شبیه سازی مدل توسعه مدیریت سبز با استفاده از تفکر سیستمی با محوریت توسعه کسب و کار (مطالعه موردی شرکت ساختمانی بانک ملت)
صفحه 1-16
https://doi.org/10.48306/juem.2025.527725.1075
مرتضی ریاضی نژاد، مائده ریاضی نژاد
چکیده این پژوهش به بررسی تأثیرات اجرای طرح جامع مدیریت سبز در شرکت ساختمانی بانک ملت ایران میپردازد. هدف این مطالعه، ارزیابی ابعاد مختلف مدیریت سبز و تأثیر آن بر شاخصهای محیطزیستی، اقتصادی و اجتماعی سازمان است. روش تحقیق شامل رویکردی ترکیبی از تحلیلهای کیفی و کمی است. در بخش کیفی، دیدگاههای 12 نفر از خبرگان حوزه مدیریت سبز و ساختوساز از طریق مصاحبههای عمیق جمعآوری شد و در بخش کمی، دادههای 180 نفر از کارکنان باتجربه سازمان تجزیهوتحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان میدهد که اجرای این طرح، تأثیرات مثبت و معناداری بر بهبود شاخصهای زیستمحیطی، از جمله کاهش مصرف انرژی، افزایش استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، بهبود مدیریت پسماند، و کاهش آلودگیهای زیستمحیطی داشته است. همچنین، برنامههای آموزشی، مشوقهای فردی، و برگزاری رویدادهای مرتبط با مدیریت سبز، باعث افزایش آگاهی کارکنان و تقویت فرهنگ زیستمحیطی در سازمان شده است. از سوی دیگر، حمایت و تعهد مدیران ارشد به موفقیت اجرای طرح کمک کرده است. این مطالعه تأکید میکند که مدیریت سبز، ابزاری مؤثر برای توسعه پایدار و بهبود عملکرد اقتصادی و زیستمحیطی سازمان است. همچنین، مدل حلقه علی (CLD) توسعهیافته در این پژوهش، ابزاری کارآمد برای شناسایی تعاملات میان متغیرهای کلیدی و بهبود برنامهریزیهای سازمانی فراهم میکند. یافتهها میتوانند بهعنوان الگویی برای سایر صنایع مشابه در راستای توسعه پایدار و مدیریت زیستمحیطی به کار گرفته شوند.
مقاومت بلوکهای رسی ژئوپلیمری با استفاده از ضایعات صنعتی-کشاورزی و سیلیکات سدیم سنتزی
صفحه 17-29
https://doi.org/10.48306/juem.2025.496509.1062
الناز زنگی آبادی، حانیه عباسلو، هاتف سیف اللهی
چکیده باتوجه به سه معضل مهم انرژی، کمبود مواد اولیه، و پسماند، توسعه مصالح ساختمانی سازگار با محیط زیست جزوء برنامه های توسعه ای حوزه مهندسی عمران می باشد. این مطالعه به بررسی استفاده از ضایعات صنعتی و کشاورزی در توسعه بلوکهای رسی پایدار از طریق فناوری ژئوپلیمریزاسیون فعالشده با سیلیکات سدیم سنتز شده میپردازد. خاک رس کائولینیت به عنوان ماتریس اولیه استفاده شد و با خاکستر بادی صنعتی، خاکستر پوسته برنج و ماسه های طبیعی جهت سنتز افزودنی سیلیکات سدیم تکمیل شد. فعالکننده قلیایی از طریق فرآیند انحلال بهینهشده با هیدروکسید سدیم از ماسه سیلیسی سنتز شد و نسبت مولی SiO₂/Na₂O برابر با 5/1 و نسبت H₂O/Na₂O برابر با 10 به دست آمد. نمونهها تحت شرایط مختلف عملآوری و غلظتهای مختلف سیلیکات سدیم سنتزی در بلوک های رسی با درصدهای مختلف ضایعات (5/0، 1، و 5/1 درصد) آزمایش شدند. یافتههای کلیدی نشان میدهند که: (1) مقاومت فشاری با 30 سیسی فعالکننده قلیایی در عملآوری 150 درجه سانتیگراد 21 تا 24 درصد افزایش یافت. (2) جایگزینی بهینه 1٪ خاکستر پوسته برنج، حداکثر مقاومت (81/1 مگاپاسکال) را به همراه داشت که از خاکستر بادی بهتر عمل میکرد؛ (3) عملآوری طولانیتر به دلیل ژئوپلیمریزاسیون کامل، مقاومت را 18 تا 30 درصد در نمونههای 7 روزه افزایش داد؛ (4) فعالکننده مشتقشده از ماسه سیلیس از نظر اقتصادی مقرونبهصرفه بود. نتایج تأیید میکند که ژئوپلیمرهای مشتقشده از ضایعات، انرژی مصرفی را کاهش میدهند و در عین حال، محصولات جانبی صنعتی/کشاورزی را به کار میگیرند و مسیری مقیاسپذیر برای ساختوساز سازگار با محیط زیست ارائه میدهند.
شناسایی و اولویتبندی قابلیتهای اینترنت اشیاء در بهرهبرداری و نگهداشت تونلهای معدنی با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)
صفحه 30-47
https://doi.org/10.48306/juem.2025.488843.1060
وجیهه بهرامی، رضا فتاحی، هانیه بهرامی
چکیده بهرهبرداری و نگهداری تونلها شامل مجموعهای از فعالیتها است که برای حفظ ایمنی، عملکرد صحیح و طول عمر مفید تونلها در طول بهرهبرداری انجام میشود. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویتبندی کاربردهای اینترنت اشیاء در حوزه بهرهبرداری و نگهداشت تونلها با استفاده از روشهای تصمیمگیری چند معیاره انجام میشود. برای شناسایی معیارها و زیرمعیارهای پژوهش، از روش دلفی استفاده شده است. پس از اجرای روش دلفی، معیارهای اصلی در سه دسته نهایی طبقهبندی شدند و زیرمعیارهای مرتبط با هر یک نیز شناسایی گردیدند. در مرحله بعد، دادهها با استفاده از پرسشنامههای مقایسات زوجی جمعآوری و با روش تحلیل فرآیند سلسله مراتبی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که معیار امنیت با وزن ۰.۶۴۰۴ بیشترین اهمیت را دارد و پس از آن، معیارهای نگهداری و تعمیرات با وزن ۰.۲۳۳۲ و فرآوری با وزن ۰.۱۲۶۵ به ترتیب در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند. در میان زیرمعیارهای امنیت، قابل رویت بودن افراد و ماشینآلات در رتبه اول قرار گرفت. همچنین، در زیرمعیارهای نگهداری و تعمیرات، نگهداری پیشگیرانه سازه تونل در رتبه نخست و بروزرسانی اطلاعات و دادهها در رتبه آخر قرار گرفتند. در بخش عملیات فرآوری نیز، آنالیز میدانی، اکتشاف و گزارش آنومالی در رتبه اول و جلوگیری از هدررفت مواد معدنی در رتبه آخر نسبت به سایر زیرمعیارها قرار گرفت. این نتایج نشان میدهد که در محیطهای پرخطر مانند تونلهای معدنی، امنیت و نگهداری پیشگیرانه از اولویت بالاتری برخوردار هستند، در حالی که بهرهوری مواد معدنی در اولویتهای بعدی قرار میگیرد.
طراحی، ساخت و ارزیابی سامانه نوآورانه تقطیر خورشیدی برای تصفیه آب: مطالعه موردی در سیرجان
صفحه 48-62
https://doi.org/10.48306/juem.2025.539130.1088
حسن منصوری، رحیم شمس الدینی، احسان حسن زعیم
چکیده در این پژوهش، یک سامانه تقطیر خورشیدی نوآورانه با رویکردی مبتنی بر هزینه بسیار پایین، سادگی ساخت و قابلیت پیادهسازی با مصالح بومی طراحی و ساخته شد و در شرایط اقلیمی واقعی ایران، به ویژه در شهر سیرجان، مورد آزمون عملی قرار گرفت. هدف اصلی سامانه، تولید آب آشامیدنی سالم از منابع آلوده بدون نیاز به انرژی فسیلی یا شبکه برق است. نوآوری کلیدی این کار، نه در اصول ترمودینامیکی، بلکه در امکانسنجی عملی یک راهکار واقعاً مقرونبهصرفه با استفاده از قطعات بازیافتی و موجود است. آزمایشها در فصول تابستان و پاییز، با حجم اولیه 500 cc آب و در شرایط محیطی مختلف انجام شد. پارامترهایی مانند دمای محیط، دمای اولیه آب و میزان آب تقطیر شده ثبت گردید. نتایج نشان داد که عملکرد حرارتی سامانه به شرایط تابش خورشید وابسته است و در شرایط بهینه (ظهر یک روز صاف تابستانی) به راندمان حرارتی کلی 19.6٪ دست یافت که با توجه به هزینه ساخت بسیار کم، کارایی قابل قبولی دارد. آزمونهای میکروبیولوژی نیز توانایی سامانه در گندزدایی کامل آب را تأیید کردند؛ شمارش کلیفرمها از CFU/100ml 100 در آب ورودی به صفر در آب تصفیه شده کاهش یافت. استفاده نوآورانه از آینههای موزاییکی گسسته به جای آینه مقعر پیوسته، نقش کلیدی در کاهش هزینه و حفظ کارایی سامانه داشت. با توجه به سادگی ساخت، استقلال از شبکه برق و کارایی اثباتشده، این فناوری راهکاری پایدار، عملی و مقرونبهصرفه برای تأمین آب شرب سالم در مناطق کمآب کشور ارائه میدهد.
ارائه یک روش ترکیبی مبتنی بر یادگیری عمیق برای پیش بینی شاخص جهانی اقلیم حرارتی در فضای باز شهری.
صفحه 63-77
https://doi.org/10.48306/juem.2025.544353.1094
اعظم نوروزی، محمد محمدی
چکیده رشد روزافزون شهرنشینی و چالشهای اقلیمی، ایجاد محیطهای شهری پایدار را به موضوعی مهم در سالهای اخیر تبدیل کرده است. طراحی فضای پایدار بدلیل تأثیر آسایش حرارتی در فضای باز شهری بر احساس آسایش و رضایت شهروندان و همچنین استفاده بهینه از شرایط محیطی در ایجاد آسایش و صرفهجویی انرژی اهمیت زیادی داشته است. پیشبینی دقیق آسایش حرارتی و شرایط حرارتی محیطی در مناطق شهری با روشهای مختلف، بهبود برنامهریزی شهری و مدیریت انرژی را تسهیل مینماید. بررسی مطالعات پیشین نشاندهنده توانایی بالای مدلهای یادگیری عمیق در بهبود پیشبینیهای آسایش حرارتی است. در این مقاله یک روش ترکیبی مبتنی بر یادگیری عمیق برای پیش بینی شاخص جهانی اقلیم حرارتی ارائه شده است. در این مقاله بعد از پیش پردازش مجموعه داده، مدل های قبلی که دقت بالایی داشته اند اموزش داده شده و مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس سه مدل با بالاترین عملکرد برای مدل ترکیبی انتخاب شده و پیشبینیهای هر سه مدل برای مجموعه تست تولید و برای اطمینان از یکپارچگی ابعاد، پیشبینیها به آرایههای یکبعدی تبدیل شدند. در نهایت پیشبینی نهایی از میانگینگیری پیشبینیهای سه مدل محاسبه شد. مجموعه داده های واقعی مربوط به شهر مشهد برای ارزیابی عملکرد مدل پیشنهادی و اموزش و آزمایش روش های استفاده شده در مدل ترکیبی بکارگرفته شد. معیارهای استاندارد پیشبینی عددی شامل ریشه میانگین مربعات خطا، میانگین مطلق خطا و ضریب تعیین برای ارزیابی مدل پیشنهادی محاسبه شد. نتایج ارزیابی نشان داد که مدل ترکیبی عملکرد بهتری در پیشبینی شاخص جهانی اقلیم حرارتی در مقایسه با روش های پیشین ارائه میدهد.
تأثیر بهکارگیری جاذبهای معدنی به همراه نانوذرات در بتن متخلخل بهمنظور بهبود کیفیت رواناب شهری
صفحه 78-96
https://doi.org/10.48306/juem.2025.534489.1085
عماد کهریزی، مهدی صدیقی، ابراهیم سلامی، طاهر رجائی، فاطمه نادعلی
چکیده در دهه اخیر، بتن متخلخل بهعنوان یکی از گزینههای مؤثر در مدیریت روانابهای شهری، بهویژه در پیادهروها و روسازیهای سطحی، مورد توجه قرار گرفته است. در پژوهش حاضر، عملکرد ترکیبی نانوذرات (۵٪ وزنی) و جاذبهای معدنی (۱۵٪ زئولیت، تراورتن، اسکوریا و پومیس) در بتن متخلخل جهت بهبود کیفیت رواناب شهری بهصورت آزمایشگاهی و عددی مورد بررسی قرار گرفت. نمونهها در آزمایشگاه تحت عبور ۱۰ لیتر رواناب طی ۲ ساعت و در شرایط ثابت دما، تخلخل و نفوذپذیری ارزیابی شدند. پارامترهای TSS، COD و غلظت سرب پیش و پس از عبور رواناب اندازهگیری شد. نتایج تجربی نشان داد افزودن پومیس با ۵٪ نانوذره منجر به حذف ۷۵٪ سرب، ترکیب ۱۰٪ زئولیت با ۵٪ نانوذره به حذف ۳۲٪ TSS و حالت ۱۵٪ زئولیت با ۲٪ نانوذره به کاهش ۲۳٪ COD انجامید. در شبیهسازی عددی با استفاده از COMSOL Multiphysics، پس از کالیبراسیون مدل با دادههای آزمایشگاهی، حذف سرب به تقریب ۸۰٪ (با خطای حدود ۲۰٪ نسبت به آزمایش) و حذف TSS و COD به ترتیب ۱۷٪ و ۹٪ (اختلاف ۱۴–۱۵٪) بازتولید گردید. نتایج نشان میدهد افزودن جاذبهای معدنی و نانوذرات، از طریق کاهش منافذ و افزایش سطح تماس، نقش مؤثری در جذب آلایندههای فیزیکی و شیمیایی رواناب دارد.
شناسایی و اولویتبندی پیشرانهای بهسازی آموزش و ترویج رفتارهای محیطزیستی کارکنان سازمانهای دولتی ج.ا.ایران
صفحه 97-118
https://doi.org/10.48306/juem.2025.541608.1092
حسین حمزوی، بهروز رضائی منش، محمدامین جمالی، محمد متقی نژاد
چکیده هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و اولویتبندی پیشرانهای بهسازی آموزش و ترویج رفتارهای محیطزیستی کارکنان سازمانهای دولتی ج.ا.ایران با رهیافت آیندهپژوهشی راهبردی بوده است. پژوهش حاضر از نظر روش انجام، بر پایه تحلیل ماتریس اثرات متقابل ساختاری با رویکرد آیندهپژوهشی راهبردی و از نظر هدف، از نوع توسعهای-کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش از 35 نفر از خبرگان شامل اساتید دانشگاهی و مدیران عالی سازمانهای دولتی ج.ا.ایران به روش هدفمند تشکیل شده است. دادههای این پژوهش از طریق مطالعات کتابخانهای، مصاحبه ساختاریافته و پرسشنامه کیفی امتیازدهی از صفر تا سه طبق ماتریس اثرات متقابل ساختاری جمعآوری شده و با نرمافزار آماری MICMAC تجزیه و تحلیل شدهاند. یافتههای این پژوهش نشان داد که پیشرانهای ترکیب برنامهها و دورههای آموزشی با فعالیتها و اقدامات داوطلبانه محیطزیستی کارکنان، پیادهسازی و تبیین رفتارهای محیطزیستی در برنامههای توسعه منابع انسانی، تبیین و ادغام اهداف محیطزیستی با هنجارها، ارزشها و فرهنگ سازمانی، تدوین و تبین راهبردها و سیاستهای شفاف برای حفاظت و بهبود محیطزیست سازمانی به عنوان تأثیرگذارین پیشرانهای بهسازی آموزش و ترویج رفتارهای محیطزیستی کارکنان سازمانهای دولتی ج.ا.ایران هستند. نتایج این پژوهش نشان داد که شناسایی و اولویتبندی پیشرانهای بهسازی آموزش و ترویج رفتارهای محیطزیستی کارکنان سازمانهای دولتی ج.ا.ایران، زمینهساز طراحی برنامههای آموزشی هدفمند با رویکرد پایداری محیطزیست و بهبود عملکرد سازمانهای دولتی کشور در مدیریت منابع و کاهش اثرات منفی زیستمحیطی از طریق ترویج رفتارهای محیطزیستی کارکنان است.
ساخت یک حسگر الکتروشیمیایی بر پایه نانوکامپوزیت مغناطیسی برای اندازه گیری نقره در آبهای محیطی
صفحه 119-131
https://doi.org/10.48306/juem.2025.546355.1100
مریم فیاضی
چکیده در این پژوهش، یک کامپوزیت نانولوله کربنی مغناطیسی پوشیده شده با گوگرد از طریق پوششدهی لایه گوگرد عنصری بر روی نانولوله کربنی مغناطیسی با استفاده از فرآیند حرارتی ساده سنتز و سپس برای ساخت حسگر نقره به کار گرفته شد. تأثیر پارامترهای مؤثر شامل pH بافر، مقدار اصلاحکننده و زمان پیشتغلیظ نیز با استفاده از روش ولتامتری پالس تفاضلی بهینهسازی گردید. منحنی کالیبراسیون در محدوده 5/0 تا 85 میکروگرم بر لیتر در شرایط بهینه آزمایشگاهی به دست آمد. حد تشخیص بر اساس روش 3 برابر انحراف استاندارد، مقدار 1/0 میکروگرم بر میلیلیتر محاسبه شد. تجزیه نمونههای واقعی شامل آبهای سد، چاه و دریاچه با موفقیت با استفاده از روش افزایش استاندارد انجام شد. حسگر تکرارپذیری مطلوبی با مقدار RSD برابر 5/3% از خود نشان داد. پوشش گوگردی با ایجاد مکانهای اتصال ویژه برای یونهای نقره، انتخابپذیری و حساسیت روش پیشنهادی را به طور چشمگیری افزایش میدهد. روش پیشنهادی برای تعیین یون نقره کارآمدی بالایی از خود نشان داده و قابلیت کاربرد در تجزیههای روتین آبهای محیطزیست را دارا میباشد. حد تشخیص پایین و گستره خطی وسیع، و تکراپذیری قابل توجه، این سیستم حسگری را به عنوان یک ابزار تجزیهای مؤثر برای پایش آلودگی نقره در محیطهای آبی معرفی مینماید.
