ارتباطات سبز در باند میانی سیستمهای مخابرات سلولی نسل ششم
صفحه 1-14
https://doi.org/10.48306/juem.2025.500716.1065
احسان سلیمانی نسب
چکیده تخمین زده می شود که صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) مسئول تقریباً 2 تا 4 درصد از کل کربن تولید شده توسط فعالیتهای انسانی است که معادل حدود 25 درصد از کل آلایندگی خودروها و تقریباً برابر با کل انتشارات کربن هواپیماها در جهان است. در این میان ارتباطات نسل ششم (6G) با فراهم کردن نرخ داده بالا برای کاربران و صنایع، نقش عمده ای در صنعت ICT آینده ایفا میکنند و مصرف انرژی بالائی دارند. از طرفی بدلیل تلفات بالا در فرکانسهای کاری 6G، برد ارتباطی کوتاه است و برای پوشش حداکثری در شبکه، نیاز به تعداد زیادی ایستگاه پایه (BS) میباشد که هم مصرف انرژی بالائی دارند و هم آلودگی محیط زیستی بوجود میآورند. به منظور کاهش مصرف انرژی در سیستمهای بیسیم علی الخصوص 6G، اخیرا سطوح هوشمند انعکاسی (RIS) مطرح شده اند که با مصرف حداقل انرژی ارتباط را در نقاط کور میسر میسازند. این ویژگی آنها را به گزینهای مناسب برای بهبود کارایی انرژی در شبکههای بیسیم تبدیل میکند در این مقاله به کمک RIS، راندمان انرژی سیستمهای مخابراتی 6G در دو فرکانس باندمیانی 7.8 و 15 گیگاهرتز بررسی و محاسبه میشود. اثر پدیده افت مسیر روی سیگنالها با دادههای واقعی منتج از استاندارد 3GPP در نظر گرفته شده و تاثیر تعداد عناصر RIS، نرخ ارسال، فرکانس کاری و دیگر پارامترها در سناریوهای مختلف بررسی شده است. نشان داده شده است که استفاده از RIS میتواند راندمان انرژی بالاتری را فراهم آورد که با افزایش فرکانس، راندمان انرژی نیز افزایش مییابد.
ارائه مدل علّی و معلولی برای بهینهسازی مدیریت پسماند شهری: تحلیل نقش صنایع تبدیلی و تعامل با چرخههای غیررسمی در شهر کرمان
صفحه 15-33
https://doi.org/10.48306/jumee.2024.482045.1058
حسین وحیدی، محمد علی باقرزاده، سمیه فارسی زاده زرندی، محمدرضا نادری
چکیده مدیریت پسماند شهری یکی از چالشهای اساسی شهرداریها است، به ویژه در شهرهایی که جریانهای غیررسمی در فرآیند جمعآوری و بازیافت پسماند نقش مهمی ایفا میکنند. این مطالعه با هدف بهبود کارایی سیستم مدیریت پسماند شهری کرمان، مدلی از چرخه علی و معلولی (CLD) ارائه میدهد که بر همگرایی چرخههای رسمی و غیررسمی و توسعه صنایع بازیافتی تمرکز دارد. در مدل پیشنهادی، اضافه شدن واحدهای بازیافتی مانند بازیافت آلومینیوم، PET، پلاستیک و نایلون، علاوه بر غرفههای بازیافتی، باعث افزایش انعطافپذیری سیستم و ایجاد ارزش افزوده اقتصادی میشود. همچنین، این مدل با بهرهگیری از مشوقهای مالی مانند صدور مجوز و تخفیفات مرتبط، امکان جذب جمعآوران غیررسمی به چرخه رسمی را فراهم میکند که موجب افزایش درآمد شهرداری از بازیافت و بهبود نظارت بر فرآیند جمعآوری و دفع پسماند میشود. نتایج نشان میدهد که این مدل نه تنها منجر به کاهش هزینههای شهرداری در مدیریت پسماند میشود، بلکه با افزایش همکاری جمعآوران غیررسمی و بهبود نظارت، به توسعه پایدار شهری کمک میکند. همچنین، صنایع بازیافتی به عنوان یک بخش اساسی از زنجیره مدیریت پسماند، توانایی تبدیل پسماندهای خام به مواد اولیه با ارزش اقتصادی بالاتر را دارند که باعث افزایش بازدهی اقتصادی و زیستمحیطی سیستم میشود. این مدل میتواند به عنوان الگویی برای سایر شهرهایی که با چالشهای مشابه مواجه هستند، مورد استفاده قرار گیرد. از این رو، مطالعه حاضر با ارائه یک رویکرد نوآورانه، گامی در جهت بهبود و پایدارسازی مدیریت پسماند شهری برداشته است که میتواند موجب افزایش کارایی و کاهش مشکلات سیستمهای سنتی مدیریت پسماند در ایران شود.
بازشناسی و رتبهبندی پیشرانهای بهینهسازی و توسعه عملکرد زیستمحیطی پالایشگاههای نفت و گاز ج.ا.ایران با رهیافت آیندهنگاری راهبردی
صفحه 34-55
https://doi.org/10.48306/juem.2025.523414.1073
حسین حمزوی، جمشید صالحی صدقیانی، فاطمه نجفی
چکیده هدف از انجام این پژوهش، بازشناسی و رتبهبندی پیشرانهای بهینهسازی و توسعه عملکرد زیستمحیطی پالایشگاههای نفت و گاز ج.ا.ایران با رهیافت آیندهنگاری راهبردی بود. پژوهش حاضر از نظر روش انجام، بر پایه تحلیل ماتریس اثرات متقابل ساختاری با رویکرد آیندهنگاری راهبردی و از نظر هدف، از نوع توسعهای-کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش از 30 نفر از خبرگان شامل اساتید دانشگاهی و مدیران عالی پالایشگاههای نفت و گاز ج.ا.ایران به روش هدفمند تشکیل شده است. دادههای این پژوهش از طریق مصاحبه ساختاریافته و پرسشنامه کیفی امتیازدهی از صفر تا سه طبق ماتریس اثرات متقابل ساختاری جمعآوری شده و با نرمافزار آماری میکمک تجزیه و تحلیل شدهاند. یافتههای این پژوهش نشان داد که پیشرانهای تدوین و اجرای طرحهای توسعه پایدار در یکپارچهسازی فرآیندهای پروژههای پالایشگاه، کاربست استانداردهای زیستمحیطی در طراحی فرآیندها و واحدهای عملیاتی، آموزش و توسعه مهارتها و شایستگیهای زیستمحیطی منابع انسانی به عنوان پیشرانهای تأثیرگذار (نفوذ) هستند. همچنین، پیشرانهای بکارگیری انرژیهای تجدیدپذیر و پاک در فرآیندهای عملیاتی و واحدهای تولیدی، بهرهگیری از رویکرد سبز در مدیریت پسماندهای صنعتی و آلایندههای محیطی، اصلاح الگوی مصرف انرژی در واحدهای سازمانی و عملیاتی پالایشگاه به عنوان پیشرانهای تأثیرپذیر(وابسته) هستند. نتایج این پژوهش نشان داد که بازشناسی و رتبهبندی پیشرانهای بهینهسازی و توسعه عملکرد زیستمحیطی پالایشگاههای نفت و گاز ج.ا.ایران امکان تخصیص هدفمند منابع، اتخاذ تصمیمهای راهبردی و بهکارگیری فناوریهای مؤثر را فراهم ساخته و در نهایت موجب تسهیل حرکت بهسوی توسعه پایدار و انطباق با استانداردهای بینالمللی کشور میگردد.
تحلیل ساختاری مؤلفههای تأثیرگذار بر توسعه زیستمحیطی شهر هوشمند در شهر تبریز
صفحه 56-73
https://doi.org/10.48306/juem.2025.528698.1076
علی زینالی عظیم، عارف منادی، فرزاد زربخش، محمدامین منادی سفیدان
چکیده رشد سریع شهرنشینی و افزایش فشارهای زیستمحیطی در کلانشهرهای ایران، ضرورت حرکت بهسوی شهرهای هوشمند با رویکرد توسعه پایدار را دوچندان کرده است. کلانشهر تبریز بهعنوان یکی از قطبهای صنعتی و اقتصادی کشور، در دهههای اخیر با چالشهایی نظیر آلودگی هوا، ضعف در مدیریت منابع، و ناکارآمدی ساختارهای محیطزیستی مواجه بوده است. این پژوهش با هدف تحلیل ساختاری مؤلفههای تأثیرگذار بر توسعه زیستمحیطی شهر هوشمند در تبریز انجام گرفت. روش تحقیق کمی و مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (Smart PLS) بود. جامعه آماری تحقیق شامل خبرگان حوزه شهرسازی، محیطزیست، فناوری و مدیریت شهری بود که با استفاده از فرمول کوکران، از جامعه نامحدود تعداد ۲۰۰ نفر بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند. دادههای پژوهش از طریق پرسشنامه محققساخته گردآوری شد و با استفاده از نرمافزارهای Smart PLS و SPSS تحلیل گردید. یافتهها نشان داد که مؤلفههای «مدیریت پسماند هوشمند» با ضریب مسیر بتا برابر با ۳۴ صدم، «زیرساخت فناورانه» با ۳۱ صدم، «خدمات دیجیتال شهری» با ۳۰ صدم و «اقتصاد هوشمند» با ۲۶ صدم بیشترین اثر مستقیم را بر توسعه زیستمحیطی شهر هوشمند دارند. ضریب تعیین مدل نهایی برابر با ۷۱ صدم و شاخص برازش کلی GOF برابر با ۵۰ صدم بهدست آمد که نشاندهنده برازش بسیار مطلوب مدل است. همچنین بیشترین ضریب تعیین برای مؤلفه «خدمات دیجیتال» با مقدار ۷۶ صدم ثبت شد. نتایج این تحقیق بیانگر آن است که تحقق توسعه زیستمحیطی در تبریز وابسته به تقویت همزمان ظرفیتهای فناورانه، بهبود نظام مدیریت محیطی، و ارتقای یکپارچگی دادهمحور در سیستم مدیریت شهری است.
ارزیابی سیستمی اثربخشی قوانین زیستمحیطی صنعت نفت و گاز ایران با استفاده از مدل علّی و ارائه راهکارهای اصلاحی
صفحه 74-88
https://doi.org/10.48306/juem.2025.529167.1077
سید رائد موالی، سیده آتنا طالقانی
چکیده نظام حقوقی زیستمحیطی ایران در صنعت نفت و گاز با وجود برخورداری از اسناد بالادستی و آییننامههای مرتبط، در عمل فاقد انسجام نهادی و اثربخشی اجرایی لازم است. این پژوهش با رویکرد کیفی و بهرهگیری از مدلسازی حلقههای علّی و معلولی (CLD) تلاش میکند تا ساختار نهادی و رفتاری نظام قانونگذاری زیستمحیطی کشور را در این حوزه تحلیل کند. برای این منظور، پس از مرور اسناد و استخراج متغیرهای کلیدی، یک مدل CLD برای وضعیت موجود طراحی و در محیط نرمافزار Vensim ترسیم شده است. تحلیل این مدل نشان داد که پویایی ساختار فعلی متأثر از حلقههای بازخورد منفی مانند ضعف الزامآوری مقررات، تداخل وظایف نهادی، تقدم منافع اقتصادی بر الزامات زیستمحیطی، و نبود شاخصهای جامع عملکردی است. این حلقهها موجب میشوند که حتی در صورت تدوین مقررات پیشرفته، اجرا و نظارت مؤثر بر آنها محقق نشود. در ادامه، با تحلیل ساختار مدل، هفت پیشنهاد سیاستی برای اصلاح وضعیت موجود ارائه شده که شامل ارتقای شفافیت، تدوین شاخصهای یکپارچه، بازتعریف روابط نهادی، و تقویت ظرفیتهای کارشناسی و رسانهای است. یافتهها نشان میدهند که بدون اصلاحات ساختاری، پایداری محیطزیستی در این صنعت راهبردی تحقق نخواهد یافت. این مطالعه نشان میدهد که استفاده از مدلسازی سیستمی میتواند ابزاری اثربخش برای شناسایی گلوگاهها و تدوین سیاستهای منسجم در حکمرانی محیطزیستی کشور باشد.
کاربرد فناوریهای نوین ژئوتکنیکی در بهبود پایداری زیستمحیطی پروژههای عمرانی در شهر تهران: رویکردها و چالشهای اجرایی
صفحه 89-103
https://doi.org/10.48306/juem.2025.532071.1083
رقیه مهمانی، رامین نعمتی
چکیده روند پرشتاب توسعه شهری و افزایش نیاز به پروژههای عمرانی در کلانشهرهای کشور، ضرورت توجه به پایداری زیستمحیطی در طراحی و اجرای این پروژهها را دوچندان کرده است. در این میان، فناوریهای نوین ژئوتکنیکی بهعنوان ابزارهایی کارآمد در ارتقای عملکرد زیستمحیطی پروژههای عمرانی مطرح شدهاند. هدف این پژوهش، ارزیابی تأثیر بهکارگیری فناوریهای نوین ژئوتکنیکی در بهبود شاخصهای پایداری زیستمحیطی پروژههای عمرانی شهر تهران است. این مطالعه با رویکردی ترکیبی و از طریق تحلیل کیفی و کمی انجام شده است. در مرحله نخست، با مرور نظاممند ادبیات، فناوریهای نوین و شاخصهای کلیدی پایداری شناسایی گردید. سپس سه پروژه شاخص در تهران بهعنوان مطالعه موردی انتخاب شد. دادههای کیفی از طریق ۲۰ مصاحبه نیمهساختاریافته با ذینفعان کلیدی گردآوری و با روش تحلیل مضمون در نرمافزار MAXQDA تحلیل گردید. دادههای کمی نیز از مستندات فنی پروژهها استخراج و با آمار توصیفی تحلیل شد. یافتهها نشان میدهد که بهکارگیری این فناوریها موجب بهبود قابل توجه کیفیت خاک و آبهای زیرزمینی، کاهش مصرف انرژی و منابع، و افزایش استفاده از مصالح بازیافتی شده است. بهبود نفوذپذیری خاک تا ۷۵ درصد و کاهش غلظت نیترات آب تا ۵۵ درصد در پروژههای موردی ثبت شد. در عین حال، چالشهایی همچون هزینههای بالا، کمبود دانش فنی و نبود استانداردهای بومی شناسایی گردید. این نتایج بر ضرورت تدوین سیاستهای حمایتی، ارتقای ظرفیت فنی و توسعه استانداردهای بومی برای تسهیل گذار به زیرساختهای پایدار شهری تأکید دارد.
