<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه علمی مدیریت محیط زیست شهری</title>
    <link>https://jumee.kgut.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه علمی مدیریت محیط زیست شهری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل عاملی اکتشافی علل وقوع آتش سوزی و حوادث شهری &amp;rlm; ( مطالعه موردی : کلانشهر مشهد )&amp;rlm;</title>
      <link>https://jumee.kgut.ac.ir/article_238133.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف شناسایی منشا و علل پنهان مؤثر بر وقوع آتش‌سوزی و حوادث در کلانشهر مشهد انجام شده است. تحقیق حاضر از نوع توصیفی- &amp;amp;rlm;تحلیلی است که با روش تحلیل عاملی اکتشافی&amp;amp;lrm; &amp;amp;lrm;انجام شده است. در این تحقیق از داده های آماری ثبت شده حریق و حوادث سازمان آتش‌نشانی شهر مشهد طی &amp;amp;rlm;سالهای 1395 الی 1403 استفاده شد. داده های مربوط به علل و منشا وقوع آتش سوزی در 25 مولفه مختلف و داده های مربوط به حوادث شهری&amp;amp;lrm; &amp;amp;lrm;در 21 مولفه &amp;amp;rlm;دسته بندی&amp;amp;lrm; &amp;amp;lrm;گردیدند. کفایت نمونه و مناسب‌بودن ماتریس همبستگی در بخش آتش سوزی با&amp;amp;lrm; KMO=0.888 &amp;amp;lrm;و آزمون بارتلت&amp;amp;lrm; &amp;amp;chi;&amp;amp;sup2;(300)=2314.183, p&amp;amp;lt;0.001 &amp;amp;lrm;تأیید گردید &amp;amp;rlm; و در بخش حوادث شهری (غیر از آتش سوزی ) با&amp;amp;lrm; KMO=0.816 &amp;amp;lrm;و آزمون بارتلت&amp;amp;lrm; &amp;amp;chi;&amp;amp;sup2;(210)=1000.476 , p&amp;amp;lt;0.001 &amp;amp;lrm;&amp;amp;rlm; نیز مورد تائید قرار گرفت&amp;amp;lrm;.&amp;amp;lrm;&amp;amp;rlm; تحلیل عاملی اکتشافی، پنج عامل اصلی برای دسته آتش‌سوزی ها شناسایی کرد که در مجموع 70.75% از واریانس را تبیین می‌کنند. عوامل اصلی شامل &amp;amp;rlm;گرمای اجزای شبکه توزیع برق و مشکلات الکتریکی وسائل برقی(46.96%)، بی احتیاطی و رفتارهای پرخطر انسانی (8.13%) ، اشتعال مایعات و گازهای قابل &amp;amp;rlm;اشتعال(5.97%) و فعالیت های روزانه پرریسک(5.07%) بودند. &amp;amp;rlm;در دسته حوادث شهری(امداد و نجات) نیز پنج عامل شناسایی شد که در مجموع 74.14% واریانس را پوشش می‌دادند . عوامل اصلی شامل محبوس شدن &amp;amp;rlm;در فضاهای بسته، آسانسور و گیرکردن اعضای بدن(39.412%)، مخاطرات سازه‌ای، آوار ساختمان و سقوط‌&amp;amp;rlm;&amp;amp;lrm; &amp;amp;lrm;های غیرمستقیم (14.658%) ، حوادث آب‌گرفتگی و &amp;amp;rlm;اتفاقات زیرساخت آب/فاضلاب (8.838%) و حوادث گاز شهری و مسمومیت‌های تنفسی (6.074%) بودند&amp;amp;lrm;.&amp;amp;lrm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فنی، اقتصادی و زیست‌محیطی سیستم‌های تأمین برق اضطراری در مدیریت پایداری انرژی خانوار شهری: مقایسه موتور برق، UPS و فتوولتائیک</title>
      <link>https://jumee.kgut.ac.ir/article_242163.html</link>
      <description>افزایش ناترازی و خاموشی‌های گسترده برق، مدیریت تأمین انرژی در فضای شهری را به یک چالش جدی زیست‌محیطی و زیرساختی تبدیل کرده است. این پژوهش با هدف ارزیابی جامع فنی، اقتصادی و زیست‌محیطی سه راهکار کلیدی تأمین برق اضطراری (شامل یو پی اس، موتور برق و سامانه‌های فتوولتائیک خورشیدی) در سه سطح مختلف مصرف خانوار شهری (بالا، متوسط و پایین) انجام شده است. روش‌شناسی شامل جمع‌آوری داده‌ها بر مبنای قیمت‌های روز بازار داخلی و اطلاعات فنی واقعی استخراج‌شده از منابع میدانی است. در این مطالعه، از مدل هزینه کل مالکیت و تحلیل ارزش فعلی خالص طی بازه ۱۵ساله و با لحاظ اثرات تورم و نرخ تنزیل استفاده شده است تا تمامی هزینه‌های چرخه عمر، به‌صورت کمی ارزیابی گردد. ضمناً، پیامدهای آلودگی صوتی و انتشار گازهای آلاینده مولدها نیز به‌عنوان متغیرهای مهم در کیفیت زندگی شهری و مدیریت بحران‌های محیط زیستی در تحلیل مد نظر قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان داد که اگرچه در سناریوی مصرف بالا، مولدهای بنزینی (موتور برق) به دلیل سرمایه‌گذاری اولیه اندک، اقتصادی‌ترین گزینه کوتاه‌مدت محسوب می‌شوند؛ اما در رتبه دوم، سامانه‌های خورشیدی، با وجود هزینه اولیه بالاتر، در بلندمدت علاوه بر صرفه اقتصادی، حذف کامل آلایندگی‌های محلی و آلودگی صوتی را به محیط شهری ارائه می‌دهند. این یافته‌ها بر ضرورت سیاست‌گذاری‌های شهری در جهت تشویق و هدایت به استفاده از فناوری‌های پاک برای پایداری انرژی در بافت مسکونی تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روش شناختی طراحی باغ گیاهان دارویی کرمان</title>
      <link>https://jumee.kgut.ac.ir/article_242164.html</link>
      <description>باغ گیاهان دارویی ساختار اکوسیستمیک ویژه ای از گیاهان بومی و غیر بومی است. در این باغها حفاظت و تکثیر گیاهان بعنوان ذخیره گاه ژنتیکی، مطالعات علوم گیاهی و آموزش عمومی مردم صورت می گیرد و علاوه بر ارزش اکولوژیکی و توسعه پایدار جوامع، در کاهش اثرات تغییرات اقلیمی و بهبود زیست پذیری موثر هستند.در این تحقیق، بخشی از اراضی شهرداری کرمان جهت طراحی باغ گیاهان دارویی انتخاب شده است. ضرورت این تحقیق، نیاز به توسعه ساختارهای سبز بومی و دارویی متناسب با شرایط اکولوژیکی و ارتقاء کیفیت زیستی است. هدف این تحقیق، طراحی باغ جهت جمع آوری (بانک ژن)، سهولت دسترسی به گیاه، افزایش اطلاعات و گرایش عمومی به مصرف گیاهان دارویی و خلق باغ علمی - تحقیقاتی همراه با جنبه های هنری و گردشگری منطبق بر اصول طراحی منظر پایدار می باشد. نوآوری تحقیق، ایجاد یک واحه اکولوژیک از تنوع زیستی در یک محیط شهری خشک با استفاده از منابع آب غیرمتعارف در جهت برنامه‌ریزی شهری پایدار است. همچنین عوامل منظرساز سایت و پراکنش آنها بررسی و با تعیین پهنه های منظر، راهکارهای برنامه ریزی و طراحی هر یک از پهنه ها تعیین شده و سعی بر آن بوده تا با تهیه طرح راهبردی باغ گیاهان دارویی و طراحی سایت پلان، ترکیبی از علم گیاهان دارویی و هنر منظر سازی ارائه شود. از یافته این تحقیق شناسایی، تعیین و ارائه طرح کاشت گونه های گیاهان دارویی بومی، فیتورمیدیشن جهت پاکسازی و بازچرخانی آب و انتخاب، بررسی و جانمایی ریزفضاها در طرح مرتبط با نوع گیاهان دارویی می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازیابی لیتیوم از شورابه‌های معدن سنگ آهن گهر زمین با استفاده از روش استخراج حلالی</title>
      <link>https://jumee.kgut.ac.ir/article_242165.html</link>
      <description>در مطالعه حاضر، استخراج لیتیوم از نمک های حاصل از شیرین سازی شورابه در معدن سنگ آهن گهر زمین (سیرجان) با استفاده از حلال استخراج کننده D2EHPA و رقیق کننده کروزین مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه در مقیاس آزمایشگاهی شامل 29 مجموعه آزمایش با استفاده از سیستم استخراج حلالی می باشد. جهت انجام آزمایشات استخراج مورد نظر، حجم های مساوی از فاز آبی( ml 10) با فاز آلی (D2EHPA + کروزن) با غلظت مشخص در تماس قرار داده شد و سپس در همزن مغناطیسی به مدت های 30، 45و 60 دقیقه تحت عملیات همزنی در دمای آزمایشگاه (C &amp;amp;deg;23) قرار گرفت. در این مطالعه، از طرح سطح پاسخ Box-Behnken به منظور بهینه سازی متغیرهای فرایند کلیدی استخراج حلالی مانند pH، نسبت فاز آلی به آبی، زمان عملیات همزنی و درصد D2EHPA برای بازیابی لیتیوم استفاده شد. مدل تداخلی و خطی (2FI vs Linear) به عنوان پاسخ برای بازیابی لیتیوم مورد استفاده قرار گرفت. صحت و اعتبار مدل توسط آنالیز واریانس (ANOVA) مورد ارزیابی قرار گرفت. با توجه به نتایج فرآیند، شرایط عملیاتی بهینه بازیابی لیتیوم 81/69% در میزان 2/29درصد حجمی استخراج کننده D2EHPA ، pH برابر 6/5 ، نسبت فاز آلی به آبی 3:1 و زمان عملیات همزنی 05/52 دقیقه به دست آمد. نتایج نشان داد که مدت زمان همزدن تاثیر کمتری نسبت به دو متغییر میزان استخراج کننده و نسبت O/A دارد. شاخص نسبت فاز آلی به آبی O/A نسبت به سایر پارامترها بر روی بازیابی لیتیوم موثرتر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عملکرد و ارتقاء سیستم تصفیه شیرابه با رویکرد ترکیبی HELP&amp;ndash;QSPM&amp;ndash;SPACE: (مطالعه موردی دفنگاه زباله بابل)</title>
      <link>https://jumee.kgut.ac.ir/article_243004.html</link>
      <description>دفنگاه انجیل‌سی شهرستان بابل به‌عنوان یکی از مراکز دفن فعال در نواحی مرطوب شمال ایران، به‌دلیل بارندگی بالا و نفوذپذیری زیاد لایه‌های دفن، روزانه حجم قابل‌توجهی شیرابه تولید می‌کند که مدیریت آن با چالش‌های جدی زیست‌محیطی و فنی همراه است. هدف این پژوهش، ارائه یک چارچوب تلفیقی برای تحلیل، انتخاب راهبرد و طراحی فنی سیستم بهینه تصفیه شیرابه در این سایت بود. در گام نخست، با استفاده از مدل HELP، حجم واقعی شیرابه شبیه‌سازی و برآورد گردید که نشان داد ظرفیت فعلی تصفیه‌خانه پاسخگوی بار ورودی نیست. سپس با بهره‌گیری از مدل‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره SWOT، QSPM و SPACE، وضعیت موجود سیستم از نظر فنی و مدیریتی ارزیابی و راهبرد &amp;amp;laquo;افزایش ظرفیت با حفظ ساختار موجود و اصلاح واحدهای بحرانی&amp;amp;raquo; به‌عنوان گزینه بهینه انتخاب شد. بر مبنای این راهبرد، فرآیند اصلاح‌شده‌ای شامل واحدهای بی‌هوازی (ABR)، انعقاد و ته‌نشینی شیمیایی، بیورآکتور غشایی (MBR)، اسمز معکوس (RO) و گندزدایی نهایی (UV/کلرزنی) طراحی گردید. نتایج موازنه جرمی نشان داد که سیستم اصلاح‌شده قادر است COD، BOD، آمونیاک، TSS و فلزات سنگین را با راندمان بیش از ۸۰٪ حذف کرده و پسابی منطبق با استانداردهای ملی تخلیه و استفاده کشاورزی تولید کند. نوآوری این پژوهش در تلفیق مدل‌سازی هیدرولوژیکی، تحلیل راهبردی و طراحی فرآیند بومی‌سازی‌شده نهفته است که می‌تواند به‌عنوان الگویی کاربردی برای ارتقاء سیستم‌های تصفیه شیرابه در دفنگاه‌های مرطوب ایران مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی خطر فرونشست زمین در شهر رفسنجان با استفاده از شواهد میدانی و ارزیابی خطر پیشرفت آن بر اساس داده‌های آب زیرزمینی</title>
      <link>https://jumee.kgut.ac.ir/article_243683.html</link>
      <description>فرونشست زمین یکی از مهم‌ترین مخاطرات ژئوتکنیکی در مناطق خشک و نیمه‌خشک جهان است که عمدتاً در اثر برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی رخ می‌دهد. شهرستان رفسنجان یکی از مراکز مهم شهری و کشاورزی در استان کرمان است که طی سال‌های اخیر با نشانه‌های گسترده‌ای از فرونشست زمین از جمله ترک‌خوردگی ساختمان‌ها، نشست نامتقارن سازه‌ها و آسیب به زیرساخت‌های شهری مواجه بوده است. در این تحقیق، اثرات و خطر فرونشست زمین در شهرستان رفسنجان با تلفیق مشاهدات میدانی، مستندسازی آسیب‌های سازه‌ای، داده‌های مکانی چاه‌های آب و اطلاعات مربوط به میزان برداشت آب زیرزمینی مورد بررسی قرار گرفته است. تحلیل‌های مکانی سازه های آسیب دیده نشان می‌دهد که بیشترین شدت آسیب‌ در مناطقی متمرکز شده که سازه ها بر روی زمین هایی با تراکم و مقاومت بالاتر نسبت به زمین های مجاور بنا گردیده و آسیب دیدگی در آنها به دلیل فرونشست نامتجانس زمین بوده است. از طرف دیگر، مناطقی که بر روی زمین های نسبتا یکنواخت و درشت دانه واقع شده اند به دلیل فرونشست متجانس زمین کمتر آسیب دیده اند. مطالعه اخیر نشان میدهد که میزان و روند افزایش آسیب سازه ها و فرونشست به سمت مناطق با تراکم بیشتر چاه‌های بهره‌برداری که حجم برداشت آب زیرزمینی در آن‌ها بیشتر است افزایش می یابد. این همبستگی فضایی بیانگر نقش عمده فعالیت‌های انسانی و بالاخص بهره‌برداری بی‌رویه سفره‌های آب زیرزمینی در بروز و تشدید فرونشست زمین در شهرستان رفسنجان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نظام‌مند مطالعات شبیه‌سازی شهری در برآورد تقاضای انرژی: درس‌آموخته‌هایی برای اقلیم‌های چهارگانه ایران</title>
      <link>https://jumee.kgut.ac.ir/article_243684.html</link>
      <description>افزایش جمعیت شهری و رشد مصرف انرژی، همراه با محدودیت منابع سوخت فسیلی و بحران‌های زیست‌محیطی، ضرورت توجه به مدیریت مصرف انرژی در شهرها را برجسته نموده است. شبیه‌سازی انرژی شهری با استفاده از مدل‌های سه‌بعدی معنایی، به دلیل کاهش هزینه‌ها، صرفه‌جویی در زمان و امکان ارزیابی سناریوهای متنوع، ابزاری مؤثر برای پیش‌بینی و بهینه‌سازی مصرف انرژی در بافت‌های شهری موجود و طراحی محله‌ها و شهرهای جدید محسوب می‌شود. این پژوهش مطالعات ده سال اخیر شبیه‌سازی شهری در برآورد تقاضای انرژی را بررسی نموده است. نتایج نشان می‌دهد که مدل‌های سه‌بعدی معنایی، امکان محاسبه دقیق تقاضای انرژی، شبیه‌سازی مصرف، تحلیل پتانسیل انرژی‌های تجدیدپذیر و ارزیابی سناریوهای نوسازی ساختمان‌ها را فراهم می‌کنند. استفاده بهینه از فضای سقف‌ها، ساده‌سازی اجزای ساختمانی و یکپارچه‌سازی داده‌های کالبدی، انرژی و آب‌وهوا موجب افزایش دقت و کاهش زمان شبیه‌سازی می‌شود. با لحاظ نمودن تنوع اقلیمی ایران، مشخص شد که پارامترهای شبیه‌سازی انرژی باید متناسب با ویژگی‌های هر اقلیم تنظیم شوند: در مناطق گرم و خشک و گرم و مرطوب، تمرکز بر مدیریت بار سرمایشی و بهره‌گیری از انرژی خورشیدی است؛ در اقلیم سرد و کوهستانی، کاهش بار گرمایشی و عایق‌کاری ساختمان‌ها اهمیت دارد و در اقلیم معتدل و مرطوب، الگوهای مصرف ترکیبی و کنترل رطوبت و گرمایش-سرمایش باید لحاظ شوند. بر این اساس، توسعه مدل‌های سه‌بعدی شهری، ایجاد بانک داده انرژی ساختمان‌ها، تهیه نقشه‌های انرژی شهری و شبیه‌سازی دینامیک انرژی می‌تواند ابزار مؤثری برای مدیریت مصرف انرژی، ارتقاء بهره‌وری، برنامه‌ریزی پایدار و پشتیبانی از تصمیم‌گیری‌های کلان در حوزه معماری و شهرسازی ایران فراهم نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازآفرینی فضاهای عمومی ایران از طریق باغچه‌های اشتراکی محله‌ای به‌مثابه مکان سوم ایرانی - اسلامی</title>
      <link>https://jumee.kgut.ac.ir/article_243685.html</link>
      <description>باغچه‌های اشتراکی محله‌ای که ریشه در فرهنگ ایرانی - اسلامی دارند، در سال‌های اخیر و به‌ویژه پس از همه‌گیری کووید-۱۹، در کلان‌شهرهای ایران به‌صورت گسترده‌ای رشد کرده‌اند. این پژوهش باهدف بازشناسی این باغچه‌ها به‌عنوان &amp;amp;laquo;مکان سوم ایرانی - اسلامی&amp;amp;raquo; در چارچوب بازآفرینی شهری، به روش مرور نظام‌مند و فراتحلیل کیفی (متاسنتز) بر اساس پروتکل PRISMA 2020 انجام شده است. جست‌وجو در پایگاه‌های علمی داخلی و بین‌المللی (۱۳۹۸-۱۴۰۴) به انتخاب ۶۰ مطالعه نهایی انجامید. تحلیل کیفی با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA منجر به استخراج شش تم اصلی شد: انطباق با ویژگی‌های مکان سوم ایرانی - اسلامی (۹۰٪)، نقش اجتماعی در بازآفرینی محله‌ای (۸۷٪)، نقش زیست‌محیطی و تاب‌آوری اقلیمی (۸۰٪)، نقش تغذیه‌ای و امنیت غذایی محلی (۷۳٪)، عوامل تعدیل‌کننده بافتی (۷۰٪) و پیامدهای بازآفرینی شهری و احیای هویت (۸۳٪). نتایج نشان می‌دهد باغچه‌های اشتراکی با تلفیق ویژگی‌های هشت‌گانه اولدنبورگ و مؤلفه‌های هویت ایرانی - اسلامی، خلأ تعاملات غیررسمی پساکرونایی را پرکرده و به کاهش جزیره حرارتی شهری، تقویت امنیت غذایی و بازآفرینی پایدار بافت‌های فرسوده یاری رسانده‌اند. این پژوهش با ارائه چارچوبی بومی برای &amp;amp;laquo;مکان سوم ایرانی - اسلامی&amp;amp;raquo;، الگویی عملیاتی برای مدیریت یکپارچه محیط‌زیست و فضاهای عمومی شهری معرفی می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که این باغچه‌ها به‌عنوان &amp;amp;laquo;هسته‌های بازآفرینی اجتماع‌محور و تاب‌آور&amp;amp;raquo; در برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری‌های مدیریت محیط‌زیست شهری در اولویت قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رویکرد اتحادیه اروپا و ایران در مدیریت پسماندهای پلاستیکی شهری با دیدگاه اقتصاد چرخشی</title>
      <link>https://jumee.kgut.ac.ir/article_243689.html</link>
      <description>گذار از اقتصاد خطی به اقتصاد چرخشی در مدیریت پسماندهای پلاستیکی شهری، یکی از چالش‌های محوری توسعه پایدار شهرهای معاصر محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف مقایسه عملکرد اتحادیه اروپا و ایران در مدیریت پسماند پلاستیکی از منظر اقتصاد چرخشی انجام شده است. مقایسه بر اساس شش پارامتر کلیدی چارچوب قانونی و نظارتی، الگوهای مصرف و تولید، سرعت و کیفیت بازیافت، سیستم‌های جمع‌آوری و دفع، به‌کارگیری فناوری‌های نوین و دقت در تفکیک و دسته‌بندی ضایعات در منبع صورت گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که اتحادیه اروپا با تلفیقِ قوانین پیشگیرانه، اهداف کمّی الزام‌آور (مانند هدف ۵۵ درصد بازیافت پلاستیک تا سال ۲۰۳۰) و زیرساخت‌های فنی یکپارچه، در مسیر سیستماتیکی به سمت اقتصاد چرخشی حرکت می‌کند؛ به‌طوری که نرخ بازیافت پلاستیک در این منطقه به 26.5 درصد رسیده و از نرخ دفن 23.5 درصد، پیشی گرفته است. در مقابل، ایران علی‌رغم تصویب قوانین اولیه (مانند قانون مدیریت پسماند ۱۳۸۳)، با چالش‌های ساختاری جدّی نظیر: ضعف در اجرای مؤثر سیاست‌ها، نبود زیرساخت‌های منسجم برای بازیافت، وابستگی گسترده به بخش غیررسمی و فقدان شفافیت در آمارهای رسمی مواجه است. این عوامل باعث شده‌اند که نرخ بازیافت پلاستیک در ایران کمتر از ۱۴ درصد باقی بماند و بیش از ۸۴ درصد پسماندهای پلاستیکی بدون جداسازی دفن شوند. این مطالعه نشان می‌دهد که گذار مؤثر به اقتصاد چرخشی در ایران مستلزم اصلاحات اساسی نظیر اجرای قانون، رفع قیمت گذاری دستوری، تقویت نهادهای نظارتی، استانداردسازی، شفاف‌سازی داده‌ها و فعال‌سازی مشارکت آگاهانه شهروندی، نه صرفاً احداث کارخانه‌های بازیافت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبیه سازی پارامترهای کیفی آب با استفاده از روش های هوشمند ماشین لرنینگ در رودخانه هلیل رود</title>
      <link>https://jumee.kgut.ac.ir/article_244628.html</link>
      <description>در این پژوهش از سه مدل سیستم استنتاجی عصبی-فازی تطبیقی، شبکه عصبی مصنوعی چند لایه پرسپترون و شبکه عصبی مصنوعی پایه شعاعی برای شبیه سازی ۱۴ پارامتر کیفی آب در رودخانه هلیل‌رود طی یک دوره آماری ماهانه بلند مدت ۵۲ ساله استفاده شد. دبی جریان (Q) به عنوان ورودی برخی مدل‌ها به کار گرفته شد. ارزیابی این سه روش هوش مصنوعی توسط معیارهای آماری ضریب تعیین (R2)، جذر میانگین مربعات خطا (RMSE)، میانگین قدر مطلق خطا (MAE) و شاخص توافق ویلموت (d) انجام شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، علارغم اینکه هر سه روش هوش‌مصنوعی ANFIS، ANN-MLP و ANN-RBF قابلیت بسیار بالایی در شبیه‌سازی 14 پارامتر کیفی مورد بررسی داشته‌اند، روش ANFIS در اکثر مدل‌ها برتر بوده است؛ به طوری که برای پارامتر SAR مقدار R&amp;amp;sup2;=0.99 و RMSE=1.04، برای پارامتر %Na مقدار R&amp;amp;sup2;=0.99 و RMSE=3.02 و برای پارامتر SO₄ مقدار R&amp;amp;sup2;=0.93 و RMSE=0.61 حاصل گردید. مدل b (با پنج پارامتر آسان‌اندازه‌گیری) به عنوان مدل عملیاتی پیشنهادی معرفی می‌شود که خطای RMSE را نسبت به مدل a (تنها با دبی) به طور متوسط ۶۵٪ کاهش داد. این پژوهش نشان می‌دهد که با استفاده از روش‌های هوشمند یادگیری ماشین می‌توان غلظت پارامترهای کیفی را در صورت عدم اندازه‌گیری آنها و بر اساس غلظت سایر پارامترهای کیفی محاسبه کرد، که این امر هزینه‌های آزمایشگاهی را کاهش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رابطه پیکره‌بندی فضایی زیرساخت‌های سبز و دمای سطحی شهرهای گرم و خشک</title>
      <link>https://jumee.kgut.ac.ir/article_244956.html</link>
      <description>اگرچه نقش زیرساخت‌های سبز (GI) در تعدیل گرمای شهری شناخته‌شده است، اما تأثیر پیکربندی فضایی آنها بر عملکرد حرارتی در اقلیم‌های خشک کمتر بررسی شده است. این پژوهش به‌صورت کمّی رابطه بین ساختار فضایی زیرساخت سبز و دمای سطح زمین (LST) را در شهر یزد بررسی می‌کند. در این تحقیق متریک‌های بوم‌شناسی سیمای سرزمین و تصاویر ماهواره‌ای Sentinel-2 و Landsat 9 در تابستان ۱۴۰۳ برای تهیه عرصه‌های سبز و محاسبه شاخص کاهش حرارت فضای سبز (GS-HMI) استفاده شده است. متریک‌های فضایی با نرم‌افزار FRAGSTATS در سطوح لکه، کلاس و سیمای سرزمین استخراج و ارتباط آنها با عملکرد خنک‌کنندگی از طریق رگرسیون چندمتغیره تحلیل گردید.نتایج تحقیق بیانگر آن است که زیرساخت‌های سبز در یزد از الگوی بسیار پراکنده و گسسته با لکه‌های کوچک و مجزا و عدم وجود پهنه‌های سبز بزرگ و پیوسته مشخص می‌شود. لکه‌های خنک‌تر، از شاخص خوشه‌بندی (CLUMPY) به‌طور معناداری بالاتر و از تراکم مرز پایین‌تری برخوردار بودند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که حدود ۶۸٪ از تغییرات شاخص GS-HMI توسط سه متریک فضایی خوشه‌بندی، بزرگترین لکه و تراکم مرز قابل تبیین است. این یافته موید آن است که در محیط‌های خشک، سازمان فضایی زیرساخت سبز تأثیر بیشتری بر کارایی خنک‌کنندگی نسبت به مساحت کل آن دارد. طراحی فضاهای سبز یکپارچه، فشرده و با حریم ساده‌شده می‌تواند عملکرد حرارتی را بهینه و اثر جزیره حرارتی را کاهش دهد. روش‌شناسی ارائه‌شده در این پژوهش، چارچوبی قابل تعمیم برای ارزیابی روابط ساختار-عملکرد در چشم‌اندازهای شهری فراهم می‌کند که کاربرد جدی در طراحی شهری پایدار شهرهای مناطق خشک دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل شدت جزیرۀ حرارتی سطحی و نقش تعدیل‌کنندۀ پوشش گیاهی در فضای شهری دره‌ای&amp;ndash;کوهستانی خرم‌آباد</title>
      <link>https://jumee.kgut.ac.ir/article_245593.html</link>
      <description>در شهرهای دره‌ای&amp;amp;ndash;کوهستانی، تفاوت تابش و تهویه می‌تواند الگوی &amp;amp;laquo;هسته داغ&amp;amp;raquo; را به کانون‌های گرمایی در حاشیه تغییر دهد. این پژوهش الگوی مکانی جزیره حرارتی سطحی (SUHI) در خرم‌آباد (۱۶ مهر تا ۱۶ آبان ۱۴۰۴) و نقش پوشش گیاهی در تعدیل دمای سطح زمین را بررسی کرده است. دمای سطح زمین (LST) با تصاویر لندست ۸ و ۹ و الگوریتم تک‌کانالی همراه با پارامترهای ERA5 استخراج شد. NDVI از تصاویر سنتینل‑۲ محاسبه و به تفکیک ۳۰ متر هم‌مقیاس گردید. SUHI از تفاضل LST شهری و میانگین LST نواحی مرجع (بازتعریف‌شده با قیود ارتفاع، شیب و جهت دامنه) محاسبه شد. نتایج نشان داد ۲۷٫۱۵ درصد از مساحت شهر در کلاس &amp;amp;laquo;خنثی&amp;amp;raquo; و ۴٫۸۲ درصد در کلاس &amp;amp;laquo;بسیار گرم&amp;amp;raquo; قرار دارد، در حالی که ۵۰٫۶۱ درصد در طبقات سرد تا خنک جای می‌گیرد. کانون‌های بسیار گرم در حاشیه جنوبی (فرودگاه، تیپ ۱۸۴، انبار نفت، اراضی بایر) و کمربند شرقی (مسکن مهر تا دانشگاه آزاد) متمرکز شده‌اند. در مقابل، در اطراف دریاچه کیو، حاشیه خرم‌رود و برخی محله‌های مرکزی جزایر خنک دیده می‌شود. تحلیل آماری رابطه معکوس قوی بین LST و NDVI را تأیید کرد (r=-0.82؛ R&amp;amp;sup2;=0.71؛ p&amp;amp;lt;0.001)؛ هر افزایش ۰٫۱ واحدی NDVI با کاهش متوسط ۲٫۸۶ درجه سلسیوس همراه است. بر این اساس، حفاظت از لکه‌های سبز درون‌دره‌ای، تقویت شبکه سبز-آبی حاشیه رودخانه و دریاچه، ایجاد کمربند سبز در حاشیه‌های حساس، محدودیت ساخت‌وساز در شیب‌های تند و حفظ کریدورهای تهویه در راستای دره، به عنوان راهکارهای کم‌هزینه و مؤثر برای کاهش تنش حرارتی پیشنهاد می‌شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
