فصلنامه مدیریت محیط زیست شهری
دوره و شماره: دوره 3، شماره 2 - شماره پیاپی 10، تابستان 1404، صفحه 1-141 
مقاله پژوهشی

تحلیل و اولویت بندی شاخص های زیست پذیری شهری با تاکید بر رفاه اجتماعی

صفحه 1-21

https://doi.org/10.48306/juem.2025.525485.1074

اسمعیل شیعه، سینا اقبال، حسین وحیدی، سید مجید نادری

چکیده این پژوهش به تحلیل و اولویت‌بندی شاخص‌های زیست‌پذیری شهری با تأکید بر رفاه اجتماعی پرداخته و چارچوبی جامع برای ارزیابی کیفیت زندگی شهری ارائه می‌دهد. با استفاده از مدل تحلیل سلسله مراتبی، 46 شاخص زیست‌پذیری در پنج حوزه اصلی شامل امنیت، سلامت، اقتصاد، محیط‌زیست، و فرهنگ بررسی شدند. نتایج نشان داد که امنیت شهری (0.073)، بهداشت عمومی و پیشگیری از بیماری‌ها (0.064)، و دسترسی به اماکن مذهبی (0.065) از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر رفاه اجتماعی هستند. این شاخص‌ها نقش محوری در برآورده کردن نیازهای اساسی شهروندان ایفا کرده و به بهبود کیفیت زندگی کمک می‌کنند. در مقابل، شاخص‌هایی مانند مدیریت پسماند و بازیافت (0.006) و سیاست‌های حمل‌ونقل پایدار (0.006) در اولویت پایین‌تری قرار دارند، اما در بلندمدت برای توسعه پایدار شهری ضروری‌اند. یافته‌ها همچنین نشان‌دهنده چالش‌های اجرایی مرتبط با ارتقای شاخص‌های با اولویت بالا از جمله محدودیت منابع، ناهماهنگی نهادی، و آگاهی عمومی ناکافی است. با این حال، فرصت‌هایی مانند استفاده از فناوری‌های نوین و مشارکت بخش خصوصی می‌تواند به بهبود شاخص‌های زیست‌پذیری کمک کند. این پژوهش، علاوه بر تأیید ارتباط نزدیک شاخص‌های زیست‌پذیری با رفاه اجتماعی، ابزارهایی عملی برای تدوین سیاست‌های شهری و توسعه پایدار ارائه می‌دهد. نتایج این تحقیق به سیاست‌گذاران شهری کمک می‌کند تا با اتخاذ رویکردی متوازن، نیازهای کوتاه‌مدت و اهداف بلندمدت را به‌طور همزمان دنبال کرده و زیست‌پذیری و عدالت اجتماعی را بهبود بخشند.

مقاله پژوهشی

تحلیل تأثیرات فرهنگی-اجتماعی پیاده‌راه تربیت تبریز با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM)

صفحه 22-38

https://doi.org/10.48306/juem.2025.531478.1080

افرنگ بیگ نژاد هریس، رضا ولیزاده، علی پناهی

چکیده در دهه‌های اخیر، بازآفرینی فضاهای شهری با محوریت پیاده‌مداری به‌عنوان راهبردی برای ارتقاء کیفیت زندگی شهری و تقویت پویایی اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است، با این حال درک علمی از سازوکارهای فرهنگی–اجتماعی مؤثر بر این فضاها همچنان با خلأهایی همراه است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیرات فرهنگی و اجتماعی پیاده‌راه تربیت تبریز، با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شده است. این مطالعه از نوع کاربردی با رویکرد کمّی بوده و گردآوری داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته در بین ۳۸۴ نفر از کاربران پیاده‌راه، با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انجام گرفت. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار AMOS صورت پذیرفت. پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ تمامی متغیرها بالاتر از ۰٫۷ تأیید شد و مقادیر AVE نیز نشانگر روایی همگرای مناسب مدل اندازه‌گیری بود. تحلیل بارهای عاملی نشان داد تمامی گویه‌ها دارای بار عاملی قابل قبول (بیش از ۰٫۶۹) هستند. در مدل ساختاری، متغیرهای هویت فرهنگی، امنیت اجتماعی و سرزندگی فرهنگی تأثیر مثبت و معناداری بر تعاملات اجتماعی داشتند (به‌ترتیب با ضرایب ۰٫۵۹، ۰٫۴۶ و ۰٫۵۲). همچنین، تعاملات اجتماعی به‌عنوان متغیر میانجی، اثر مستقیمی بر کیفیت فضای اجتماعی با ضریب ۰٫۶۷ داشت. ضرایب تعیین به‌ترتیب برای تعاملات اجتماعی و کیفیت فضای اجتماعی برابر با ۰٫۶۴ و ۰٫۵۴ محاسبه شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که کیفیت فضای پیاده‌راه تربیت وابسته به پویایی‌های فرهنگی و اجتماعی بوده و بازتعریف آن به‌مثابه یک فضای کنش‌پذیر انسانی، می‌تواند مسیر ارتقاء تجربه زیسته شهری را هموار سازد.

مقاله پژوهشی

توسعه محله سنتی چرنداب تبریز با رویکرد پایداری محیطی و چشم‌انداز آینده

صفحه 39-57

https://doi.org/10.48306/juem.2025.531537.1081

بهرام محمدیان، رحمت محمدزاده

چکیده محله‌های سنتی، به‌عنوان بخشی از میراث فرهنگی و تاریخی شهرها، با چالش‌هایی در زمینه حفظ هویت، کیفیت زیست‌پذیری و سازگاری با نیازهای مدرن مواجه‌اند. محله چرنداب تبریز نیز از این قاعده مستثنی نیست و توسعه آن با در نظر گرفتن ابعاد مختلف پایداری ضروری به نظر می‌رسد. این تحقیق با هدف بررسی تأثیر ابعاد پایداری (کالبدی، زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی) بر توسعه محله چرنداب با رویکرد پایداری محیطی و چشم انداز آینده انجام شده است. روش تحقیق به‌صورت توصیفی-تحلیلی و مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرم‌افزار SmartPLS انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان و متخصصان حوزه معماری، شهرسازی، محیط زیست و برنامه‌ریزی شهری بود که داده‌ها از طریق پرسشنامه استاندارد با ۳۰ سؤال در مقیاس لیکرت جمع‌آوری شد. یافته‌های تحقیق نشان داد که پایداری کالبدی با ضریب مسیر ۰.۴۵ بیشترین تأثیر را بر توسعه محله دارد و تأکید آن بر بازآفرینی فضاهای فرسوده و طراحی اقلیمی است. پایداری زیست‌محیطی با ضریب مسیر ۰.۳۸ بر کاهش آلودگی و مدیریت منابع طبیعی تأکید دارد. پایداری اجتماعی با ضریب مسیر ۰.۳۲ انسجام محلی و مشارکت ساکنان را تقویت می‌کند. پایداری اقتصادی نیز با ضریب مسیر ۰.۲۹ از طریق حمایت از کسب‌وکارهای محلی و جذب سرمایه‌گذاری مؤثر است. نتایج نشان داد که توسعه پایدار محله چرنداب نیازمند توجه همزمان به تمامی ابعاد پایداری است. این تحقیق الگویی کاربردی برای بازآفرینی محله‌های سنتی با حفظ ارزش‌های فرهنگی و ارتقای کیفیت زندگی ارائه می‌دهد.

مقاله پژوهشی

تحلیل تجربی رابطه بین شاخص‌های شهر آموزش‌دهنده و پایداری محیط‌زیستی در چارچوب توسعه‌ی شهر هوشمند (مورد پژوهی: شهر اردبیل)

صفحه 58-76

https://doi.org/10.48306/juem.2025.534387.1084

فرید زوارزاده مقدم، مصطفی بصیری، آرش ثقفی اصل

چکیده در دهه‌های اخیر، تلفیق مفاهیم شهر آموزش‌دهنده و شهر هوشمند به‌عنوان راهکاری نوین برای دستیابی به پایداری زیست‌محیطی در دستور کار بسیاری از نظام‌های مدیریت شهری قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی تجربی رابطه میان شاخص‌های شهر آموزش‌دهنده و پایداری محیط‌زیستی در چارچوب توسعه شهر هوشمند انجام شده است. روش تحقیق از نوع کمی و کاربردی است. جامعه آماری شامل شهروندان متخصص و مرتبط با موضوع در شهر اردبیل بوده و حجم نمونه با توجه به تعداد گویه‌ها، برابر با ۲۷۳ نفر تعیین گردید. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بود که روایی صوری، همگرا و واگرا و پایایی آن با استفاده از نرم‌افزار SmartPLS تأیید شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر نشان داد که شاخص‌های شهر آموزش‌دهنده تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه شهر هوشمند و در ادامه بر پایداری محیط‌زیستی دارند. بالاترین ضریب مسیر مربوط به ارتباط بین شهر آموزش‌دهنده و توسعه شهر هوشمند برابر با ۰/۷۸ و بین توسعه شهر هوشمند و پایداری محیط‌زیستی برابر با ۰/۷۳ بود. همچنین شاخص Q² برای متغیرهای درون‌زای مدل بیشتر از صفر گزارش شد که نشان‌دهنده قدرت پیش‌بینی مدل است و عدم وجود هم‌خطی میان متغیرها با مقادیر VIF پایین تأیید گردید. یافته‌ها نشان داد که شاخص‌هایی چون آموزش زیست‌محیطی، یادگیری مادام‌العمر، و حکمرانی داده‌محور بیشترین بارهای عاملی را داشتند. بر اساس این نتایج، تقویت زیرساخت‌های آموزشی، برنامه‌های آگاهی‌بخش محیطی و توسعه خدمات هوشمند در شهر اردبیل می‌تواند به‌صورت معناداری به ارتقاء پایداری محیط‌زیستی کمک کند.

مقاله پژوهشی

شناسایی و تحلیل مؤلفه‌های مدیریت پیش از بحران زلزله در راستای ارتقاء تاب‌آوری شهر اهرم: یک مطالعه کیفی

صفحه 77-102

https://doi.org/10.48306/juem.2025.530237.1079

امان اله شبانکاره، مینا خندان، حسین ذبیحی

چکیده این پژوهش با هدف تبیین مولفه‌های مدیریت بحران پیش از زلزله به منظور ارتقاء تاب‌آوری شهری در شهر اهرم انجام شد. تاب‌آوری شهری به عنوان یکی از رویکردهای نوین در مدیریت بحران، نیازمند توجه هم‌زمان به ابعاد کالبدی، اقتصادی، اجتماعی، نهادی و فرهنگی ـ روانی است. در این راستا، پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و تحلیل مضمون بهره گرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۳۰ نفر از خبرگان حوزه مدیریت بحران، برنامه‌ریزی شهری، مسئولان محلی و متخصصان فنی گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MaxQDA و از طریق کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که تاب‌آوری شهر اهرم در برابر زلزله تحت تأثیر پنج مولفه کلیدی قرار دارد. در بعد کالبدی ـ محیطی، کیفیت زیرساخت‌های مسکن و حمل‌ونقل و مدیریت منابع طبیعی از پیش‌نیازهای حیاتی محسوب می‌شوند. در بعد اقتصادی، تنوع اقتصادی و حمایت مالی از کسب‌وکارها و خانوارهای آسیب‌پذیر نقش مهمی ایفا می‌کند. در بعد اجتماعی، مشارکت شهروندان، همبستگی اجتماعی و شبکه‌های ارتباطی مؤثر هستند. بعد نهادی بر اهمیت حکمرانی شفاف و هماهنگی بین‌نهادی تأکید دارد. افزوده‌شدن بعد فرهنگی ـ روانی به مدل تحقیق نشان داد که نگرش عمومی نسبت به ریسک زلزله، آمادگی روانی، پذیرش آموزش‌های ایمنی و باور به توانمندی فردی و جمعی، نقش کلیدی در ارتقاء تاب‌آوری نرم ایفا می‌کنند. نتایج این پژوهش بر ضرورت اتخاذ رویکردی یکپارچه و سیستمی در مدیریت پیشگیرانه بحران زلزله تأکید دارد و می‌تواند مبنای تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های عملیاتی برای شهر اهرم و سایر شهرهای مشابه قرار گیرد.

مقاله های مروری

مروری بر تولید پلاستیک زیست‌تخریب‌پذیر از ریزجلبک‌ها

صفحه 103-141

https://doi.org/10.48306/juem.2025.515604.1071

بهنام فیضی، رودابه سمیعی زفرقندی، مریم پازکی، حسین ابوالقاسمی

چکیده افزایش آلودگی‌های پلاستیکی و وابستگی پیوسته به منابع فسیلی، ضرورت توسعه و استفاده از پلاستیک‌های زیست‌تخریب‌پذیر را بیش از پیش نمایان ساخته است. پلی‌هیدروکسی‌آلکانوات‌ها (PHAs ) پلیمرهایی هستند که به‌دلیل قابلیت تجزیه‌پذیری کامل، سازگاری زیستی و همچنین داشتن ویژگی‌های مشترک با پلیمرهای پتروشیمیایی مانند پلی‌اتیلن، مورد توجه قرار گرفته‌اند. این پلیمرها به‌عنوان ذخایر انرژی و کربن درون‌سلولی در گروهی از میکروارگانیسم‌ها تولید و در سیتوپلاسم سلولی تجمع می‌یابند. ریزجلبک‌ها، با استفاده از نورخورشید به عنوان منبع اصلی انرژی و با نیاز به حداقل مواد مغذی برای رشد، با شرایط کشت سازگار شده و به لحاظ عدم وابستگی به فصول سال، سرعت رشد بالا و مزایایی دیگر، در زمینه تولید PHA‌ها مورد توجه قرار گرفته‌اند. در این مقاله، به مروری بر پلاستیکهای زیستی، شرایط تولید و مسیرهای متابولیکی ذخیره‌سازی PHAها در سلول‌های ریزجلبکی و ویژگی‌ها و کاربردهای این پلیمرهای زیست‌تخریب‌پذیر تولیدی توسط ریزجلبک‌ها پرداخته شده و تجاری‌سازی، پیشرفت‌ها و چالش‌های مرتبط با آنها بررسی شده‌است. نتایج مطالعات حاکی از آنست محدودیت در مواد مغذی موجب افزایش تجمع پلیمرهای زیستی در بسیاری از گونه‌ها شده است؛ انتخاب گونه ریزجلبکی مناسب توانسته بازدهی تولید پلیمرزیستی را تا 70 درصد وزنی خشک زیست‌توده افزایش دهد. پتانسیل بالای ریزجلبک‌ها در تولید پلیمرهای زیست‌تخریب‌پذیر می‌تواند اثر قابل توجهی در کاهش آلودگی‌های محیط‌زیستی و دستیابی به توسعه پایدار داشته باشد. اگرچه تولید PHAها از ریزجلبک‌ها در مقیاس تجاری هنوز با محدودیتهایی روبروست، با این وجود پیش‌بینی می‌شود PAHها 33 درصد از بازار مواد پلیمری جهان را به خود اختصاص دهد.