ارزیابی و رتبهبندی فناوریهای تولید انرژی از پسماند با استفاده از روشهای ترکیبی تصمیمگیری چند معیاره VIKOR-AHP و TOPSIS-AHP
صفحه 1-15
https://doi.org/10.48306/jumee.2024.462796.1048
آرمان شاهنظری، حامد پوردژ، ساره حکیمی، نرگس بنائیان
چکیده مهمترین هدف این مقاله ارائه مدلی مناسب برای انتخاب بهترین فناوری تبدیل پسماند به انرژی برای مدیران و سرمایهگذاران بخش خصوصی و دولتی است. مدیریت پسماند شهری همراه با بازیابی انرژی میتواند مناسبترین راهکار هم به منظور حفظ محیطزیست و هم به منظور تولید و تامین انرژی برای جوامع شهری و روستایی باشد. به هر حال تعیین مناسبترین فناوری استحصال انرژی از زباله یک موضوع چالش برانگیز و پیچیده است زیرا باید معیارهای گستردهای و گوناگونی را مدنظر قرار داد. در این تحقیق از دو روش تاپسیس و ویکور که از پرکاربردترین روشهای تصمیمگیری چند معیاره هستند؛ برای این منظور استفاده شده است. هاضم بیهوازی، زبالهسوزی و پیرولیز به عنوان مهمترین گزینههای فناوری تبدیل پسماند به انرژی انتخاب و بر اساس سه معیار اصلی زیستمحیطی، فنی و اقتصادی که برای هر کدام از معیارها، زیرمعیارهای مختلفی در نظر گرفته شده، مورد ارزیابی قرار میگیرند. نتایج مقایسات زوجی نشان میدهد که در بین معیارهای اصلی، معیار زیستمحیطی بیشترین امتیاز و اهمیت را دارد و پس از آن به ترتیب معیار اقتصادی و فنی در ردههای بعدی اهمیت هستند. به جهت اطمینان از نتایج، گزینه ها با سه روش متفاوت تحلیل سلسله مراتبی، ویکور و تاپسیس رتبه بندی میشوند. نتایج کلی مدلهای تصمیم گیری نشان میدهد که فناوری زبالهسوزی بهعنوان بهترین فناوری تبدیل پسماند به انرژی است. بعد از آن نیز به ترتیب فناوریهای هاضم بیهوازی و پیرولیز در رتبههای بعدی قرار میگیرند.
بررسی ضدباکتریایی برهموم بالک و نانو بر باکتری ملیسوکوکوس پلوتونیوس (بیماری لوک اروپایی زنبور عسل)
صفحه 16-27
https://doi.org/10.48306/jumee.2024.466135.1050
الهام رضوان نژاد، مریم فیاضی
چکیده بیماری لوک اروپایی یکی از بیماریهای رایج در کل دنیا در پرورش زنبورعسل می باشد. اصلی ترین باکتری مولد این بیماری Melissococcus pluton نام دارد. جهت کنترل این بیماری از انتی بیوتیک های رایج استفاده می گردد که مصرف آنها در زنبورستان ها و ورود انها به بدن انسانها امکان افزایش مقاوت های آنتی بیوتیکی را در پی دارد. در این تحقیق اثرات ضد باکتریایی بره موم زنبورعسل و نانو کامپوزیت سپیولیت/ بره موم/ نقره روی باکتری M. pluton مورد مطالعه قرار گرفت. ابتدا از مناطق مختلف استان کرمان بره موم موردنیاز جمع آوری و در آزمایشگاه از آنها عصاره گیری بعمل آمد. سپس باکتری ملیسوکوکوس پلوتونیوس در محیط اختصاصی کشت داده شد و تحت تاثیر رقتهای مختلف عصاره ها قرار گرفت. در نهایت MIC و MBC نمونه ها توسط تست دیسک دیفوژن و چاهک پلیت تعیین گردید. اطلاعات توسط نرم افزار SAS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که اگرچه عصاره های الکلی بره موم و نانو کامپوزیت آن در مقایسه با آنتی بیوتیک داری خاصیت آنتی باکتریال کمتری بودند (01/0P<). اما تاثیر معنی داری بر میزان مهار و کشندگی باکتری ملیسوکوکوس پلوتونیوس داشته اند. به طوری که برهموم و نانو کامپوزیت سپیولیت/ بره موم/ نقره در غلظت های 80 و 90 mg/ml به ترتیب دارای خاصیت مهار و در غلظتmg/ml 200 دارای توانایی کشندگی باکتری مورد نظر بودند. نتایج نشان داد که برهموم زنبورعسل و نانوکامپوزیت حاصل از آن واجد اثر ضد باکتریایی بر عامل بیماری لوک اروپایی زنبورعسل می باشد.
اولویتبندی انرژیهای نو بر اساس جنبه های فنی، اقتصادی و زیستمحیطی با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی
صفحه 28-42
https://doi.org/10.48306/jumee.2024.468277.1051
علی بنی اسد، رضا فتاحی
چکیده با افزایش روزافزون جمعیت جهان و محدود بودن منابع انرژی، کلیهی کشورها با مشکل مصرف انرژی روبرو هستند. محدودیت منابع انرژیهای تجدید ناپذیر و همچنین افزایش آلودگیهای زیست محیطی ناشی از مصرف بیرویه سوختهای فسیلی، آثار اساسی و اغلب فاجعه آمیزی اعم از اثرات پدیده گلخانهای، بارانهای اسیدی، افزایش میزان انتشار گاز دی اکسیدکربن به همراه داشته است که همگی ضرورت توجه به استفاده ازمنابع انرژی تجدیدپذیر را ایجاب میکنند. امروزه این انرژیها، از جمله انرژیهای خورشیدی، بادی و حرارتی، به عنوان جایگزینی پایدار برای منابع انرژی فسیلی مورد توجه قرار گرفتهاند. این مقاله به بررسی و اولویتبندی استفاده از انرژیهای نو در بهبود عملکرد فنی، کاهش هزینههای تولید و حفاظت از محیط زیست میپردازد. جامعه آماری این پژوهش کلیه پرسنل واحد انرژی و سیالات که مستقیم با مسائل انرژی سازمان در ارتباط هستند، میباشند که تعداد آنها 35 نفر است. برای تحلیل دادهها از نرم افزار Expert choice 11 استفاده شده است. با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی به اولویتبندی سه انرژی خورشیدی، بادی و حرارتی به لحاظ فنی، اقتصادی و زیست محیطی مورد ارزیابی قرار گرفت و نتایج نشان داد به ترتیب استفاده از انرژی خورشیدی حرارتی و بادی دارای اولویت است. در نهایت، این مقاله به اهمیت توسعه و استفاده از انرژیهای نو در صنایع تأکید میکند و نشان میدهد که استفاده از این منابع انرژی میتواند به بهبود عملکرد فنی، کاهش هزینهها و حفاظت از محیطزیست در صنایع کمک کند.
کاوشی در تأثیر روند تغییرات ساختاری اراضی جنگلی درون شهری بر زیستپذیری شهری (نمونه موردی: پارک جنگلی چیتگر)
صفحه 43-56
https://doi.org/10.48306/jumee.2024.468834.1052
هما عصارزاده
چکیده در چند دهه اخیر، کیفیت زیست شهری از جنبههای متفاوتی مورد بحث بودهاست. در این مطالعه سعی شده تا تأثیر تغییرات ساختاری اراضی جنگلی درون شهری بهعنوان یک زیرساخت طبیعی که اثرات آن کمتر مورد توجه آینده شهری بوده، پرداختهشود. قلمرو مکانی برگزیده، اراضی پارک جنگلی چیتگر واقع در منطقه 22 تهران بود. رویکرد بکارگرفتهشده، از نوع روش تحقیق ترکیبی بوده که بخشی به طریق مطالعه اسنادی و بخشی دیگر به کمک ابزار کمّیسازی مرتبط با نمایه تغییرات ساختاری منظر صورت گرفت. در این راستا، تغییرات بوقوع پیوسته در ساختار پوشش گیاهی اراضی چیتگر با تجزیه و تحلیل مقایسهای میان متریکهای سیمای سرزمین در دو سال مختلف انجام گرفت. نتایج، تفاوت آشکاری در خصوصیات ترکیببندی و پیکرهبندی ماهیت اجزاء شبکه کاربری اراضی طی مدت زمان 8 سال (2023-2015) ارائه کردند، که پیشبینیها نشان میدهد تداوم روند کاهشی پوششهای گیاهی پرتراکم، میتواند تأثیرات محسوسی بر روی کیفیت هوا، آب و خاک بگذارد و پیامدهای نامطلوب آبوهوایی در نواحی پیرامون خود بههمراه بیاورد. بهطور خلاصه، این پژوهش با مطالعه اسناد در باب کیفیت زیستپذیری شهری، به این نکته دست یافت که اراضی جنگلی درون شهری، با پوششهای گیاهی با تراکم بالا و یکپارچه، میتوانند از جهات مختلفی بر قوام زیستپذیری شهری بیافزایند. نتیجتاً، شهرها میتوانند هم از جهت تشدید تغییرات ساختاری اراضی ارزشمند سبز شهری و هم با برنامهریزی مناسب کاربریها و اقدامات محافظهکارانه در ساخت و سازهای نامتعارف از یک سو و از سوی دیگر، دستهبندی حفاظتی از اراضی سبز، نقشی مؤثر بر تداوم حیات زیست شهری داشتهباشند.
تأثیر سطح فرهنگ سازمانی و سبکرهبری بر استقرار فرآیندهای مدیریت دانش (شرکت فولاد بوتیای ایرانیان)
صفحه 57-68
https://doi.org/10.48306/jumee.2024.469881.1053
حسام محمدحسنی، معین سلطانی نژاد، رضا فتاحی
چکیده مدیریت دانش یکی از راههای بهبود بخشیدن به شرایط بقاء سازمان است و زمانی به طور موفقیتآمیز در سازمان اجرا میگردد که از قبل زمینه فرهنگی متناسب با این نظام بسترسازی شده باشد. شناسایی فرهنگ سازمانی و اثرات آن بر ابعاد مختلف سازمانی، شناختی مؤثر و کامل را برای اجرای سیستم مدیریت محیط زیست ایجاد مینماید. لذا با شناسایی عناصر فرهنگ سازمانی و تأثیر آن بر سازمان، میتوان به یک نتیجه مناسب برای اجرای موفقیتآمیز برنامههای محیطزیستی دست یافت. هدف این تحقیق بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی بر استقرار مدیریت دانش با در نظر گرفتن سبکهای رهبری در شرکت فولاد بوتیای ایرانیان است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیهی کارشناسان و مدیران شرکت است که تعداد 90 نفر بصورت تصادفی ساده انتخاب شدند (60 نفر کارشناس، 30 نفر مدیر). برای گردآوری دادهها از سه پرسشنامه فرهنگ سازمانی ادگارشاین (پایایی 912/0)، مدیریت دانش لاوسون (پایایی 817/0) و سبک رهبری کلارک (پایایی 795/0) استفاده شده است. از نرم افزار SPSS نسخه 27 برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شده است. نتایج نشان میدهد در سطح اطمینان 95% میان فرهنگ سازمانی و سبک رهبری با مدیریت دانش رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد و این بدان معناست که هرچه وضعیت فرهنگ سازمانی بهتر باشد سطح مدیریت دانش بالاتر خواهد بود و هرچه سبک رهبری به صورت مشارکتی باشد تاثیر قابل توجهی در استقرار فرآیند مدیریت دانش خواهد داشت و در نهایت معادله رگرسیون چندگانه پیشبینی مدیریت دانش از طریق فرهنگ سازمانی و سبک رهبری محاسبه شد.
ارائه یک مدل ترکیبی MCDM جهت ارزیابی پلتفرمهای آموزش الکترونیکی سازمان شهرداری
صفحه 69-82
https://doi.org/10.48306/jumee.2024.470100.1054
محبوبه افضلی
چکیده با توجه به حجم گسترده مسئولیتها و فعالیتهای هر سازمانی، جز با اتکا به آموزش مستمر کمی و کیفی نیروی انسانی سازمان، نمیتوان به موفقیت دست یافت. برای انجام مؤثر مأموریتها و خدمات هر سازمان به ویزه سازمان شهرداری، باید آموزش منابع انسانی در سازمان به ویژه در دوران رقابتی کنونی انجام شود. آموزش یکی از حوزههایی است که در فناوری اطلاعات، دستخوش تحولی اساسی شده است. با توجه به همهگیری کووید۱۹ و قرنطینه، نقش اولیه فناوری اطلاعات در جنبههای مختلف آموزش از جمله آموزش مجازی و بهینهسازی امور مختلف آموزشی باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین سازمانها با استفاده از فناوری اطلاعات، فرآیندهای آموزشی مؤثری را برای دستیابی به اهداف سازمان اجرا میکنند. با این حال، معیارهای مختلفی بر امکان اجرای روش آموزشی تأثیر میگذارند که برای انتخاب مناسبترین پلتفرم آموزش الکترونیکی برای آموزش حرفهای با یکدیگر در تضاد هستند. یک روش کارآمد تصمیمگیری چند معیاره (MCDM ) گروهی برای انتخاب مؤثرترین پلتفرم یادگیری الکترونیکی توسعه داده شده است. هر چند که عدم قطعیت در قضاوتهای تصمیمگیرندگان به عنوان یکی از چالشهای مطرح شده در روشهای میتنی بر تصمیمگیری چند معیاره گروهی میباشد. بنابراین، در این مقاله، یک روش ترکیبی مبتنی بر شباهت به راهحل ایدهآل (TOPSIS ) گروهی و تئوری خاکستری جهت در نظرگرفتن عدم قطعیت در بین قضاوتهای تصمیمگیرندگان توسعه داده شده است تا مناسبترین بستر برای استفاده از فناوری اطلاعات در آموزش الکترونیکی سازمان شهرداری انتخاب شود. نتایج نشان داد که بستر یادگیری مجازی همزمان بهتر از سایر بسترهای آموزش شغلی سازمانهای شهرداری عمل میکند.
