بررسی رفتار لرزه ای دیوار حائل گابیونی در محیط پیرامونی لند فیل های دفن بهداشتی پسماندجامد شهری
صفحه 1-18
https://doi.org/10.48306/juem.2025.549256.1109
فضل اله سلطانی
چکیده در دنیا خطرات بزرگی ناشی از زلزله لندفیل ها را دچار بحران گسیختگی می کند.گسیختگی در یک لندفیل بهداشتی منجر به آلودگی های زیست محیطی فاجعه باری، همچون آلودگی خاک و سفره آب زیرزمینی گسترده ایی خواهد شد. لذا در این تحقیق پیشنهاد گردیده که در این گونه لندفیل ها از دیوار گابیونی مسلح شده در محیط پیرامونی لندفیل بهداشتی استفاده گردد. اجرای این دیوار منجر به کاهش چشمگیر حرکات جانبی لندفیل و در نهایت کاهش قابل توجه پدیده گسیختگی در لندفیل می گردد.هم چنین رفتار دیوار حائل تحت بار دینامیکی یک امر کمتر شناخته شده است. در این مطالعه، با استفاده از نرمافزار ABAQUS تعدادی مدلسازی اجزا-محدود بر یک دیوار حائل گابیونی مسلح شده توسط ژئوگرید انجام شده است. برای انجام مطالعات پارامتری در زمینه عملکرد دیوار حائل با روکش گابیون و شبکه ژئوگرید، تحت سربارهای مختلف از صفر تا 120 کیلوپاسکال استفاده شده است. باتوجه به رفتارمکانیکی مشابه بین پسماند و خاک، لذا محققین جهت مدلسازی رفتاری پسماند از مدل های پیشنهادی خاک، غالبا استفاده می نمایند. پارامترهای رفتاری تاثیرگذار پسماند جامد شهری، معادل پارامترهای خاک مشابهی شامل دانسیته، مدول الاستیسیته، نسبت پواسون و زاویه اصطکاک خاک به عنوان متغیرهای اصلی در نظر گرفته شدهاند. با توجه به نتایج بهدستآمده، مشخص شد که پارامتر نسبت پواسون خاک در سربارهای کم و زاویه اصطکاک خاک در سربارهای بیشتر عواملی هستند که منجر به ایجاد تغییرات تنش بیشتر در تاج دیوار میشوند
ارائه چارچوبی برای تلفیق شاخصهای کیفیت زیستگاه در برنامهریزی شهری به منظور بهبود زیستپذیری و توسعه پایدار (مطالعه موردی: کلانشهر تهران)
صفحه 19-36
https://doi.org/10.48306/juem.2025.554009.1121
ارشیا درمنش، لعبت زبردست، جهانبخش بالیست
چکیده در جهان امروز، شهرنشینی به شکل غالب زندگی انسان تبدیل شده و تمرکز بالای جمعیت، فعالیتهای اقتصادی، آلودگی محیط زیست، مصرف بیرویه منابع و تولید فزاینده انواع آلایندهها در مناطق شهری، باعث افت شدید کیفیت زیستگاه در این مناطق شده است. کلانشهر تهران، به عنوان پایتخت ایران، با مشکلات عدیده محیط زیستی روبروست که نتیجهای جز فشار بر منابع طبیعی، ایجاد آلودگیهای محیط زیست و در نتیجه کاهش کیفیت زیستگاه برای انسان و سایر زیستمندان نداشته است. لذا هدف این پژوهش، ارائه چارچوبی برای تلفیق شاخصهای ارزیابی کیفیت زیستگاه در برنامهریزی توسعه پایدار برای شهر تهران میباشد. به این منظور، ابتدا با استفاده از مرور منابع شاخصهای مرتبط با کیفیت زیستگاه شهری استخراج گردید و با استفاده از نظر 16 نفر کارشناس خبره با تخصصهای مرتبط توسعه داده شد. سپس این شاخصها، با استفاده از یک پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش لاوشه بر اساس نظرات خبرگان برای شهر تهران رتبه بندی گردید. براساس نتایج، 15 شاخص مهم و کلیدی بدست آمد که از جمله مهمترین آنها، وضعیت و موجودی منابع آب، آلودگی هوا ، آلودگی آب، فضای سبز شهری و زیرساختهای سبز و آبی میباشند. در نهایت، شاخصهای بدست آمده در 4 گروه اصلی طبقه بندی و راهبردهایی برای تلفیق شاخصهای کیفیت زیستگاه در برنامه ریزی توسعه پایدار شهر تهران ارائه شد
ارزیابی تابآوری اجتماعی و سرزندگی فضاهای شهری در مواجهه با بحرانهای محیطی: مورد مطالعه شهر اسکو
صفحه 37-59
https://doi.org/10.48306/juem.2025.535290.1086
فائقه زیردابی اسکویی، میرسعید موسوی، نسیم نجف قلیپور کلانتری، اکبر عبدالله زاده طرف
چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش سرزندگی فضاهای شهری در ارتقاء تابآوری اجتماعی با در نظر گرفتن نقش میانجی ادراک و آمادگی نسبت به بحرانهای محیطی در شهر اسکو انجام شده است. با توجه به افزایش تهدیدات زیستمحیطی و ضرورت تقویت ظرفیتهای تابآور شهری، در این مطالعه تلاش شده است تا سازوکار اثرگذاری مؤلفههای فضایی و اجتماعی بر توان تطبیقپذیری جامعه شهری در برابر بحرانها بررسی شود. روش تحقیق از نوع کمی و مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل شهروندان بالای ۱۸ سال شهر اسکو و حجم نمونه ۴۰۰ نفر بود که بهصورت خوشهای انتخاب شدند. برای سنجش اعتبار مدل مفهومی، از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول بهمنظور ارزیابی بار عاملی شاخصهای هر سازه و از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم برای تأیید ساختار سلسلهمراتبی متغیرهای اصلی استفاده شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای محققساخته بود که روایی و پایایی آن با شاخصهای AVE، CR و آلفای کرونباخ تأیید گردید. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که سرزندگی فضاهای شهری اثر مستقیم معناداری بر تابآوری اجتماعی دارد (ضریب مسیر ۰٫۶۸) و از طریق ادراک و آمادگی نسبت به بحران نیز بهصورت غیرمستقیم بر آن اثر میگذارد (ضریب ۰٫۳۴). مجموع اثر کل برابر با ۰٫۹۸ برآورد شد. شاخصهای برازش مدل CFI، TLI، RMSEA نیز در سطح قابلقبولی قرار داشتند. در نهایت، میتوان نتیجه گرفت که ارتقاء سرزندگی فضاهای شهری میتواند از طریق تقویت تجربه اجتماعی، ادراک خطر و انسجام محلی، نقش مؤثری در ایجاد تابآوری اجتماعی پایدار ایفا کند.
ارزیابی نقش مدیریت یکپارچه شهری در بهبود محیطزیست شهری تبریز به روش معادلات ساختاری
صفحه 60-78
https://doi.org/10.48306/juem.2025.540293.1090
مسعود محمدیان بیرق، رفعت شهماری اردجانی، سیده صدیقه حسنی مهر، علیرضا پورشیخیان
چکیده شهر تبریز در سالهای اخیر با چالشهای فزاینده زیستمحیطی روبهرو است؛ مسائلی که پیامدهای منفی بر سلامت شهروندان و پایداری اکولوژیکی این کلانشهر برجای گذاشته است. پراکندگی نهادی، نبود هماهنگی میان دستگاههای اجرایی و سیاستگذاری بخشی، از مهمترین موانع مدیریت کارآمد محیطزیست شهری محسوب میشود. این پژوهش با هدف سنجش نقش مدیریت یکپارچه شهری در بهبود کیفیت محیطزیست تبریز با رویکرد کمّی و مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار SmartPLS انجام شد. دادهها بهصورت هدفمند از ۹۲ نفر از مدیران و کارشناسان گردآوری گردید و روایی و پایایی ابزار در سطح مطلوب تأیید شد. نتایج مدل ساختاری نشان داد اثر مدیریت یکپارچه شهری بر بهبود کیفیت محیطزیست بهصورت غیرمستقیم و از مسیرهای متوالی تحقق مییابد. ضرایب مسیر تأییدشده بهترتیب عبارتاند از مدیریت یکپارچه شهری به انسجام نهادی با ضریب مسیر برابر ۰/۴۸ و انسجام نهادی به حکمرانی محیطی با ضریب مسیر برابر ۰/۵۲ و حکمرانی محیطی به عدالت فضایی با ضریب مسیر برابر ۰/۴۵ و عدالت فضایی به کیفیت محیطزیست شهری با ضریب مسیر برابر ۰/۵۰. سطح معناداری همه مسیرها کمتر از ۰۰۱/۰ بود. مقدار تعیین برای متغیر وابسته کیفیت محیطزیست شهری برابر ۰/۶۰ و میانگین Q² برابر حدود ۰/۳۱ بهدست آمد که بیانگر توان پیشبینی مناسب مدل است. شاخص برازش کلی مدل GOF برابر ۰/۵۸ محاسبه شد که بر کفایت برازش دلالت دارد.
یافتهها نشان میدهد ارتقای هماهنگی بینبخشی و تقویت ظرفیتهای نهادی و اعمال رویکردهای عدالتمحور فضایی میتواند به بهبود معنادار کیفیت محیطزیست شهری در تبریز بینجامد و بهعنوان چارچوبی سیاستپذیر برای برنامهریزی شهری در کلانشهرهای مشابه بهکار رود.
مدیریت بازیافت پسماندهای ورزشی در استادیوم های فوتبال ایران: مطالعهای با هدف راهکارهای محیط زیستی
صفحه 79-94
https://doi.org/10.48306/juem.2025.546071.1099
محمد زارع آبندانسری، فرزاد نوبخت ساربان، حامد خیرالهی میدانی، عباس نقی زاده باقی
چکیده مدیریت پسماندهای ورزشی در استادیومهای فوتبال ایران به یکی از مسائل مهم زیستمحیطی و مدیریتی تبدیل شده است. این پژوهش به بررسی مدیریت بازیافت پسماندهای ورزشی در استادیومهای فوتبال لیگ برتر خلیج فارس در شهرهای تهران، تبریز، اصفهان، انزلی و اهواز؛ در استادیومهای شهدای شهر قدس، یادگار امام، نقش جهان، سن سیروس و فولادآرنا میپردازد. پژوهش با روش آمیخته اجرا شد؛ در بخش کیفی از رویکرد پدیدارشناسی برای گردآوری دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با خبرگان مرتبط با موضوع استفاده شد و تحلیل کدگذاری منجر به استخراج ۱۳۸ گویه در هشت بعد اصلی گردید. در بخش کمی، پرسشنامهای مبتنی بر این گویهها بین ۱۵۰ نفر توزیع شد و دادهها با آزمون ناپارامتریک فریدمن تحلیل شدند. یافتهها نشان داد بعد فرهنگسازی و باور عمومی با بالاترین میانگین در رتبه نخست قرار دارد و بر نقش نگرشها و ارزشهای فرهنگی در موفقیت برنامههای زیستمحیطی تأکید میکند. پس از آن، ابعاد زیرساختهای هوشمند بازیافت و مشارکت تماشاگران و داوطلبان اهمیت بیشتری یافتند؛ در حالی که تعامل سازمانی کمترین امتیاز را کسب کرد و ضعف هماهنگی نهادی را آشکار ساخت. تمرکز بر چند استادیوم لیگ برتر و تکیه بر پاسخهای ادراکی مشارکتکنندگان، تعمیمپذیری نتایج را محدود میکند و نیاز به مطالعات گستردهتر در سایر شهرها و رشتههای ورزشی را نشان میدهد. در مجموع، پژوهش حاضر تصویری جامع از وضعیت موجود ارائه میدهد و راهکارهایی برای عبور استادیومهای فوتبال ایران از تولید پسماند به الگوی مدیریت سبز پیشنهاد میکند.
پایدارسازی شیمیایی خاکهای ماسهسیلتی با پلیمر استایرن–اکریلیک: رویکردی ژئوتکنیکی و محیطزیستی در تثبیت و کاهش گردوغبار جادهای
صفحه 95-110
https://doi.org/10.48306/juem.2025.549922.1112
محبوب صفاری، معصومه معاذالهی، سید مرتضی موسوی راد
چکیده خاکهای سطحی ماسهسیلتی بهعنوان یکی از نمونههای شاخص خاکهای ضعیف ژئوتکنیکی، به دلیل مقاومت برشی پایین، حساسیت زیاد به فرسایش و قابلیت بالای رهایش گردوغبار، از چالشهای مهم در مهندسی راه و مدیریت محیطزیست محسوب میشوند. این پژوهش با هدف بررسی اثر کوپلیمر استایرن–اکریلیک بر بهبود ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی این خاکها انجام شد. نمونههای خاک با سه سطح ۲٫۵، ۵ و ۷٫۵ درصد وزنی از این پلیمر تهیه گردیدند. آزمایشهای تراکم پروکتور، حدود آتربرگ و جمعشدگی خطی، و سپس آزمونهای مقاومت فشاری محصورنشده (UCS) و نسبت باربری کالیفرنیا (CBR) پس از دو دوره عملآوری ۷ و ۲۱ روزه انجام گرفت. افزودن پلیمر سبب کاهش اندک وزن مخصوص خشک حداکثر از ۱٫۷۹ g/cm³ در نمونه شاهد به ۱٫۷۲–۱٫۷۷ g/cm³ شد، در حالی که رطوبت بهینه از ۸٪ به ۸٫۵–۹٫۶٪ افزایش یافت. همچنین حدود روانی از ۲۰٪ به ۲۱–۲۳٪ و حد پلاستیک از ۱۲٪ به ۱۳–۱۴٪ افزایش پیدا کرد و شاخص پلاستیسیته تقریباً ثابت ماند (۸–۹٪). نتایج نشان داد مقاومت UCS پس از ۲۱ روز برای تیمارهای ۲٫۵، ۵ و ۷٫۵ درصد به ترتیب ۱٫۱۸، ۱٫۶۴ و ۲٫۰۳ مگاپاسکال بود، در حالی که نمونه شاهد تنها ۰٫۷۹ مگاپاسکال داشت. همچنین CBR از ۷٫۸٪ در نمونه شاهد به ۱۱٫۲٪، ۱۵٪ و ۱۸٫۵٪ افزایش یافت. بر این اساس، تیمار ۷٫۵٪ پس از ۲۱ روز بهعنوان درصد بهینه معرفی میشود که علاوه بر افزایش مقاومت و ظرفیت باربری، کاهش انتشار گردوغبار جادهای را نیز به همراه دارد.
تحلیل تاثیر کیفیت محیط زیست شهری بر خطرپذیری سیل در منطقه یک شهر تهران
صفحه 111-136
https://doi.org/10.48306/juem.2025.547092.1101
فهیمه مددی، رومینا سیاح نیا، سلما امی
چکیده در دهههای اخیر خسارتهای مالی و جانی ناشی از مخاطره سیل در شهرها افزایش یافته است که نوعی چالش برای برنامه ریزان محیط زیست شهری در برابر مخاطرات محسوب میشود. مناطق شهری به دلیل ساختار نفوذناپذیری زمین، تراکم ساختمانها و تاسیسات و زیرساختها بیشتر در معرض آسیب سیل قرار دارند. هدف این پژوهش تحلیل کیفیت محیط زیست شهری ازمنظر مخاطره سیل در منطقه یک شهر تهران قرار گرفت. در این پژوهش پس از شناسایی شاخصهای موثر در سیل و کیفیت محیط زیست شهری، نقشه خطرپذیری نواحی منطقه یک تهران بر اساس شاخص های فیزیکی و آسیبپذیری و در معرض خطر قرار گرفتن برآورد شد و ضرایب همبستگی و ارتباط زوجی بین پارامترها با بهرهگیری از روش تحلیل عاملی با استفاده از نرم افزار SPSS و Minitab و مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها نشان میدهد در بین نواحی 10گانه منطقه یک، نواحی 2 ،3، 6 ، 5 و 10 خطرپذیری بالا و ناحیه1،8،4 خطرپذیری پایین را دارا می باشند. تحلیلها برای منطقه 1 تهران میزان همبستگی قوی پوشش گیاهی و شیب و ارتفاع و بافت فرسوده و کاربری مسکونی را با خطرپذیری سیل به ویژه در نواحی 1و 7 و 8 نشان میدهد. همچنین افزایش طول راهها و واحدهای خدماتی در نواحی خطرپذیر 3 و 6 به عنوان عامل کاهنده خطرپذیری نشان داده شده است. از این رو انجام چنین مطالعاتی در زمینه شناسایی عوامل خطرپذیری و میزان تاثیر آنها در سایر مناطق شهری برای تعیین الویت اقدامات به منظور کاهش پیامدهای ناشی از مخاطرات طبیعی ضروری به نظر میرسد.
تبیین مولفه های برنامه درسی مدیریت پسماند شهری با استفاده از سنتز پژوهی
صفحه 137-165
https://doi.org/10.48306/juem.2025.552820.1117
مریم حیدری، اسماعیل صالحی، احمد نوحه گر، رضوان حکیم زاده، علیرضا بازارگان
چکیده با توجه به بحران جهانی پسماند و نقش آموزش در ارتقای رفتارهای پایدار شهری، شناسایی و تبیین مؤلفههای برنامه درسی مدیریت پسماند شهری امری ضروری به نظر میرسد. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین مؤلفههای برنامه درسی مدیریت پسماند شهری انجام شد این مطالعه در زمره تحقیقات کیفی از نوع سنتزپژوهی (فراترکیب) قرار میگیرد. رویکرد اصلی پژوهش مبتنی بر الگوی تحلیل محتوای استقرایی و چارچوب هفتمرحلهای سندلوسکی و بارسو بود. جامعه پژوهش شامل کلیه مطالعات داخلی و خارجی در بازه زمانی 1995 تا 2025 بود که از طریق پایگاههای معتبری همچون اس آی دی، مگایران، سیویلیکا، پروکوئست، اریک، سیج، الزویر و گوگل اسکالر بازیابی شدند. پس از غربالگری و ارزیابی کیفیت مقالات با استفاده از شاخصCASP، در نهایت 48 مطالعه با کیفیت مطلوب برای تحلیل انتخاب گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که برنامه درسی مدیریت پسماند شهری بر چهار لایه اصلی استوار است: لایه بیرونی (سیاست و فرهنگ) شامل هماهنگی با قوانین، مقررات و فرهنگ عمومی؛ لایه ساختاری (مدیریت و فناوری) با تأکید بر زیرساختها، مدیریت منابع و فناوریهای نوین؛ لایه تربیتی (یادگیری و توانمندسازی) که بر آموزش مهارتهای عملی، مشارکت اجتماعی و ارتقای مسئولیتپذیری دانشآموزان متمرکز است؛ و لایه هستهای (دانش تخصصی و نوآوری) که به فرآیندهای تخصصی، مدیریت پسماندهای خاص و نوآوریهای مبتنی بر اقتصاد چرخشی میپردازد. نتایج این مطالعه علاوه بر ارائه مدلی لایهای برای طراحی برنامه درسی مدیریت پسماند، چارچوبی عملیاتی برای پیادهسازی در مدارس و محیطهای آموزشی فراهم میسازد.
