در دهههای اخیر، بازآفرینی فضاهای شهری با محوریت پیادهمداری بهعنوان راهبردی برای ارتقاء کیفیت زندگی شهری و تقویت پویایی اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است، با این حال درک علمی از سازوکارهای فرهنگی–اجتماعی مؤثر بر این فضاها همچنان با خلأهایی همراه است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیرات فرهنگی و اجتماعی پیادهراه تربیت تبریز، با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام شده است. این مطالعه از نوع کاربردی با رویکرد کمّی بوده و گردآوری دادهها از طریق پرسشنامه محققساخته در بین ۳۸۴ نفر از کاربران پیادهراه، با روش نمونهگیری تصادفی ساده انجام گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار AMOS صورت پذیرفت. پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ تمامی متغیرها بالاتر از ۰٫۷ تأیید شد و مقادیر AVE نیز نشانگر روایی همگرای مناسب مدل اندازهگیری بود. تحلیل بارهای عاملی نشان داد تمامی گویهها دارای بار عاملی قابل قبول (بیش از ۰٫۶۹) هستند. در مدل ساختاری، متغیرهای هویت فرهنگی، امنیت اجتماعی و سرزندگی فرهنگی تأثیر مثبت و معناداری بر تعاملات اجتماعی داشتند (بهترتیب با ضرایب ۰٫۵۹، ۰٫۴۶ و ۰٫۵۲). همچنین، تعاملات اجتماعی بهعنوان متغیر میانجی، اثر مستقیمی بر کیفیت فضای اجتماعی با ضریب ۰٫۶۷ داشت. ضرایب تعیین بهترتیب برای تعاملات اجتماعی و کیفیت فضای اجتماعی برابر با ۰٫۶۴ و ۰٫۵۴ محاسبه شد. یافتهها نشان میدهد که کیفیت فضای پیادهراه تربیت وابسته به پویاییهای فرهنگی و اجتماعی بوده و بازتعریف آن بهمثابه یک فضای کنشپذیر انسانی، میتواند مسیر ارتقاء تجربه زیسته شهری را هموار سازد.