فصلنامه علمی مدیریت محیط زیست شهری وابسته به دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فن آوری پیشرفته با همکاری شهرداری کرمان از ابتدای سال 1402 شروع به فعالیت نموده است. با توجه به این که دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فن آوری پیشرفته با اهداف پژوهشی بین رشته ای و نیاز صنایع و شهرداریهای کشور در خصوص موضوعات مهندسی محیط زیست اهداف خود را تعیین نموده، فصلنامه علمی مدیریت محیط زیست شهری نیز تلاش خود را برای انتشار پژوهش هایی با نوآوری درخور و شایسته در زمینه های مهندسی محیط زیست، آلودگی محیط زیست، کشاورزی اکولوژیک، اقتصاد محیط زیست، مدیریت و برنامه ریزی و مدیریت اکوسیستم ها، آموزش، ترویج و مدیریت محیط زیست، برنامه ریزی، طراحی و ارزیابی محیط زیست و کلیه موضوعاتی که مرتبط با حوزه مدیریت و مهندسی محیط زیست، می نماید.
در حال حاضر این مجله علمی با چاپ منظم 32 مقاله در قالب چهار شماره در سال و به زبان فارسی و با همکاری انجمن علمی مدیریت و مهندسی بهداشت، ایمنی و محیط زیست به عنوان همکار نشر، دستاوردهای علمی، پژوهشی محققان کشور را به نحو شایسته در اختیار علاقه مندان به موضوع های پژوهشی مرتبط قرار می دهد.
فصلنامه علمی مدیریت محیط زیست شهری با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) میباشد و از آیین نامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی مینماید.
فصلنامه علمی مدیریت محیط زیست شهری، یک نشریه از نوع دسترسی آزاد (Open Access) است و هیچگونه هزینهای بابت دریافت، داوری، چاپ و مشاهده مقالات دریافت نمیکند. همچنین اجازه استفاده از مقالات به شرط ذکر منبع داده میشود.
فصلنامه علمی مدیریت محیط زیست شهری در ارزیابی مقاله از سامانه های مشابهتیاب «سیناوب همیاب» و «سمیم نور» استفاده میکند.
فصلنامه علمی مدیریت محیط زیست شهری، تحت قانون بین المللی کپی رایت Creative Commons: BY-NC میباشد.
طی فرایند ارزیابی علمی مجله توسط وزارت علوم تحقیقات و فناوری بهمنظور اخذ رتبه "علمی" این وزارت خانه طی نامه به شماره 203101 مورخ 30/07/1403 تغییر عنوان مجله به "مدیریت محیطزیست شهری" پیشنهاد شد. این درخواست به تایید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز رسیده و مجوز انتشار مجله به روز رسانی شده است. لذا، مقالات در سال 1402 و 1403 با نام قدیم مجله (مدیریت شهری و مهندسی محیط زیست) و از ابتدای سال 1404 (دوره 3 شماره 1) با عنوان جدید مجله (مدیریت محیط زیست شهری) به چاپ خواهند رسید. همنچنین، مجله موفق به کسب رتبه "ب" در ارزیابی سال 1404 از سوی کمیسیون نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری (پرتال نشریات علمی) شده است.
قاسم شکری زاده، محمد رضا رضائی، محمد حسین صیادی، سعید اکبری فرد
چکیده در این پژوهش از سه مدل سیستم استنتاجی عصبی-فازی تطبیقی، شبکه عصبی مصنوعی چند لایه پرسپترون و شبکه عصبی مصنوعی پایه شعاعی برای شبیه سازی ۱۴ پارامتر کیفی آب در رودخانه هلیلرود طی یک دوره آماری ماهانه بلند مدت ۵۲ ساله استفاده شد. دبی جریان (Q) به عنوان ورودی برخی مدلها به کار گرفته شد. ارزیابی این سه روش هوش مصنوعی توسط معیارهای آماری ضریب تعیین (R2)، جذر میانگین مربعات خطا (RMSE)، میانگین قدر مطلق خطا (MAE) و شاخص توافق ویلموت (d) انجام شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، علارغم اینکه هر سه روش هوشمصنوعی ANFIS، ANN-MLP و ANN-RBF قابلیت بسیار بالایی در شبیهسازی 14 پارامتر کیفی مورد بررسی داشتهاند، روش ANFIS در اکثر مدلها برتر بوده است؛ به طوری که برای پارامتر SAR مقدار R²=0.99 و RMSE=1.04، برای پارامتر %Na مقدار R²=0.99 و RMSE=3.02 و برای پارامتر SO₄ مقدار R²=0.93 و RMSE=0.61 حاصل گردید. مدل b (با پنج پارامتر آساناندازهگیری) به عنوان مدل عملیاتی پیشنهادی معرفی میشود که خطای RMSE را نسبت به مدل a (تنها با دبی) به طور متوسط ۶۵٪ کاهش داد. این پژوهش نشان میدهد که با استفاده از روشهای هوشمند یادگیری ماشین میتوان غلظت پارامترهای کیفی را در صورت عدم اندازهگیری آنها و بر اساس غلظت سایر پارامترهای کیفی محاسبه کرد، که این امر هزینههای آزمایشگاهی را کاهش میدهد.
چکیده در پژوهش حاضر، بیوچار حاصل از میوه درخت سرو با استفاده از کیتوسان بهعنوان یک پلیمر زیستی غنی از گروههای آمینی، اصلاح سطحی شد تا عملکرد آن در حذف یونهای نیکل (II) از محلولهای آبی ارتقا یابد. به منظور بررسی مکانیسمهای احتمالی حذف نیکل از محلولهای آبی، جاذب بیوچار خام و بیوچار اصلاحشده با استفاده از آنالیزهای BET، FTIR وFE-SEM مشخصهیابی گردیدند. نتایج BET نشان داد که پوششدهی کیتوسان، سطح ویژه بیوچار را از 13/2 به m²/g 75/5 افزایش داده و قطر متوسط منافذ را از 97/10 به nm 26/6 کاهش داده است. طیفسنجی FTIR ظهور پیکهای جدید در cm⁻¹ ۱۶۲۰ (گروه آمیدی C=O))) و cm⁻¹ ۳۴۳۰ (ارتعاش کششی N–H) را تأیید کرد که مؤید تثبیت موفق گروههای آمینی و آمیدی بر سطح جاذب است. فرآیند حذف نیکل با استفاده از روش سطح پاسخ با چهار متغیر غلظت اولیه نیکل، pH، دوز جاذب و زمان تماس بهینهسازی گردید. مدل درجه سوم کاهش یافته با ضریب تعیین بالای 0.98 برای هر دو جاذب، تطابق بسیار خوبی با دادههای تجربی نشان داد. در شرایط آزمایشگاهی، بیوچار اصلاحشده با کیتوسان به ۵۵ درصد حذف نیکل دست یافت، در حالی که بیوچار خام تنها ۵۱ درصد حذف را نشان داد. این بهبود عملکرد، حاصل همافزایی سازوکارهای جذب فیزیکی در شبکه متخلخل توسعهیافته، کمپلکسسازی سطحی با گروههای آمینی/آمیدی، و تبادل یونی است. یافتههای این مطالعه حاکی از آن است که اصلاح بیوچار میوه سرو با کیتوسان، بهرغم ارتقای قابل قبول ظرفیت جذب نیکل، نیازمند مطالعات تکمیلی در سیستمهای صنعتی واقعی است.
مجید رمضانی مهریان، سیده آلمحمد، حسین وحیدی، حسین خسروی
چکیده مدیریت دفن پسماند در مناطق خشک ایران، با توجه به شکنندگی محیطزیست و وابستگی معیشتی غالب جامعه به کشاورزی، نیازمند مکانیابی دقیق و علمی است. سایت دفن کنونی در شهر چترود، بهدلیل بیتوجهی به معیارهای محیطزیستی، به کانون آلودگی و برانگیختن تعارضات اجتماعی تبدیل شده است. هدف این مطالعه، ارائه چارچوبی عملیاتی برای مکانیابی بهینه با تفکیک و تلفیق همزمان معیارهای محدودیت (حذفکننده) و تناسب (امتیازدهنده) موجود در دستورالعمل ملی و بر حسب شرایط بومی منطقه است. روش کار، بر تصمیمگیری فضایی چندمعیاره با رویهمگذاری وزنی لایهها و تحلیل دیدنما برای ارزیابی دیدپذیری، استوار بوده است. نخست پهنههای غیرقابل قبول بر اساس محدودیتهای اکولوژیکی- اجتماعی (مانند حریم منابع آب و سکونتگاهها) حذف و سپس اراضی باقیمانده بر اساس درجه تناسب سایر معیارهای کلیدی، وزندهی و ارزیابی شدند. یافتهها نشان داد که از میان پنج گزینه مکانی نهایی، سایت ۲ به دلیل فاصله ایمن از آبخوان، فاصله مناسب از شهر و کاهش تعارضات اجتماعی آینده (به دلیل همسویی با جهت باد غالب به نفع دور کردن آلودگی هوا از سکونتگاهها و دیدنمای بسیار محدود به دلیل محصوربودگی توپوگرافیکی)، گزینه بهینه است. مهمترین درس عملیاتی، اجرای برنامه «بستن و احیا» در سایت کنونی و استقرار سایت جدید همراه با سازوکار نظارت جامع و مشارکت اجتماعی پایدار است تا تعارضات آتی مدیریت شود. تفکیک دوگانه محدودیت و تناسب در فرآیند مکانیابی، نهتنها انطباق فنی با دستورالعمل ملی را تضمین میکند، بلکه موفقیت اجرایی و پذیرش محلی پروژه را ممکن میسازد که برای شرایط بومی مناطق خشک کشور قابل تعمیم است.
چکیده استان تهران در دهههای اخیر بهواسطه تمرکز فعالیتهای اقتصادی و جریانهای شدید مهاجرتی، با فشارهای فزایندهای بر منابع و زیرساختهای محیطزیستی مواجه شده است. این تحولات موجب افزایش نابرابریهای فضایی در دسترسی به خدمات محیطزیستی در میان شهرستانهای استان شده است؛ ازاینرو، تحلیل فضایی وضعیت محیطزیستی شهرستانها برای شناسایی این نابرابریها ضروری است. در اینراستا، در این پژوهش، ابتدا دادههای آماری 12 گویه در قالب 3 شاخص در بعد محیطزیستی گردآوری و با استفاده از روش آنتروپی شانون وزندهی شدند. در ادامه، برای ترکیب گویهها و رتبهبندی شهرستانها از تکنیک TOPSIS استفاده شد. سپس، شهرستانها بهصورت مطلق در چهار سطح «پایدار، نیمهپایدار، آسیبپذیر و بحرانی» سطحبندی شدند. نتایج حاصل از سطحبندی نشان میدهد هیچیک از شهرستانهای استان در سطح پایدار قرار نگرفتهاند و تنها شهرستانهای فیروزکوه و شمیرانات در وضعیت «نیمهپایدار» قرار دارند. در مقابل شهرستانهایی نظیر پیشوا، تهران، پردیس، رباطکریم، دماوند و ورامین در سطح آسیبپذیر و شهرستانهای قدس، بهارستان، اسلامشهر، ری، ملارد، قرچک، شهریار و پاکدشت در سطح بحرانی قرار گرفتند. این نتایج بیانگر تمرکز نامتوازن امکانات و خدمات زیستپذیری در سطح استان و شکاف عمیق میان شهرستانهای شمالی، جنوبی، غربی و جنوبغربی است و حاکی از آن است که الگوی زیستپذیری در استان تهران از توزیع فضایی نامتعادل پیروی میکند. بر این اساس، تدوین راهبردهای ارتقای زیستپذیری در پژوهش حاضر مبتنی بر کاهش نابرابریهای فضایی و حرکت به سمت توسعه پایدار در سطح استان صورت گرفته است.
چکیده افزایش مصرف قهوه در سالهای اخیر موجب رشد قابل توجه حجم پسماند این ماده شده است و ضرورت بررسی امکان استفاده مهندسی از آن را در مصالح ساختمانی برجسته کرده است. در این تحقیق، پسماند قهوه به میزان 5/2%، 5%، 5/7% و 10% به صورت جایگزین حجمی ریزدانه به بتن خودتراکم افزوده شده است تا اثر آن بر رفتار رئولوژیکی و مقاومت فشاری در سنین مختلف بررسی شود. طرح اختلاط براساس الزامات EFNARC صورت گرفته و آزمایشهای جریان اسلامپ، زمان T50، قیف V، حلقه J، جعبه L، جعبه U و مقاومت فشاری در سنین 7، 28 و 90 روزه انجام شده است. نتایج نشان داده است که افزایش پسماند قهوه موجب کاهش جریان اسلامپ از 720 میلیمتر در طرح کنترل به 560 میلیمتر در طرح C 10% شده و این مقدار اُفتی برابر با 2/22% داشته است. زمان T50 نیز از 8/2 به 2/5 ثانیه افزایش یافته و حدود 7/85% رشد داشته است. زمان قیف V تا 130% و اختلاف ارتفاع جعبه U تا 83% افزایش یافته است. نسبت اختلاف ارتفاع در جعبه L در طرح C 10% حدود 70% کاهش یافته است. اما استفاده از 5/2% پسماند قهوه همچنان مخلوط را در محدوده قابلقبول استاندارد EFNARC نگه میدارد. همچنین نتایج مقاومت فشاری نشان داد که پسماند قهوه موجب کاهش مقاومت فشاری و دیرگیر شدن بتن و تشکیل نواحی ضعف در بتن میشود. بطوریکه استفاده از 5/2%، 5%، 5/7% و 10% پسماند قهوه در بتن به ترتیب مقاومت فشاری را به میزان حدود 9%، 21%، 36% و 55% کاهش میدهد.
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزشهای زیستمحیطی در قالب طرح پسماند صفر بر ارتقای آگاهی، نگرش و رفتارهای زیستمحیطی دانشآموزان دوره ابتدایی و همچنین نقش مشارکت خانوادهها در تداوم این تغییرات رفتاری انجام شده است. این مطالعه با رویکرد شبهآزمایشی و در بستر واقعی مدارس، بر روی مجموعهای از دانشآموزان دختر و پسر در پایههای دوم و سوم ابتدایی شهرستان اردکان اجرا شد. دادهها از طریق سه منبع اصلی شامل مشاهده مستقیم رفتار، پیمایشهای ساختاریافته و تحلیل مستندات و آثار دانشآموزان گردآوری و با استفاده از روشهای ترکیبی کمی و کیفی تحلیل شد. بهمنظور افزایش اعتبار یافتهها، از رویکرد مثلثسازی دادهها و استانداردسازی شاخصها در قالب مقیاسهای قابل مقایسه استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که اجرای طرح پسماند صفر موجب افزایش معنادار آگاهی و بهبود نگرش زیستمحیطی دانشآموزان شده و این تغییرات در سطح رفتار نیز بهطور قابل توجهی نمود یافته است. کاهش مصرف پلاستیکهای یکبارمصرف، افزایش استفاده از ابزارهای چندبارمصرف و ارتقای مشارکت در تفکیک پسماند از جمله مهمترین تغییرات رفتاری مشاهدهشده بود. همچنین نتایج نشان داد که شکلگیری گروههای همیار محیطزیست در مدارس نقش مهمی در تقویت سرمایه اجتماعی و پایداری رفتارهای زیستمحیطی داشته است.از دیگر یافتههای مهم پژوهش، نقش تعیینکننده خانوادهها در تثبیت و تداوم رفتارهای زیستمحیطی دانشآموزان بود؛ بهگونهای که همراستایی آموزشهای مدرسه و رفتارهای خانوادگی موجب کاهش شکاف میان آگاهی و عمل شده است.
چکیده مطالعات نشان داده که، آتشنشانان در هر مأموریت میتوانند در معرض عوامل زیانآور مختلفی قرار گیرند.شغل آتشنشانی در زمره مشاغل با ریسک خطر بالا محسوب میشود. در این تحقیق ریسکهای شغل آتشنشانی در ایستگاههای آتشنشانی منطقه 19 شهر تهران مورد بررسی قرار گرفته و سپس با توجه به نوع و محیط کار انواع ریسکهای موجود در بخشهای مختلف شامل فیزیولوژیکی، فیزیکی،فیزیک بدن،خطرات بیولوژیکی،خطرات الکتریکی، خطرات تشعشع، شعله/ گرما، محیطی و مواد خطرناک شناسایی شدند. عدد اولویت ریسک در هر بخش بر اساس سه فاکتور شدت اثر،احتمال وقوع و احتمال کشف آنها ارزیابی و محاسبه شد.برای هر ریسک ارزیابی شده، اقدامات کنترلی ارائه شد نتایج بدست آمده نشان داد که در مجموع 60 ریسک شناسایی و ارزیابی شدند. در بخش فیزیولوژیکی سه عامل ریسک،در بخش فیزیکی 9 عامل، در بخش فیزیک بدن سه عامل،در بخش خطرات بیولوژیک، 5 عامل،در بخش خطرات الکتریکی،3 عامل،در بخش تشعشع،21 عامل،در بخش شعله و گرما،11 عامل، عوامل محیطی،12 و در بخش مواد خطرناک،23 عامل ریسک شناسایی شدند. در کل از 60 ریسک شناسایی شده، یک عامل در رده ریسکهای شدید قرار گرفته است.ریزش آوار با عدد اولویت ریسک 60 به عنوان مهمترین ریسک شغلی آتشنشانی در رده ریسکهای شدید قرار گرفته است.در بخش ریسکهای خیلی زیاد 5 عامل قرار گرفتهاند که ولتاژ بالا، فلزات مذاب،در معرض ریزش قرار گرفتن،مواد قابل انفجار و مایع قابل اشتعال در این رده قرار گرفتهاند.در رده سوم از نظر شدت ریسکهای شناسایی شده 7 عامل قرار گرفتهاند که مجموعا 13 عامل یا ریسک شناسایی شدهاند که جزء ریسکهای شدید هستند.
چکیده این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه آلودگی عناصر سنگین در خاکهای شهرستان چادگان (استان اصفهان) و شهرستان الیگودرز (استان لرستان) انجام شده است. هر دو منطقه در پهنه ساختاری سنندج-سیرجان قرار دارند. تعداد ۱۲۸ نمونه از چادگان و ۱۰۰ نمونه از الیگودرز از عمق ۳۰ سانتیمتری برداشت و با روش ICP-MS تجزیه شیمیایی شدند. شاخصهای ژئوشیمیایی زمینانباشت (Igeo)، ضریب آلودگی (Cf)، شاخص بار آلودگی (PLI) و ضریب غنیشدگی (EF) بر مبنای میانگین شیل جهانی محاسبه گردید و تحلیلهای آماری شامل همبستگی پیرسون، تحلیل خوشهای و پردازش مکانی با روش کریجینگ در نرمافزار ArcGIS انجام شد. نتایج نشان داد که در چادگان شاخص PLI برای همه عناصر زیر یک است و آلودگی در سطح پایین تا متوسط قرار دارد. در مقابل، الیگودرز آلودگی معناداری در پنج عنصر نیکل (PLI=6.04)، کروم (PLI=4.45)، اسکاندیم (PLI=4.37)، کبالت (PLI=3.33) و سرب (PLI=2.36) نشان میدهد. کروم در هر دو منطقه بیشترین غلظت را داشته (چادگان: ۱۸۴ و الیگودرز: ۲۳۹ ppm) و ضریب غنیشدگی استثنایی روی در الیگودرز (EF=60.9) به فعالیت معدن سرب و روی گلزرد نسبت داده میشود. منشأ اصلی آلودگی در الیگودرز فعالیتهای معدنی و دگرسانی هیدروترمال سنگهای دگرگونی، و در چادگان کارخانه سنگشکن فاقد سیستم فیلتراسیون شناسایی شد. بر این اساس، پایش مستمر و نصب تجهیزات کنترل آلودگی در هر دو منطقه ضروری است.
نادر مظاهری، ناصر مهردادی، مجید بغدادی، غلامرضا نبی بید هندی
چکیده زهاب اسیدی معدن یکی از مهمترین پیامدهای زیستمحیطی استخراج و انباشت باطلههای سولفیدی است و بهدلیل اسیدیته بالا و حضور فلزات سنگین، تهدیدی جدی برای منابع آب و اکوسیستمهای پیرامونی محسوب میشود. هدف این پژوهش، ارزیابی امکانپذیری فرایند الکترووینینگ برای حذف و بازیابی مس از زهاب اسیدی معدن سونگون و کاهش همزمان غلظت سایر آلایندههای فلزی بود. آزمایشها در یک راکتور مکعبی از جنس پلکسیگلاس با حجم ۱۱۰۰ میلیلیتر و با استفاده از جریان مستقیم انجام شد. نمونه واقعی زهاب اسیدی حاوی ۱۳۴ میلیگرم بر لیتر مس و 119.8 میلیگرم بر لیتر آلومینیوم بود. در مرحله نخست، با ثابت نگهداشتن دما در ۲۵ درجه سانتیگراد، فاصله الکترودها در ۱ سانتیمتر، زمان واکنش در ۲۰ دقیقه و ولتاژ در 2.5 ولت، ترکیب آند روی و کاتد مس بهعنوان مناسبترین آرایش الکترودی انتخاب شد. سپس اثر فاصله الکترودها، ولتاژ، زمان، دما و سرعت همزدن بررسی و شرایط بهینه تعیین شد. در شرایط بهینه، راندمان حذف مس به 99.20 درصد رسید و pH محلول نیز بدون افزودن مواد شیمیایی به محدوده نزدیک به خنثی افزایش یافت. سازوکارهای غالب حذف شامل رسوبدهی الکتریکی مس بر سطح کاتد، تشکیل و تهنشینی هیدروکسیدهای فلزی، جاروب لختهای و شناورسازی بخشی از آلایندهها بر اثر تولید هیدروژن بود. بهمنظور افزایش خلوص مس بازیافتی، استخراج حلالی نیز در کنار فرایند الکترودی بررسی شد. نتایج نشان داد که تلفیق این فرایندها میتواند رویکردی مؤثر برای بازیابی مس، کاهش تولید لجن، کاهش مصرف مواد شیمیایی و کنترل بار آلایندگی زهاب اسیدی معادن مس باشد.
چکیده شکوفایی شهری از مفاهیم کلیدی در ادبیات نوین شهرسازی و توسعه پایدار، بیانگر توانایی یک شهر در دستیابی به تعادل میان ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، محیطزیستی و کالبدی است. رشد سریع جمعیت، تمرکز فعالیتهای اقتصادی و افزایش تقاضا برای خدمات شهری موجب شده است که شهرها با چالشهایی در زمینه نابرابری، آلودگی، ضعف زیرساختها و کاهش کیفیت زندگی مواجه شوند. در چنین شرایطی، ارزیابی میزان شکوفایی شهری و شناسایی عوامل اثرگذار بر آن، ضرورتی اساسی برای مدیریت هوشمند شهری و تصمیمگیریهای آیندهنگرانه است. شهر بجنورد طی سالهای اخیر دستخوش تغییرات گستردهای در ابعاد کالبدی و جمعیتی شده بهگونهای که چالشهای متعدد در آن مانع دستیابی به شکوفایی شدهاند. از اینرو، هدف پژوهش حاضر بررسی و ارزیابی سطح شکوفایی شهر بجنورد و تعیین میزان اهمیت هر یک از ابعاد و با تأکید ویژه بر بعد پایداری زیستمحیطی است. پژوهش از نوع کاربردی است که با روش توصیفی–تحلیلی انجام گرفته است. اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعه منابع اسنادی و پرسشنامه محققساخته بر اساس برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد در پنج بُعد شکوفایی (بهرهوری، زیرساختهای شهری، کیفیت زندگی، عدالت و فراگیری اجتماعی، و پایداری زیستمحیطی) تدوین گردید. جامعه آماری اساتید دانشگاه، مدیران و متخصصین شهر بجنورد هستند که با روش گلولهبرفی انتخاب شدند. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و آزمون فریدمن جهت رتبهبندی مؤلفههای مؤثر استفاده گردید. نتایج نشان داد زیرساختهای شهری با میانگین رتبه ۴.۵۷ بیشترین تأثیر را در شکوفایی شهر دارد. ابعاد زیستمحیطی و عدالت اجتماعی، کیفیت زندگی و بهرهوری به ترتیب در رتبههای بعدی قرار دارند.
چکیده آلودگی صوتی یکی از معضلات زیستمحیطی است که با گسترش فناوری، ابعاد گستردهتری یافته و اثرات زیانآوری بر سلامت شهروندان دارد. ترافیک شهری، سهم عمدهای در آلودگی صوتی کلانشهرها دارد. تردد خودروها در بزرگراههای شهری باعث انتشار آلودگی صوت می گردد. ایجاد فضای سبز به عنوان یک راهکار مؤثر برای کاهش آلودگی صوتی شناخته می شود. در این پژوهش در بزرگراه آیت الله هاشمی رفسنجانی شهر مشهد میزان صوت اندازه گیری (صداسنج Casellacel مدل Cel450 ساخت انگلستان) و ضمن مقایسه با استانداردهای زیست محیطی، نقشه پهنه بندی صوت به روش درون یابی کریجینگ (Ordinary Kriging) و وزن دهی معکوس فاصله(Inverse DistanceWeighting (IDW)) تهیه گردید. برای تهیه نقشه پهنه بندی آلودگی صوت علاوه بر ایستگاههای 40 گانه بزرگراه، 27 ایستگاه دیگر در پیرامون بزرگراه تعیین و اندازه گیری شاخص LAeq انجام و مقادیر ثبت شد. در روش کریجینگ مقدار RMSE=6.2 و کمتر از مقدار RMSE=8.2 در روش وزن دهی معکوس می باشد، لذا کارایی روش وزن دهی معکوس فاصله از روش کریجینگ کمتر می باشد. در بخشی دیگر از پژوهش میزان تاثیر انواع خودروها در آلودگی صوتی از طریق آزمون های آماری بررسی گردید. بین مقدار شاخص های صوتی و تعداد خودرو ها رابطه همبستگی مثبت وجود دارد. نقش کاربری فضای سبز شهری در کاهش و جذب آلودگی صوتی از طریق تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد تاثیرات فضای سبز در کاهش آلودگی مثبت می باشد و میزان این تاثیر بسته به تفاوت ویژگی های فضای سبز متغیر است.
چکیده هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و اولویتبندی پیشرانهای بهسازی مسئولیت اجتماعی شرکتی زیستمحیطی با رویکرد اقتصاد چرخشی بود. پژوهش حاضر از نظر روش انجام، از نوع آمیخته و بر پایه تحلیل ماتریس اثرات متقابل ساختاری با رویکرد آیندهپژوهشی راهبردی و از نظر هدف، از نوع کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش از 26 نفر از خبرگان شامل اساتید دانشگاه و مدیران عالی سازمانهای فعال در حوزه محیطزیست کشور به روش هدفمند تشکیل شده است. دادههای این پژوهش از طریق مطالعات کتابخانهای، مصاحبه ساختاریافته و پرسشنامه امتیازدهی ماتریس اثرات متقابل ساختاری جمعآوری شده و با نرمافزار آماری میکمک تجزیه و تحلیل شدهاند. یافتههای این پژوهش نشان داد که پیشرانهای ایجاد انگیزه مالی و تخصیص پاداش برای رفتارهای دوستدار زیستمحیطی، توسعه برنامههای آموزشی منابع انسانی در جهت رفتار مسئولانه زیستمحیطی، ارتقاء و بهبود فرهنگ سازمانی مبتنی بر مسئولیت زیستمحیطی مستمر به عنوان تأثیرگذارین پیشرانهای پیشرانهای بهسازی مسئولیت اجتماعی شرکتی زیستمحیطی با رویکرد اقتصاد چرخشی هستند. نتایج این پژوهش نشان داد که شناسایی و اولویتبندی پیشرانهای پیشرانهای بهسازی مسئولیت اجتماعی شرکتی زیستمحیطی با رویکرد اقتصاد چرخشی، امکان تمرکز سازمانها بر عوامل کلیدی اثرگذار را فراهم میکند و منابع را به شکلی مؤثر تخصیص میدهد. این اقدام موجب ارتقای عملکرد زیستمحیطی، تقویت مشارکت کارکنان و بهبود تعامل با ذینفعان میشود.
چکیده ایستگاههای آتش نشانی با توجه به اهمیت روز افزون به ارائه خدمات ایمنی و تمهیدات پیشگیری و مقابله با حوادث آتشسوزی و مدیریت بحران در شهرها از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند. بدون شک خدماترسانی به موقع ایستگاههای آتشنشانی بیش از هر چیز ضمن لزوم استقرار آنها در مکانهای مناسب محیطهای شهری، نیازمند داشتن توانمندیها و تجهیزات لازم برای پاسخگویی به نیازمندی شهروندان میباشد. تهران بزرگ با جمعیت بیش از هشت میلیون نفر به عنوان بزرگ ترین شهر کشور، به علت گسترش موازی و نیز افزایش جمعیت، زمینه های ایجاد حریق را در سطح شهر افزایش داده است. پژوهش حاضر از این جهت حائز اهمیت است که مخاطب آن کلیه مدیران، فرماندهان آتشنشانی میباشد و میتواند جهت بررسی سیستمهای مدیریتی و فرماندهی سوانح بکار گرفته شود. روش تحقیق در این پژوهش، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی انتخاب شده است، که شاخصها دوبهدو با یکدیگر مقایسه و امتیازدهی شده و ارجحیت بین انها تعیین میشود. بر اساس تحلیلهای صورت گرفته در این پژوهش نیروهای عملیاتی مستقر در ایستگاههای آتشنشانی و خودروهای عملیاتی متناسب با ظرفیت منطقه نمیباشد و تجهیزات اطفایی این ایستگاهها تکافوی منطقه در هنگام آتشسوزیهای پس از زلزله نخواهد بود و این یکی از نکات منفی منطقه مطالعاتی است که در هنگام زلزله مهار آتشسوزی تقریبا امری ناممکن بوده و با بحران جدی مواجه خواهیم بود.
چکیده تابآوری شهری به توانایی یک سیستم شهری در مقیاس زمانی و فضایی برای حفظ و یا بازگشت سریع به عملکردهای مطلوب گذشته در برابر اختلالات یا تغییرات گفته میشود. تغییر اقلیم در واقع به گرمشدن سطح زمین که در اثر انباشتهشدن گازهای گلخانهای در هوا ناشی میشود. تابآوری اکولوژیک شهری، به ظرفیت سامانههای اکولوژیکی بــرای جذب اختلالات و نیز برای حفظ بازخوردها، فرایندها و ساختارهای لازم و ذاتی سامانه گفته میشود. از زیرشاخههای تابآوری اکولوژیک شهری، تابآوری اقلیمی است. تابآوری اقلیمی بیانگر پتانسیلهای یک شهر برای رفع مشکلات حاصل از پدیدههای ناگهانی آبوهوایی و مخاطرات تحتتأثیر تغییرات اقلیمی میباشد. تقلیل تغییرات اقلیمی به این ۵ عامل کلیدی متمرکز شده است: شکل شهر، ساختوساز، محیط مصنوع، زیرساختهای شهری، حملونقل و تولید کربن. هدف از این پژوهش کمک به دانش فعلی و شناسایی بهتر تغییر اقلیمی و اثرات آن بر زندگی بشر و کیفیت آبوهوای شهر، با استفاده و بهرهوری از ویژگیهای زیرساختهای سبز شهری، بخصوص در شهر تبریز است که با ارزیابی عناصر اقلیمی میخواهیم اثرات تغییرات اقلیمی را گزارش و مؤلفههای تابآوری را با استفاده از مطالعات پیشین بررسی کنیم. در این تحقیق از روش تأثیر سرمایشی پارک (Park Cooling Effects) در دمای سطح زمین (LST) از زیرساختهای سبز شهری استفاده شد و به صورت نمونه باغ فجر تبریز که در مرکز شهر قرار دارد یه عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از مطالعه بیانگر آن است که وجود فضای سبز و زیرساختهای سبز شهری در تابآوری اقلیمی و کاهش دمای سطح زمین نقش بسزایی دارد.
پگاه شیرین کلام، اسماعیل صالحی، حسین ایمانی جاجرمی
چکیده ارزیابی اثرات زیست محیطی و اجتماعی پروژه های شهری به صورت مجزا و منفرد، هیچ گاه نمی تواند اثرات متقابل محیط زیست و محیط اجتماعی را نشان دهد. در این مقاله اثرات اجتماعی و زیست محیطی جنوبی ترین بخش بزرگراه امام علی(ع) - حد فاصل آزادراه دولت آباد تا کمربندی شهر ری و تقاطع غیرهمسطح آن با کمربندی شهر ری - واقع در منطقه 20 شهرداری تهران، بر اساس ادغام یک فرآیند یکپارچه ارزیابی با مراحل پنجگانه ساخت و بهره برداری بزرگراه مذکور مورد مطالعه قرار گرفته است. همچنین تآثیرات متقابل زیست محیطی و اجتماعی با استفاده از ماتریس ابتکاری ارزیابی اثرات، بر پایه فرآیند تحلیل شبکه ای در قالب نرم افزار سوپر دیسیژن و روش دلفی؛ و از طریق ارائه ضریب ارجحیت اجتماعی و ضریب ارجحیت محیط زیستی، برای تمامی پارامترهای محیط زیستی و اجتماعی، در هر دو فاز ساختمانی و بهره برداری پروژه مذکور برآورد گردیده است. بر اساس مقایسه نتایج حاصل از ماتریس اراثه شده با ماتریسهای کنونی که بواسطه اعمال ضرایب فوق صورت گرفته است، می توان تأثیرات متقابل محیط زیستی و اجتماعی اقدامات مداخله ای را به صورت کمی برآورد نمود و گامی در جهت دستیابی به اهداف توسعه پایدار شهری برداشت.
چکیده مهمترین هدف این مقاله ارائه مدلی مناسب برای انتخاب بهترین فناوری تبدیل پسماند به انرژی برای مدیران و سرمایهگذاران بخش خصوصی و دولتی است. مدیریت پسماند شهری همراه با بازیابی انرژی میتواند مناسبترین راهکار هم به منظور حفظ محیطزیست و هم به منظور تولید و تامین انرژی برای جوامع شهری و روستایی باشد. به هر حال تعیین مناسبترین فناوری استحصال انرژی از زباله یک موضوع چالش برانگیز و پیچیده است زیرا باید معیارهای گستردهای و گوناگونی را مدنظر قرار داد. در این تحقیق از دو روش تاپسیس و ویکور که از پرکاربردترین روشهای تصمیمگیری چند معیاره هستند؛ برای این منظور استفاده شده است. هاضم بیهوازی، زبالهسوزی و پیرولیز به عنوان مهمترین گزینههای فناوری تبدیل پسماند به انرژی انتخاب و بر اساس سه معیار اصلی زیستمحیطی، فنی و اقتصادی که برای هر کدام از معیارها، زیرمعیارهای مختلفی در نظر گرفته شده، مورد ارزیابی قرار میگیرند. نتایج مقایسات زوجی نشان میدهد که در بین معیارهای اصلی، معیار زیستمحیطی بیشترین امتیاز و اهمیت را دارد و پس از آن به ترتیب معیار اقتصادی و فنی در ردههای بعدی اهمیت هستند. به جهت اطمینان از نتایج، گزینه ها با سه روش متفاوت تحلیل سلسله مراتبی، ویکور و تاپسیس رتبه بندی میشوند. نتایج کلی مدلهای تصمیم گیری نشان میدهد که فناوری زبالهسوزی بهعنوان بهترین فناوری تبدیل پسماند به انرژی است. بعد از آن نیز به ترتیب فناوریهای هاضم بیهوازی و پیرولیز در رتبههای بعدی قرار میگیرند.
چکیده حوادث شغلی در صنعت نفت همواره یکی از دشواریها و مشکلات فازهای مختلف ساخت و راهاندازی است. در این مطالعه سعی بر آن است تا ریسک حوادث شغلی صنعت نفت در فاز ساخت دریکی از بزرگترین میدانها نفتی کشور، میدان نفتی یادآوران در استان خوزستان ارزیابی شود. برای این منظور از مدل FMEA استفاده شد که روشی متداول در ارزیابی ریسک حوادث شغلی است. طبق بازدیدها، مصاحبهها و آمارهای گرفتهشده تعداد 47 حادثه شغلی در فاز ساخت این میدان نفتی شناسایی و اطلاعات آن جمعآوری شد. طبق نتایج بهدستآمده، مقدار عدد اولویت ریسک بهصورت میانگین برابر با مقدار ۲۱۲ به دست آمد. همچنین، بر اساس نوع حوادثی که دستهبندی شد چندین اقدام اصلاحی نیز پیشنهاد شد که انتظار میرود بر اساس این اقدامات درنهایت عدد اول بعد از اقدامات اصلاحی 133.2 حاصل شد که درنتیجه آن مقدار کاهش معادل 37 درصد عدد اولویت ریسک مشاهده شد. بااینکه تغییرات انجامشده تغییراتی از نوع اقدامات کمهزینه ولی مداوم و دورهای و کار آمده است میتوان اثر مثبت اصلاحات را در این منطقه نفتی مشاهده نمود.
چکیده آلودگی هوا به عنوان یکی از چالشهای اساسی در حوزهی محیط زیست شناخته شده است. این مطالعه تأثیر تایر وسایل نقلیه بر آلودگی هوا و روشهای کاهش آن را بررسی میکند. قسمت بزرگی از انرژی تولید شده توسط موتور خودرو از طریق مقاومت غلتشی تایرها تلف میشود. در نتیجه کاهش مقاومت غلتشی تایرها باعث کاهش مصرف سوخت و به تبع آن کاهش آلودگی هوا میشود. برای کاهش مقاومت غلتشی تایرها، تغییر فرمولاسیون آمیزههای سازندهی رویهی تایر میتواند مؤثر باشد. یک روش مطرح برای تغییر فرمولاسیون آمیزهها، افزودن نانوذرات به عنوان پرکننده است. در این پژوهش، تأثیر افزودن مقادیر مختلف نانوسیلیکا به فرمولاسیون آمیزهی رویهی تایر بر مقاومت غلتشی تایرها که عامل اصلی اتلاف انرژی جنبشی خودروها است، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد که افزودن نانوسیلیکا منجر به افزایش مقاومت غلتشی تایرها میشود. همچنین، تأثیر ضخامت تایر بر عمر آن و مقاومت غلتشی آن مورد بررسی قرار گرفته است، که نشان میدهد مقاومت غلتشی با گذر زمان افزایش مییابد. همچنین، تغییرات لازم در شرایط فرآیند تولید و تأثیر آن بر خواص مکانیکی و کارایی مواد تولیدی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج بررسی رئولوژیکی نشان میدهد که افزودن نانوسیلیکا منجر به افزایش گرانروی شده است. همچنین، بررسی خواص مکانیکی نشان میدهد که مدولهای صد درصد و سیصد درصد مواد با افزایش نانوسیلیکا افزایش مییابد.
چکیده رشد سریع شهرنشینی منجر به افزایش نرخ تولید پسماند ساخت و تخریب شده است. در این شرایط، فقدان یا ناکارآمدی برنامه و چشمانداز برای مدیریت پسماند ساخت و تخریب، منجر به تشدید مشکلات شهری مربوط به جمعآوری، حمل ونقل و دفع پسماند ساخت و تخریب شده است. هدف این مطالعه، استفاده از روش ارزیابی چرخه حیات به منظور ارزیابی عملکرد زیستمحیطی سیستم مدیریت کنونی پسماند ساخت و تخریب و شناسایی ابعاد مهم و اقدامات احتمالی بهبود عملکرد در شهر تهران است. ارزیابی چرخه حیات به روش Impact 2002+ برای سناریوی پایه (4/19% بازیافت) و دو سناریوی بهبود انجام شده است. این سناریوها شامل ترکیبی از روشهای دفن، تفکیک از مبداء و بازیافت مقادیر متفاوت است. فهرست چرخه حیات با استفاده از دادههای اولیه از مطالعات میدانی و دادههای ثانویه از پایگاه داده ecoinvent 3.7 و مطالعات مشابه تکمیل شده است. نتایج پژوهش نشاندهنده مزایای بازیافت پسماند ساخت و تخریب در کاهش پتانسیل اثرات انرژیهای تجدیدناپذیر، گرمایش جهانی، غیرسرطانزاها و غیرآلیها و آلیهای تنفسی است. بنابراین، نتایج پژوهش میتواند در فرآیندهای تصمیمگیری، جنبههای زیستمحیطی و فنی را در کنار عوامل اقتصادی و سیاسی قرار دهد و همچنین تولیدکنندگان را تشویق به کاهش مصرف منابع و شرکتهای بازیافت و سازمانهای مربوطه را تشویق کند تا به طور مستمر عملکرد سیستمهای مدیریت پسماند ساخت و تخریب را بهبود بخشند. همچنین دادهها جمعآوری شده میتواند در سایر مطالعات ارزیابی چرخه حیات پسماند ساخت و تخریب مورد استفاده قرار گیرد.