط مختلف آزمایش بهترتیب 39/53 و 43/85 درصد بود، که با افزایش غلظت اولیه نیکل، حذف نیکل روند کاهشی داشت، در حالی که با افزایش مقادیر متغیرهای زمان تماس، pH محلول و میزان سطوح جاذب کاربردی، حذف نیکل روند افزایشی را نشان داد. ارزیابی برازش دادههای حاصل از حذف نیکل با مدل باکس-بنکن در حضور SA، نشان از پیشبینی دقیق این مدل در بهینهسازی حذف نیکل از محلولهای آبی داشت. به طور کلی، نتایج مطالعه حاضر نشان داد، SA توانایی مناسبی از حذف نیکل در محلولهای آبی را دارا میباشد، هرچند که در مطالعات آتی، بررسی، مقایسه و تلفیق سایر روشهای فعالسازی از جمله فعالسازی فیزیکی (ترکیب با مواد غیرآلی) و شیمیایی ( پیوندزنی سطحی) بر پلیمر SA، میتواند در بهبود کارایی راندمان حذف عناصر سنگین توسط این پلیمر، موثر باشد.
بررسی فنی و اقتصادی استفاده از سیستم ترکیبی فوتوولتاییک خورشیدی/زباله سوز/سیکل رانکین نیروگاهی برای تولید الکتریسیته در کرمان
دوره 1، شماره 1، بهار 1402، صفحه 57-68
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.396486.1004
صابر صادقی، اقبال بنی اسد عسکری، سمیه فارسی زاده زرندی
چکیده بشر امروز با مشکلات خطرناک زیست محیطی مواجه است و برای غلبه بر انها نیازمند یافتن راه های جدید تامین انرژی می باشد. از اساسی ترین روش های مورد توجه برای تامین انرژی، بکارگیری انرژی های تجدیدپذیر می باشد. در تحقیق حاضر امکان سنجی فنی، اقتصادی و زیست محیطی برای سه سناریو متفاوت شامل سیستم ترکیبی زباله سوز/نیروگاه بخار/نیروگاه فوتوولتاییک خورشیدی در حالت تفکیک زباله، سیستم ترکیبی زباله سوز/نیروگاه بخار/نیروگاه فوتوولتاییک خورشیدی در حالت بدون تفکیک زباله و سیستم ترکیبی هاضم/نیروگاه بخار/نیروگاه فوتوولتاییک خورشیدی برای شهر کرمان مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین اثر تغییر پارامترهای مختلف بر عملکرد فنی، اقتصادی و زیست محیطی آنها مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج نشان داد که بالاترین دوره بازگشت سرمایه و هزینه تولید برق به ترتیب برابر با 12 سال و 17/1 دلار به ازای هر کیلووات مربوط به سیستم ترکیبی زباله سوز با تفکیک می باشد. مقادیر مذکور به ترتیب برابر با 8 سال و 78/0 دلار به ازای هر کیلووات و 8/7 سال و 77/0 دلار به ازای هر کیلووات برای سیستم های ترکیبی بدون تفکیک/خورشیدی و هاضم خورشیدی بدست آمد. افزایش هزینه اولیه پانل های خورشیدی به اندازه 45% باعث افزایش قیمت برق و دوره بازگشت سرمایه به اندازه 26%، 20% و 35% در سیستم های ترکیبی با تفکیک، بدون تفکیک و هاضم شد. همچنین افزایش هزینه اولیه زباله سوز به اندازه 90%، باعث افزایش قیمت برق و دوره بازگشت سرمایه سیستم های ترکیبی با تفکیک و بدون تفکیک به اندازه 37% و 39% شد.
بررسی عملکرد زیستمحیطی مدیریت پسماند ساخت و تخریب در شهر تهران با استفاده از روش ارزیابی چرخه حیات (LCA)
دوره 1، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 65-78
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.406828.1012
محسن اصفهانی زاده، محمدحسین باقرزاده کوهبنانی
چکیده رشد سریع شهرنشینی منجر به افزایش نرخ تولید پسماند ساخت و تخریب شده است. در این شرایط، فقدان یا ناکارآمدی برنامه و چشمانداز برای مدیریت پسماند ساخت و تخریب، منجر به تشدید مشکلات شهری مربوط به جمعآوری، حمل ونقل و دفع پسماند ساخت و تخریب شده است. هدف این مطالعه، استفاده از روش ارزیابی چرخه حیات به منظور ارزیابی عملکرد زیستمحیطی سیستم مدیریت کنونی پسماند ساخت و تخریب و شناسایی ابعاد مهم و اقدامات احتمالی بهبود عملکرد در شهر تهران است. ارزیابی چرخه حیات به روش Impact 2002+ برای سناریوی پایه (4/19% بازیافت) و دو سناریوی بهبود انجام شده است. این سناریوها شامل ترکیبی از روشهای دفن، تفکیک از مبداء و بازیافت مقادیر متفاوت است. فهرست چرخه حیات با استفاده از دادههای اولیه از مطالعات میدانی و دادههای ثانویه از پایگاه داده ecoinvent 3.7 و مطالعات مشابه تکمیل شده است. نتایج پژوهش نشاندهنده مزایای بازیافت پسماند ساخت و تخریب در کاهش پتانسیل اثرات انرژیهای تجدیدناپذیر، گرمایش جهانی، غیرسرطانزاها و غیرآلیها و آلیهای تنفسی است. بنابراین، نتایج پژوهش میتواند در فرآیندهای تصمیمگیری، جنبههای زیستمحیطی و فنی را در کنار عوامل اقتصادی و سیاسی قرار دهد و همچنین تولیدکنندگان را تشویق به کاهش مصرف منابع و شرکتهای بازیافت و سازمانهای مربوطه را تشویق کند تا به طور مستمر عملکرد سیستمهای مدیریت پسماند ساخت و تخریب را بهبود بخشند. همچنین دادهها جمعآوری شده میتواند در سایر مطالعات ارزیابی چرخه حیات پسماند ساخت و تخریب مورد استفاده قرار گیرد.
مکانیابی ایستگاه های آتش نشانی در محدوده منطقه 16 شهر تهران با استفاده از GIS-FAHP
دوره 1، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 66-81
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.421220.1021
سینا اقبال، سید مرتضی موسوی راد
چکیده مکانیابی واحدهای خدمات شهر مانند ایستگاههای آتشنشانی در مناطق شهری همواره یکی از موضوعات شهرداریها است که بایستی با دقت زیادی بررسی و تعیین شوند. اثرپذیری کیفیت خدمات و کارآمدی ایستگاههای آتشنشانی به جانمایی مناسب آنها بسیار وابسته است. ازاینرو، در این مطالعه سعی بر آن است تا با بررسی اطلاعات مکانی در ناحیه 2 منطقه 16 شهرداری تهران (محله نازیآباد) به تعیین مکان مناسب برای استفاده جهت استقرار ایستگاه آتشنشانی پرداخته شود. برای این منظور 8 شاخص اثرگذار بر مکانیابی ایستگاه تعیین شدند. از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی بهمنظور ارجحیت بندی آنها و تعیین وزن اثر آنها استفاده شد. سپس نقشهها و اطلاعات مکانی هر یک از شاخصها برای منطقه موردمطالعه با استفاده GIS تهیه و موردبحث قرار گرفت. درنهایت با تلفیق نقشهها مکانهای مناسب برای تأسیس ایستگاه آتشنشانی با حداکثر کارآمدی مشخص شد. طبق نتایج، نوار جنوبی و قسمتی از ناحیه شمالی محدوده موردبررسی برای ایجاد ایستگاه آتشنشانی کاملاً مناسب است. ضلع شمال غربی و غرب ناحیه با توجه به نوع کاربری آن امکان احداث ایستگاه آتشنشانی وجود ندارد. همچنین ضلع شرقی و شمالی شرقی نیز وضعیت مشابه ای را دارد.
تجزیهوتحلیل چالشهای مجموعه بازار بزرگ تهران از منظر نظام مدیریت ایمنی
دوره 1، شماره 1، بهار 1402، صفحه 69-83
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.397574.1005
امین پاداش، محمد رضا حق پرست
چکیده در این مقاله به بررسی چالشهای ایمنی بازار بزرگ تهران و ارائه پیشنهادهای و تمهیدات لازم در این خصوص پرداختهشده است. روش تحقیق در ردیف تحقیقات توصیفی – تحلیلی و از حیث هدف، این پژوهش کاربردی- توسعهای میباشد. برای وزن دهی به شاخصهای موردبررسی و مطالعه در پژوهش از مدل تحلیلی شبکه (ANP) استفاده گردید. بر مبنای جدول مقیاسهای کلامی و عددی مبتنی بر روش ساعتی، مقایسه زوجی بین معیارها و شاخصها بر اساس اهمیت و ارجحیت انجام و دادهها با استفاده از نرمافزار Super-Decision استخراج و تحلیل شد. معیارهای استخراجشده با نظرسنجی از خبرگان و با تکمیل پرسشنامه انجام شد که شامل 14 معیار اصلی و مجموعاً 45 زیر معیار است. طبق نتایج بهدستآمده معیار مشکلات کالبدی، فرسوده بودن ساختمانها، سراها، حجرهها و دالانها در رتبه 1 عوامل ایجاد حوادث قرار گرفت و پسازآن وضعیت شبکه نابسامان برق و کمبود تعداد ایستگاههای آتشنشانی در بازار بیشترین وزن را به خود اختصاص دادند. همچنین، آخرین معیار استخراجشده تخلیه و بارگیری ناایمن توسط کارگران و کارفرمایان است که نسبت به سایر شاخصها وضعیت بهتری را به دست آورد. در انتها پیشنهادهایی جهت بهبود وضعیت ایمنی بازار بزرگ تهران در 3 دستهکوتاه، میان و بلندمدت ارائهشده است.
مقایسه تطبیقی بازآفرینی اراضی قهوهای، اراضی خاکستری و بافت ناکارآمد مطالعه موردی: منطقه 3 و 4 شهر کرمان
دوره 1، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 79-96
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.408288.1014
نسترن بهادر، حسین غضنفرپور، علی اصغر عبدالهی، حمیده افشارمنش
چکیده یکی از روش های نوین مداخله در بافت های قدیمی و ناکارامد محلات رویکرد بازآفرینی است، در واقع بازآفرینی با توجه توامان به ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی سعی در احیا، تجدید حیات و نوزایی شهری و یا به عبارتی به دنبال دوباره زنده شدن بافتهای درون شهریست که در گذشته برای اهداف تجاری و صنعتی استفاده میشدهاند و اکنون به دلیل آلودگی و سایر مشکلات رها شده و غیر قابل استفاده هستند. این اراضی، امروزه تحت عنوان زمینهای قهوهای و خاکستری شهری خوانده میشوند. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با هدف ارزیابی اراضی قهوهای و خاکستری با رویکرد بازآفرینی شهری تدوین شده است در گردآوری دادهها، از روشهای کتابخانهای و میدانی و و ابزار پرسشنامه استفاده شده است و از تکنیک تحلیل سلسه مراتبی (Ahp)، بـه عنـوان پایـه اصـلی مـدل تحلیلی پژوهش جهت رتبه بندی وارزشگذاری زیرشاخصهای اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیستمحیطی استفاده گردیده است. یافتههای حاصل از مدل تحلیل سلسله مراتبی بر اولویت بندی ابعاد تأثیرگذار بر بازآفرینی ارضی قهوه ای و خاکستری به ترتیب بر قیمت زمین با وزن نسبی (0.431)، نیاز به مسکن با وزن نسبی (0.285)، امنیت فردی و اجتماعی با وزن نسبی (0.384)، آسیبهای اجتماعی همچون ناامنی و بزهکاری با وزن نسبی (0.217)، پتانسیل و قابلیتهای اراضی قهوهایی و خاکستری با وزن نسبی (0.352)، امکانات و زیر ساختها با وزن نسبی (0.230)، کاهش کیفیت محیطی و افزایش آلودگی با وزن نسبی (0.376)، کاهش بهداشت محیط و افزایش بیماریها با وزن نسبی (0.329) دلالت دارد
حذف رنگ کریستالویولت از محلول آبی با استفاده از کامپوزیت برپایه چارچوب فلز-آلی پورفیرینی
دوره 1، شماره 1، بهار 1402، صفحه 84-100
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.398322.1006
سعیده اسلامی نژاد، رحمت اله رحیمی، مریم فیاضی
چکیده آلایندههای مختلف مانند رنگها پس از ورود به اکوسیستمها منجر به آلودگیهای زیست محیطی جدی جهانی میشوند. با توجه به قوانین سختگیرانه جهانی، تصفیه فاضلاب قبل از تخلیه به محیط زیست الزامی است. یکی از روشهای رایج، قابل اعتماد و مفیدی که برای حذف رنگها از پسابهای صنعتی به کار میرود، فرآیند جذب است. در این تحقیق، جذب کریستالویولت (CV) از محلول آبی بر روی کامپوزیت PCN-224/Sepiolite به دست آمده از مزو تتراکیس (4-کربوکسی فنیل) پورفیرین (TCPP) با شرایط تجربی مختلف مورد بررسی قرار گرفت. ترکیب و ساختار ترکیبات با روشهای FESEM و XRD مورد مشخصهیابی قرار گرفت. تأثیر متغیرهای مختلف شامل: غلظت رنگ، مقدار جاذب و زمان تماس به روش ناپیوسته بررسی شد. دادههای تعادلی با استفاده از ایزوترم لانگمویر، فرندلیچ و تمکین ارزیابی شد. مدل لانگمویر، جذب رنگ کریستالویولت را به بهترین شکل توصیف کرد، که نشان میدهد جذب رنگ کریستالویولت بر روی کامپوزیت PCN-224/Sepiolite تک لایه و همگن است. بیشینه ظرفیت جذب تحت شرایط بهینه (مقدار جاذب: 02/0 گرم، زمان تماس:120 دقیقه، دما:25 درجه سانتیگراد) mg g-1 17/38 بدست آمد. دادههای سینتیکی با استفاده از معادله شبه مرتبه اول و شبه مرتبه دوم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مدل شبه مرتبه دوم بهترین تناسب را برای مطالعات سنتیکی نشان داد (9985/0 R2=)، که نشان میدهد که جذب کریستالویولت توسط فرآیند جذب شیمیایی محدود میشود. به طور کلی، نتایج نشان می دهد که کامپوزیت PCN-224/Sepiolite می تواند به عنوان یک جاذب کارآمد برای تصفیه پساب های رنگی استفاده شود.
کارائی اسانس برگ درخت اکالیپتوس به عنوان بازدارنده سبز خوردگی فولاد
دوره 1، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 1-14
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.424688.1023
محمد قاسمی، حانیه عباسلو، بهادر ابول پور
چکیده بازدارنده خوردگی یک روش آسان و اقتصادی جهت کنترل خوردگی فلزات در محیطهای اسیدی میباشد. در این راستا بازدارندههای خوردگی سبز بر پایه اسانس گیاهان به عنوان یک جایگزین مناسب بازدارندههای خوردگی سنتزی رایج که عمدتا دوستدار محیط زیست نمیباشند، مورد توجه فراوان قرار گرفته است. حضور ترکیبات فعال در اسانس اکالیپتوس آن را به یک منبعی از بازدارندههای سبز در کنترل خوردگی فولاد تبدیل کرده است. در این مطالعه عملکرد بازدارندگی اسانس برگ درخت اسانس اکالیپتوس توسط روشهای اسانس گیری با بخار و آزمونهای الکتروشیمیایی و روشهای تحلیل سطحی مورد بررسی قرار گرفته است. بنابراین اسانس برگ گیاه اکالیپتوس به عنوان بازدارنده سبز در محیط خورنده اسید سولفوریک و اسید کلریدریک، استفاده شده تا میزان کاهش خوردگی فلز در این محیط بررسی گردد. جهت دستیابی به بهترین نتیجه، نمونه اسانس تهیه و توسط دستگاه GC-Mass آنالیز شد تا ترکیبات موجود در گیاه اکالیپتوس، مورد بررسی قرار گیرد. اثر بازدارنگی خوردگی فولاد توسط اسانس با استفاده از روشهای اندازهگیری وزن، طیفسنجی امپدانس الکتروشیمیایی و ایزوترمهای جذب مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از فلز غوطهورشده در محلول اسید با غلظتهای مختلف، در شرایط عدم حضور بازدارنده مقایسه شد. نتایج آزمایشها نشان داد که این ماده عملکرد خوبی بهعنوان بازدارنده داشته و درصد بازدارندگی روی خوردگی فولاد با افزایش غلظت افزایش خواهد یافت. جذب اسانس اکالیپتوس روی فولاد از ایزوترم جذب تبعیت کرده و مقدار انرژی آزاد جذب نشان از جذب خودبهخودی این ماده با غالب بودن جذب شیمیایی روی سطح را دارد.
ارزیابی ریسک سلامت آلاینده ی نیترات در آب تصفیه شده جهت بازچرخانی در شهرک های مسکونی
دوره 2، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-12
https://doi.org/10.48306/jumee.2024.440957.1034
کیمیا امینی زاده، محسن بهاءالدینی
چکیده آبهای زیرزمینی یکی از منابع مورد استفاده برای آب شرب است. امروزه، در اکثر پسابهای صنعتی، میزان آلایندهی نیترات خارج از محدودهی استاندارد است و بایستی طی فرآیند تصفیه با دقت زیادی بر کارآمدی میزان حذف آن تا محدوده موردنظر، دقت کرد. زیرا نفوذ این پسابهای صنعتی در آبهای زیرزمینی، غیرقابل اجتناب است. در این مطالعه با هدف بررسی میزان ریسک سلامت نیترات موجود در تصفیه آب زیرزمینی استخراج شده در مجاورت یکی از تأسیسات نفتی واقع در شهر تهران، بهمنظور استفاده مجدد در یک شهرک مسکونی انجامشده است. برای ارزیابی ریسک آب تصفیهشده میزان خروجی نیترات طی یک سال به صورت هر دو هفته یک بار مورد نمونهبرداری و درنهایت تعداد 25 نمونه مورد آنالیز قرار گرفت. غلظت نیترات سنجیده شده بهطور میانگین در نمونهها برابر با 3/63 میلیگرم در لیتر و حداکثر غلظت سنجش شده برابر با 7/134 میلیگرم بر لیتر مشاهدهشده است. روش ارزیابی ریسک نیترات در این تحقیق بر اساس استاندارد EPA انتخابشده است. نتایج نشان داد که میزان ریسک غیر سرطانی در 84 درصد نمونهها برای رده سنی نوزادان بالای یک بوده است (HQ ≥ 1) و مصرف این آب میتواند برای آنها خطرناک باشد. درنتیجه باید حساسیت بیشتری بر کارآمدی و حذف شدن نیترات در سیستم تصفیهخانه در نظر گرفته شود.
شناخت وضعیت پتانسیل پیادهروی به منظور توسعه شبکه پیادهروی در سطح منطقه 3 شهرداری تهران
دوره 2، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-23
https://doi.org/10.48306/jumee.2024.444576.1036
محمود علیزاده، ریحانه نیلی
چکیده این تحقیق به بررسی پتانسیل پیادهروی و استراتژیهای توسعه شبکه پیادهروی در منطقه ۳ شهرداری تهران میپردازد، با هدف افزایش سلامت عمومی و قابلیت زیست شهری از طریق ترویج فعالیتهای جسمانی. مدل جامعی با استفاده از دادههای سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) توسعه یافته است تا شاخصهای قابلیت پیادهروی را در نواحی مختلف شهری ارزیابی کند. این مطالعه با تلفیق ابزارهای تصمیمگیری چند معیاره و ARCGIS، نقشهای از قابلیت پیادهروی را تهیه کرده و از ده عامل محیطی که بر فعالیتهای عابر پیاده تأثیر زیادی دارند، استفاده میکند. یافتهها نشان میدهند که طراحی شهری و زیرساختها نقش حیاتی در تشویق به پیادهروی دارند. دقت مدل در کمیسازی قابلیت پیادهروی، اثربخشی ترکیب تکنیکهای تحلیلی با قابلیتهای GIS را نشان میدهد و ابزار محکمی برای برنامهریزان شهری و تصمیمگیرندگان فراهم میآورد. این رویکرد نه تنها در شناسایی مناطق با قابلیت پیادهروی ضعیف کمک میکند بلکه به پیشنهاد بهبودهای طراحی برای افزایش مسیرهای عابر پیاده و اتصالات میپردازد. این مطالعه با ارائه ارزیابی دقیق از عناصر فیزیکی و زیرساختی که پیادهروی را ترویج میدهند، به حوزه برنامهریزی شهری پایدار کمک میکند. با فراهمآوردن مداخلات هدفمند، مدل پیشنهادی به دنبال تقویت جامعهای سالمتر و فعالتر در چشمانداز شهری تهران است. این مطالعه اهمیت برنامهریزی استراتژیک و کاربرد فناوری در ایجاد محیطهای مساعد برای فعالیتهای جسمانی را مورد تأکید قرار داده و در نهایت، پیامدهای آن برای سیاستگذاری سلامت عمومی و توسعه شهری را بازتاب میدهد.
ارزیابی و رتبهبندی فناوریهای تولید انرژی از پسماند با استفاده از روشهای ترکیبی تصمیمگیری چند معیاره VIKOR-AHP و TOPSIS-AHP
دوره 2، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-15
https://doi.org/10.48306/jumee.2024.462796.1048
آرمان شاهنظری، حامد پوردژ، ساره حکیمی، نرگس بنائیان
چکیده مهمترین هدف این مقاله ارائه مدلی مناسب برای انتخاب بهترین فناوری تبدیل پسماند به انرژی برای مدیران و سرمایهگذاران بخش خصوصی و دولتی است. مدیریت پسماند شهری همراه با بازیابی انرژی میتواند مناسبترین راهکار هم به منظور حفظ محیطزیست و هم به منظور تولید و تامین انرژی برای جوامع شهری و روستایی باشد. به هر حال تعیین مناسبترین فناوری استحصال انرژی از زباله یک موضوع چالش برانگیز و پیچیده است زیرا باید معیارهای گستردهای و گوناگونی را مدنظر قرار داد. در این تحقیق از دو روش تاپسیس و ویکور که از پرکاربردترین روشهای تصمیمگیری چند معیاره هستند؛ برای این منظور استفاده شده است. هاضم بیهوازی، زبالهسوزی و پیرولیز به عنوان مهمترین گزینههای فناوری تبدیل پسماند به انرژی انتخاب و بر اساس سه معیار اصلی زیستمحیطی، فنی و اقتصادی که برای هر کدام از معیارها، زیرمعیارهای مختلفی در نظر گرفته شده، مورد ارزیابی قرار میگیرند. نتایج مقایسات زوجی نشان میدهد که در بین معیارهای اصلی، معیار زیستمحیطی بیشترین امتیاز و اهمیت را دارد و پس از آن به ترتیب معیار اقتصادی و فنی در ردههای بعدی اهمیت هستند. به جهت اطمینان از نتایج، گزینه ها با سه روش متفاوت تحلیل سلسله مراتبی، ویکور و تاپسیس رتبه بندی میشوند. نتایج کلی مدلهای تصمیم گیری نشان میدهد که فناوری زبالهسوزی بهعنوان بهترین فناوری تبدیل پسماند به انرژی است. بعد از آن نیز به ترتیب فناوریهای هاضم بیهوازی و پیرولیز در رتبههای بعدی قرار میگیرند.
ارزیابی آلودگی عناصر باریم، کبالت، مولیبدن، نیکل و وانادیم در خاکهای سطحی مجاور سد باطله معدن مس چهارگنبد: تحلیل شاخصهای آلودگی
دوره 2، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-20
https://doi.org/10.48306/jumee.2024.494892.1061
سید مرتضی موسوی راد، محبوب صفاری
چکیده پژوهش حاضر به بررسی آلودگی و منشأ عناصر سنگین در خاکها و رسوبات سد باطله معدن مس چهارگنبد پرداخته است. بدین منظور، 6 نمونه رسوب از سد باطله و 9 نمونه خاک از اطراف آن جمعآوری و مورد تحلیل قرار گرفتند. بر اساس نتایج، میانگین غلظت عناصر باریم، کبالت، مولیبدن، نیکل و وانادیم در رسوبات سد باطله به ترتیب 585، 22، 7/3، 1/30 و 8/79 میلیگرم بر کیلوگرم و در خاکهای اطراف سد به ترتیب 8/244، 17، 63/0، 6/30 و 7/124 میلیگرم بر کیلوگرم بهدست آمد. تحلیل شاخص غنیشدگی نشان داد که در رسوبات سد باطله، هر پنج عنصر مورد مطالعه دارای شدت غنیشدگی بسیار کم بوده و در محدوده بدون آلودگی قرار دارند. در خاکهای اطراف سد، شاخص غنیشدگی برای تمامی عناصر در محدوده کمتر از 2 قرار گرفت که بیانگر تأثیر ناچیز فعالیتهای انسانی است. شاخص زمینانباشت در رسوبات، کبالت و مولیبدن را در طبقه آلودگی کم تا متوسط قرار داد، در حالی که سایر عناصر در طبقه بندی غیرآلوده قرار گرفتند. عناصر وانادیم و نیکل در کلاسهای 1 و 2 طبقهبندی شدند که نشاندهنده آلودگی خفیف تا متوسط در برخی نقاط منطقه میباشد. یافتههای این تحقیق نشان داد که هوازدگی سنگهای مادر منشأ اصلی غلظت عناصر سنگین در منطقه است، اما فعالیتهای معدنی بهویژه در رسوبات سد باطله، به افزایش محلی غلظت برخی عناصر از جمله وانادیم و نیکل کمک کرده است. این نتایج بر اهمیت پایش مداوم آلودگی و مدیریت زیستمحیطی از جمله تثبیت رسوبات و بهکارگیری روشهای کاهش آلودگی در این منطقه تأکید دارد.
ارتباطات سبز در باند میانی سیستمهای مخابرات سلولی نسل ششم
دوره 3، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-14
https://doi.org/10.48306/juem.2025.500716.1065
احسان سلیمانی نسب
چکیده تخمین زده می شود که صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) مسئول تقریباً 2 تا 4 درصد از کل کربن تولید شده توسط فعالیتهای انسانی است که معادل حدود 25 درصد از کل آلایندگی خودروها و تقریباً برابر با کل انتشارات کربن هواپیماها در جهان است. در این میان ارتباطات نسل ششم (6G) با فراهم کردن نرخ داده بالا برای کاربران و صنایع، نقش عمده ای در صنعت ICT آینده ایفا میکنند و مصرف انرژی بالائی دارند. از طرفی بدلیل تلفات بالا در فرکانسهای کاری 6G، برد ارتباطی کوتاه است و برای پوشش حداکثری در شبکه، نیاز به تعداد زیادی ایستگاه پایه (BS) میباشد که هم مصرف انرژی بالائی دارند و هم آلودگی محیط زیستی بوجود میآورند. به منظور کاهش مصرف انرژی در سیستمهای بیسیم علی الخصوص 6G، اخیرا سطوح هوشمند انعکاسی (RIS) مطرح شده اند که با مصرف حداقل انرژی ارتباط را در نقاط کور میسر میسازند. این ویژگی آنها را به گزینهای مناسب برای بهبود کارایی انرژی در شبکههای بیسیم تبدیل میکند در این مقاله به کمک RIS، راندمان انرژی سیستمهای مخابراتی 6G در دو فرکانس باندمیانی 7.8 و 15 گیگاهرتز بررسی و محاسبه میشود. اثر پدیده افت مسیر روی سیگنالها با دادههای واقعی منتج از استاندارد 3GPP در نظر گرفته شده و تاثیر تعداد عناصر RIS، نرخ ارسال، فرکانس کاری و دیگر پارامترها در سناریوهای مختلف بررسی شده است. نشان داده شده است که استفاده از RIS میتواند راندمان انرژی بالاتری را فراهم آورد که با افزایش فرکانس، راندمان انرژی نیز افزایش مییابد.
تحلیل و اولویت بندی شاخص های زیست پذیری شهری با تاکید بر رفاه اجتماعی
دوره 3، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-21
https://doi.org/10.48306/juem.2025.525485.1074
اسمعیل شیعه، سینا اقبال، حسین وحیدی، سید مجید نادری
چکیده این پژوهش به تحلیل و اولویتبندی شاخصهای زیستپذیری شهری با تأکید بر رفاه اجتماعی پرداخته و چارچوبی جامع برای ارزیابی کیفیت زندگی شهری ارائه میدهد. با استفاده از مدل تحلیل سلسله مراتبی، 46 شاخص زیستپذیری در پنج حوزه اصلی شامل امنیت، سلامت، اقتصاد، محیطزیست، و فرهنگ بررسی شدند. نتایج نشان داد که امنیت شهری (0.073)، بهداشت عمومی و پیشگیری از بیماریها (0.064)، و دسترسی به اماکن مذهبی (0.065) از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر رفاه اجتماعی هستند. این شاخصها نقش محوری در برآورده کردن نیازهای اساسی شهروندان ایفا کرده و به بهبود کیفیت زندگی کمک میکنند. در مقابل، شاخصهایی مانند مدیریت پسماند و بازیافت (0.006) و سیاستهای حملونقل پایدار (0.006) در اولویت پایینتری قرار دارند، اما در بلندمدت برای توسعه پایدار شهری ضروریاند. یافتهها همچنین نشاندهنده چالشهای اجرایی مرتبط با ارتقای شاخصهای با اولویت بالا از جمله محدودیت منابع، ناهماهنگی نهادی، و آگاهی عمومی ناکافی است. با این حال، فرصتهایی مانند استفاده از فناوریهای نوین و مشارکت بخش خصوصی میتواند به بهبود شاخصهای زیستپذیری کمک کند. این پژوهش، علاوه بر تأیید ارتباط نزدیک شاخصهای زیستپذیری با رفاه اجتماعی، ابزارهایی عملی برای تدوین سیاستهای شهری و توسعه پایدار ارائه میدهد. نتایج این تحقیق به سیاستگذاران شهری کمک میکند تا با اتخاذ رویکردی متوازن، نیازهای کوتاهمدت و اهداف بلندمدت را بهطور همزمان دنبال کرده و زیستپذیری و عدالت اجتماعی را بهبود بخشند.
شبیه سازی مدل توسعه مدیریت سبز با استفاده از تفکر سیستمی با محوریت توسعه کسب و کار (مطالعه موردی شرکت ساختمانی بانک ملت)
دوره 3، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 1-16
https://doi.org/10.48306/juem.2025.527725.1075
مرتضی ریاضی نژاد، مائده ریاضی نژاد
چکیده این پژوهش به بررسی تأثیرات اجرای طرح جامع مدیریت سبز در شرکت ساختمانی بانک ملت ایران میپردازد. هدف این مطالعه، ارزیابی ابعاد مختلف مدیریت سبز و تأثیر آن بر شاخصهای محیطزیستی، اقتصادی و اجتماعی سازمان است. روش تحقیق شامل رویکردی ترکیبی از تحلیلهای کیفی و کمی است. در بخش کیفی، دیدگاههای 12 نفر از خبرگان حوزه مدیریت سبز و ساختوساز از طریق مصاحبههای عمیق جمعآوری شد و در بخش کمی، دادههای 180 نفر از کارکنان باتجربه سازمان تجزیهوتحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان میدهد که اجرای این طرح، تأثیرات مثبت و معناداری بر بهبود شاخصهای زیستمحیطی، از جمله کاهش مصرف انرژی، افزایش استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، بهبود مدیریت پسماند، و کاهش آلودگیهای زیستمحیطی داشته است. همچنین، برنامههای آموزشی، مشوقهای فردی، و برگزاری رویدادهای مرتبط با مدیریت سبز، باعث افزایش آگاهی کارکنان و تقویت فرهنگ زیستمحیطی در سازمان شده است. از سوی دیگر، حمایت و تعهد مدیران ارشد به موفقیت اجرای طرح کمک کرده است. این مطالعه تأکید میکند که مدیریت سبز، ابزاری مؤثر برای توسعه پایدار و بهبود عملکرد اقتصادی و زیستمحیطی سازمان است. همچنین، مدل حلقه علی (CLD) توسعهیافته در این پژوهش، ابزاری کارآمد برای شناسایی تعاملات میان متغیرهای کلیدی و بهبود برنامهریزیهای سازمانی فراهم میکند. یافتهها میتوانند بهعنوان الگویی برای سایر صنایع مشابه در راستای توسعه پایدار و مدیریت زیستمحیطی به کار گرفته شوند.
