تحلیل عاملی اکتشافی علل وقوع آتش سوزی و حوادث شهری ( مطالعه موردی : کلانشهر مشهد )
صفحه 1-20
https://doi.org/10.48306/juem.2025.544896.1096
حسن سلمانی بیدسکان، احمد گائینی، حسین اقبالی
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی منشا و علل پنهان مؤثر بر وقوع آتشسوزی و حوادث در کلانشهر مشهد انجام شده است. تحقیق حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است که با روش تحلیل عاملی اکتشافی انجام شده است. در این تحقیق از داده های آماری ثبت شده حریق و حوادث سازمان آتشنشانی شهر مشهد طی سالهای 1395 الی 1403 استفاده شد. داده های مربوط به علل و منشا وقوع آتش سوزی در 25 مولفه مختلف و داده های مربوط به حوادث شهری در 21 مولفه دسته بندی گردیدند. کفایت نمونه و مناسببودن ماتریس همبستگی در بخش آتش سوزی با KMO=0.888 و آزمون بارتلت χ²(300)=2314.183, p<0.001 تأیید گردید و در بخش حوادث شهری (غیر از آتش سوزی ) با KMO=0.816 و آزمون بارتلت χ²(210)=1000.476 , p<0.001 نیز مورد تائید قرار گرفت.
تحلیل عاملی اکتشافی، پنج عامل اصلی برای دسته آتشسوزی ها شناسایی کرد که در مجموع 70.75% از واریانس را تبیین میکنند. عوامل اصلی شامل گرمای اجزای شبکه توزیع برق و مشکلات الکتریکی وسائل برقی(46.96%)، بی احتیاطی و رفتارهای پرخطر انسانی (8.13%) ، اشتعال مایعات و گازهای قابل اشتعال(5.97%) و فعالیت های روزانه پرریسک(5.07%) بودند.
در دسته حوادث شهری(امداد و نجات) نیز پنج عامل شناسایی شد که در مجموع 74.14% واریانس را پوشش میدادند . عوامل اصلی شامل محبوس شدن در فضاهای بسته، آسانسور و گیرکردن اعضای بدن(39.412%)، مخاطرات سازهای، آوار ساختمان و سقوط های غیرمستقیم (14.658%) ، حوادث آبگرفتگی و اتفاقات زیرساخت آب/فاضلاب (8.838%) و حوادث گاز شهری و مسمومیتهای تنفسی (6.074%) بودند.
تحلیل فنی، اقتصادی و زیستمحیطی سیستمهای تأمین برق اضطراری در مدیریت پایداری انرژی خانوار شهری: مقایسه موتور برق، UPS و فتوولتائیک
صفحه 21-39
https://doi.org/10.48306/juem.2026.568173.1137
احسان حسن زعیم
چکیده افزایش ناترازی و خاموشیهای گسترده برق، مدیریت تأمین انرژی در فضای شهری را به یک چالش جدی زیستمحیطی و زیرساختی تبدیل کرده است. این پژوهش با هدف ارزیابی جامع فنی، اقتصادی و زیستمحیطی سه راهکار کلیدی تأمین برق اضطراری (شامل یو پی اس، موتور برق و سامانههای فتوولتائیک خورشیدی) در سه سطح مختلف مصرف خانوار شهری (بالا، متوسط و پایین) انجام شده است. روششناسی شامل جمعآوری دادهها بر مبنای قیمتهای روز بازار داخلی و اطلاعات فنی واقعی استخراجشده از منابع میدانی است. در این مطالعه، از مدل هزینه کل مالکیت و تحلیل ارزش فعلی خالص طی بازه ۱۵ساله و با لحاظ اثرات تورم و نرخ تنزیل استفاده شده است تا تمامی هزینههای چرخه عمر، بهصورت کمی ارزیابی گردد. ضمناً، پیامدهای آلودگی صوتی و انتشار گازهای آلاینده مولدها نیز بهعنوان متغیرهای مهم در کیفیت زندگی شهری و مدیریت بحرانهای محیط زیستی در تحلیل مد نظر قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان داد که اگرچه در سناریوی مصرف بالا، مولدهای بنزینی (موتور برق) به دلیل سرمایهگذاری اولیه اندک، اقتصادیترین گزینه کوتاهمدت محسوب میشوند؛ اما در رتبه دوم، سامانههای خورشیدی، با وجود هزینه اولیه بالاتر، در بلندمدت علاوه بر صرفه اقتصادی، حذف کامل آلایندگیهای محلی و آلودگی صوتی را به محیط شهری ارائه میدهند. این یافتهها بر ضرورت سیاستگذاریهای شهری در جهت تشویق و هدایت به استفاده از فناوریهای پاک برای پایداری انرژی در بافت مسکونی تأکید دارد.
روش شناختی طراحی باغ گیاهان دارویی کرمان
صفحه 40-58
https://doi.org/10.48306/juem.2026.566079.1132
بهرنگ بهرامی، فیروزه آقاابراهیمی سامانی، ندا داعی پاریزی
چکیده باغ گیاهان دارویی ساختار اکوسیستمیک ویژه ای از گیاهان بومی و غیر بومی است. در این باغها حفاظت و تکثیر گیاهان بعنوان ذخیره گاه ژنتیکی، مطالعات علوم گیاهی و آموزش عمومی مردم صورت می گیرد و علاوه بر ارزش اکولوژیکی و توسعه پایدار جوامع، در کاهش اثرات تغییرات اقلیمی و بهبود زیست پذیری موثر هستند.در این تحقیق، بخشی از اراضی شهرداری کرمان جهت طراحی باغ گیاهان دارویی انتخاب شده است. ضرورت این تحقیق، نیاز به توسعه ساختارهای سبز بومی و دارویی متناسب با شرایط اکولوژیکی و ارتقاء کیفیت زیستی است. هدف این تحقیق، طراحی باغ جهت جمع آوری (بانک ژن)، سهولت دسترسی به گیاه، افزایش اطلاعات و گرایش عمومی به مصرف گیاهان دارویی و خلق باغ علمی - تحقیقاتی همراه با جنبه های هنری و گردشگری منطبق بر اصول طراحی منظر پایدار می باشد. نوآوری تحقیق، ایجاد یک واحه اکولوژیک از تنوع زیستی در یک محیط شهری خشک با استفاده از منابع آب غیرمتعارف در جهت برنامهریزی شهری پایدار است. همچنین عوامل منظرساز سایت و پراکنش آنها بررسی و با تعیین پهنه های منظر، راهکارهای برنامه ریزی و طراحی هر یک از پهنه ها تعیین شده و سعی بر آن بوده تا با تهیه طرح راهبردی باغ گیاهان دارویی و طراحی سایت پلان، ترکیبی از علم گیاهان دارویی و هنر منظر سازی ارائه شود. از یافته این تحقیق شناسایی، تعیین و ارائه طرح کاشت گونه های گیاهان دارویی بومی، فیتورمیدیشن جهت پاکسازی و بازچرخانی آب و انتخاب، بررسی و جانمایی ریزفضاها در طرح مرتبط با نوع گیاهان دارویی می باشد.
بازیابی لیتیوم از شورابههای معدن سنگ آهن گهر زمین با استفاده از روش استخراج حلالی
صفحه 59-80
https://doi.org/10.48306/juem.2025.557869.1123
سید مرتضی موسوی راد، محبوب صفاری، علیرضا ایرانمنش، مکرمه پودینه معرف
چکیده در مطالعه حاضر، استخراج لیتیوم از نمک های حاصل از شیرین سازی شورابه در معدن سنگ آهن گهر زمین (سیرجان) با استفاده از حلال استخراج کننده D2EHPA و رقیق کننده کروزین مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه در مقیاس آزمایشگاهی شامل 29 مجموعه آزمایش با استفاده از سیستم استخراج حلالی می باشد. جهت انجام آزمایشات استخراج مورد نظر، حجم های مساوی از فاز آبی( ml 10) با فاز آلی (D2EHPA + کروزن) با غلظت مشخص در تماس قرار داده شد و سپس در همزن مغناطیسی به مدت های 30، 45و 60 دقیقه تحت عملیات همزنی در دمای آزمایشگاه (C °23) قرار گرفت. در این مطالعه، از طرح سطح پاسخ Box-Behnken به منظور بهینه سازی متغیرهای فرایند کلیدی استخراج حلالی مانند pH، نسبت فاز آلی به آبی، زمان عملیات همزنی و درصد D2EHPA برای بازیابی لیتیوم استفاده شد. مدل تداخلی و خطی (2FI vs Linear) به عنوان پاسخ برای بازیابی لیتیوم مورد استفاده قرار گرفت. صحت و اعتبار مدل توسط آنالیز واریانس (ANOVA) مورد ارزیابی قرار گرفت. با توجه به نتایج فرآیند، شرایط عملیاتی بهینه بازیابی لیتیوم 81/69% در میزان 2/29درصد حجمی استخراج کننده D2EHPA ، pH برابر 6/5 ، نسبت فاز آلی به آبی 3:1 و زمان عملیات همزنی 05/52 دقیقه به دست آمد. نتایج نشان داد که مدت زمان همزدن تاثیر کمتری نسبت به دو متغییر میزان استخراج کننده و نسبت O/A دارد. شاخص نسبت فاز آلی به آبی O/A نسبت به سایر پارامترها بر روی بازیابی لیتیوم موثرتر است.
تحلیل عملکرد و ارتقاء سیستم تصفیه شیرابه با رویکرد ترکیبی HELP–QSPM–SPACE: (مطالعه موردی دفنگاه زباله بابل)
صفحه 81-94
https://doi.org/10.48306/juem.2026.553804.1120
غلام رضا نبی بیدهندی، محمدرضا حکیم، اکبر باغوند، ناصر مهردادی
چکیده دفنگاه انجیلسی شهرستان بابل بهعنوان یکی از مراکز دفن فعال در نواحی مرطوب شمال ایران، بهدلیل بارندگی بالا و نفوذپذیری زیاد لایههای دفن، روزانه حجم قابلتوجهی شیرابه تولید میکند که مدیریت آن با چالشهای جدی زیستمحیطی و فنی همراه است. هدف این پژوهش، ارائه یک چارچوب تلفیقی برای تحلیل، انتخاب راهبرد و طراحی فنی سیستم بهینه تصفیه شیرابه در این سایت بود. در گام نخست، با استفاده از مدل HELP، حجم واقعی شیرابه شبیهسازی و برآورد گردید که نشان داد ظرفیت فعلی تصفیهخانه پاسخگوی بار ورودی نیست. سپس با بهرهگیری از مدلهای تصمیمگیری چندمعیاره SWOT، QSPM و SPACE، وضعیت موجود سیستم از نظر فنی و مدیریتی ارزیابی و راهبرد «افزایش ظرفیت با حفظ ساختار موجود و اصلاح واحدهای بحرانی» بهعنوان گزینه بهینه انتخاب شد. بر مبنای این راهبرد، فرآیند اصلاحشدهای شامل واحدهای بیهوازی (ABR)، انعقاد و تهنشینی شیمیایی، بیورآکتور غشایی (MBR)، اسمز معکوس (RO) و گندزدایی نهایی (UV/کلرزنی) طراحی گردید. نتایج موازنه جرمی نشان داد که سیستم اصلاحشده قادر است COD، BOD، آمونیاک، TSS و فلزات سنگین را با راندمان بیش از ۸۰٪ حذف کرده و پسابی منطبق با استانداردهای ملی تخلیه و استفاده کشاورزی تولید کند. نوآوری این پژوهش در تلفیق مدلسازی هیدرولوژیکی، تحلیل راهبردی و طراحی فرآیند بومیسازیشده نهفته است که میتواند بهعنوان الگویی کاربردی برای ارتقاء سیستمهای تصفیه شیرابه در دفنگاههای مرطوب ایران مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی خطر فرونشست زمین در شهر رفسنجان با استفاده از شواهد میدانی و ارزیابی خطر پیشرفت آن بر اساس دادههای آب زیرزمینی
صفحه 95-105
https://doi.org/10.48306/juem.2026.577867.1149
فاطمه حسینی پور
چکیده فرونشست زمین یکی از مهمترین مخاطرات ژئوتکنیکی در مناطق خشک و نیمهخشک جهان است که عمدتاً در اثر برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی رخ میدهد. شهرستان رفسنجان یکی از مراکز مهم شهری و کشاورزی در استان کرمان است که طی سالهای اخیر با نشانههای گستردهای از فرونشست زمین از جمله ترکخوردگی ساختمانها، نشست نامتقارن سازهها و آسیب به زیرساختهای شهری مواجه بوده است. در این تحقیق، اثرات و خطر فرونشست زمین در شهرستان رفسنجان با تلفیق مشاهدات میدانی، مستندسازی آسیبهای سازهای، دادههای مکانی چاههای آب و اطلاعات مربوط به میزان برداشت آب زیرزمینی مورد بررسی قرار گرفته است. تحلیلهای مکانی سازه های آسیب دیده نشان میدهد که بیشترین شدت آسیب در مناطقی متمرکز شده که سازه ها بر روی زمین هایی با تراکم و مقاومت بالاتر نسبت به زمین های مجاور بنا گردیده و آسیب دیدگی در آنها به دلیل فرونشست نامتجانس زمین بوده است. از طرف دیگر، مناطقی که بر روی زمین های نسبتا یکنواخت و درشت دانه واقع شده اند به دلیل فرونشست متجانس زمین کمتر آسیب دیده اند. مطالعه اخیر نشان میدهد که میزان و روند افزایش آسیب سازه ها و فرونشست به سمت مناطق با تراکم بیشتر چاههای بهرهبرداری که حجم برداشت آب زیرزمینی در آنها بیشتر است افزایش می یابد. این همبستگی فضایی بیانگر نقش عمده فعالیتهای انسانی و بالاخص بهرهبرداری بیرویه سفرههای آب زیرزمینی در بروز و تشدید فرونشست زمین در شهرستان رفسنجان است.
تحلیل نظاممند مطالعات شبیهسازی شهری در برآورد تقاضای انرژی: درسآموختههایی برای اقلیمهای چهارگانه ایران
صفحه 106-132
https://doi.org/10.48306/juem.2026.575734.1145
امین امینی کاشانی، ریحانه آشتیانی
چکیده افزایش جمعیت شهری و رشد مصرف انرژی، همراه با محدودیت منابع سوخت فسیلی و بحرانهای زیستمحیطی، ضرورت توجه به مدیریت مصرف انرژی در شهرها را برجسته نموده است. شبیهسازی انرژی شهری با استفاده از مدلهای سهبعدی معنایی، به دلیل کاهش هزینهها، صرفهجویی در زمان و امکان ارزیابی سناریوهای متنوع، ابزاری مؤثر برای پیشبینی و بهینهسازی مصرف انرژی در بافتهای شهری موجود و طراحی محلهها و شهرهای جدید محسوب میشود. این پژوهش مطالعات ده سال اخیر شبیهسازی شهری در برآورد تقاضای انرژی را بررسی نموده است. نتایج نشان میدهد که مدلهای سهبعدی معنایی، امکان محاسبه دقیق تقاضای انرژی، شبیهسازی مصرف، تحلیل پتانسیل انرژیهای تجدیدپذیر و ارزیابی سناریوهای نوسازی ساختمانها را فراهم میکنند. استفاده بهینه از فضای سقفها، سادهسازی اجزای ساختمانی و یکپارچهسازی دادههای کالبدی، انرژی و آبوهوا موجب افزایش دقت و کاهش زمان شبیهسازی میشود. با لحاظ نمودن تنوع اقلیمی ایران، مشخص شد که پارامترهای شبیهسازی انرژی باید متناسب با ویژگیهای هر اقلیم تنظیم شوند: در مناطق گرم و خشک و گرم و مرطوب، تمرکز بر مدیریت بار سرمایشی و بهرهگیری از انرژی خورشیدی است؛ در اقلیم سرد و کوهستانی، کاهش بار گرمایشی و عایقکاری ساختمانها اهمیت دارد و در اقلیم معتدل و مرطوب، الگوهای مصرف ترکیبی و کنترل رطوبت و گرمایش-سرمایش باید لحاظ شوند. بر این اساس، توسعه مدلهای سهبعدی شهری، ایجاد بانک داده انرژی ساختمانها، تهیه نقشههای انرژی شهری و شبیهسازی دینامیک انرژی میتواند ابزار مؤثری برای مدیریت مصرف انرژی، ارتقاء بهرهوری، برنامهریزی پایدار و پشتیبانی از تصمیمگیریهای کلان در حوزه معماری و شهرسازی ایران فراهم نماید.
بازآفرینی فضاهای عمومی ایران از طریق باغچههای اشتراکی محلهای بهمثابه مکان سوم ایرانی - اسلامی
صفحه 133-145
https://doi.org/10.48306/juem.2026.572478.1142
فرزاد محمدی، مهدی زندیه
چکیده باغچههای اشتراکی محلهای که ریشه در فرهنگ ایرانی - اسلامی دارند، در سالهای اخیر و بهویژه پس از همهگیری کووید-۱۹، در کلانشهرهای ایران بهصورت گستردهای رشد کردهاند. این پژوهش باهدف بازشناسی این باغچهها بهعنوان «مکان سوم ایرانی - اسلامی» در چارچوب بازآفرینی شهری، به روش مرور نظاممند و فراتحلیل کیفی (متاسنتز) بر اساس پروتکل PRISMA 2020 انجام شده است. جستوجو در پایگاههای علمی داخلی و بینالمللی (۱۳۹۸-۱۴۰۴) به انتخاب ۶۰ مطالعه نهایی انجامید. تحلیل کیفی با استفاده از نرمافزار MAXQDA منجر به استخراج شش تم اصلی شد: انطباق با ویژگیهای مکان سوم ایرانی - اسلامی (۹۰٪)، نقش اجتماعی در بازآفرینی محلهای (۸۷٪)، نقش زیستمحیطی و تابآوری اقلیمی (۸۰٪)، نقش تغذیهای و امنیت غذایی محلی (۷۳٪)، عوامل تعدیلکننده بافتی (۷۰٪) و پیامدهای بازآفرینی شهری و احیای هویت (۸۳٪). نتایج نشان میدهد باغچههای اشتراکی با تلفیق ویژگیهای هشتگانه اولدنبورگ و مؤلفههای هویت ایرانی - اسلامی، خلأ تعاملات غیررسمی پساکرونایی را پرکرده و به کاهش جزیره حرارتی شهری، تقویت امنیت غذایی و بازآفرینی پایدار بافتهای فرسوده یاری رساندهاند. این پژوهش با ارائه چارچوبی بومی برای «مکان سوم ایرانی - اسلامی»، الگویی عملیاتی برای مدیریت یکپارچه محیطزیست و فضاهای عمومی شهری معرفی میکند و پیشنهاد میدهد که این باغچهها بهعنوان «هستههای بازآفرینی اجتماعمحور و تابآور» در برنامهریزی و سیاستگذاریهای مدیریت محیطزیست شهری در اولویت قرار گیرند.
