ارزیابی آلودگی عناصر باریم، کبالت، مولیبدن، نیکل و وانادیم در خاکهای سطحی مجاور سد باطله معدن مس چهارگنبد: تحلیل شاخصهای آلودگی
صفحه 1-20
https://doi.org/10.48306/jumee.2024.494892.1061
سید مرتضی موسوی راد، محبوب صفاری
چکیده پژوهش حاضر به بررسی آلودگی و منشأ عناصر سنگین در خاکها و رسوبات سد باطله معدن مس چهارگنبد پرداخته است. بدین منظور، 6 نمونه رسوب از سد باطله و 9 نمونه خاک از اطراف آن جمعآوری و مورد تحلیل قرار گرفتند. بر اساس نتایج، میانگین غلظت عناصر باریم، کبالت، مولیبدن، نیکل و وانادیم در رسوبات سد باطله به ترتیب 585، 22، 7/3، 1/30 و 8/79 میلیگرم بر کیلوگرم و در خاکهای اطراف سد به ترتیب 8/244، 17، 63/0، 6/30 و 7/124 میلیگرم بر کیلوگرم بهدست آمد. تحلیل شاخص غنیشدگی نشان داد که در رسوبات سد باطله، هر پنج عنصر مورد مطالعه دارای شدت غنیشدگی بسیار کم بوده و در محدوده بدون آلودگی قرار دارند. در خاکهای اطراف سد، شاخص غنیشدگی برای تمامی عناصر در محدوده کمتر از 2 قرار گرفت که بیانگر تأثیر ناچیز فعالیتهای انسانی است. شاخص زمینانباشت در رسوبات، کبالت و مولیبدن را در طبقه آلودگی کم تا متوسط قرار داد، در حالی که سایر عناصر در طبقه بندی غیرآلوده قرار گرفتند. عناصر وانادیم و نیکل در کلاسهای 1 و 2 طبقهبندی شدند که نشاندهنده آلودگی خفیف تا متوسط در برخی نقاط منطقه میباشد. یافتههای این تحقیق نشان داد که هوازدگی سنگهای مادر منشأ اصلی غلظت عناصر سنگین در منطقه است، اما فعالیتهای معدنی بهویژه در رسوبات سد باطله، به افزایش محلی غلظت برخی عناصر از جمله وانادیم و نیکل کمک کرده است. این نتایج بر اهمیت پایش مداوم آلودگی و مدیریت زیستمحیطی از جمله تثبیت رسوبات و بهکارگیری روشهای کاهش آلودگی در این منطقه تأکید دارد.
ارزیابی ریسک حریق در منطقه 20 تهران با روش درجهبندی خطرحریق
صفحه 21-40
https://doi.org/10.48306/jumee.2024.480507.1057
علیرضا چراغی، سعید گیوه چی، افراسیاب خیردست، اکرم سفری آغچه رود
چکیده پژوهش حاضر بر موضوع عدم ایمنی موجود و ارزیابی ریسک حریق در منطقه 20 تهران(شهرری) در محدودهای از خیابان فداییان اسلام میپردازد. ارزیابی کیفی ریسک خطر حریق با روش درجهبندی خطرات حریق FRAGM در محدودهای از این منطقه است. در ابتدا کل محدوده به دو بخش ناحیه 4 در بخش شرقی و ناحیه 2 در بخش غربی خیابان فداییان اسلام تقسیمبندی شده و سپس بر اساس هفت شاخص شامل: نوع مصالح ساختمانی، در دسترس بودن منابع حریق، سناریوی اطفای حریق، سیمکشی برق، تاریخچهی حریق، دانسیتهی ساختمان و قابلیت دسترسی منطقه تجزیه وتحلیل و امتیازبندی شده است. بخش شرقی به 7 زیرقسمت و بخش غربی به ده زیر قسمت تسهیم شده است. طبق یافتههای پژوهش میانگین کلی مجموع شاخصهای محدودهی یکم غربی تا دهم غربی، 2/45 با درجهی ارزیابی بالا و میتنگین مجموع ارزیابی شاخصهای محدودهی یکمشرقی الی هفتم شرقی 28/32 بوده است، که با درجهی متوسط رو به بالا ارزیابی شده است. نتایج حاکی از آن است که بیشترین خطر ریسک، در بخش شرقی از نظر مسکونی، مجتمع ارکیده و رازی و از نظر صنعتی خیابان ابراهیمی و کاظمزاده است. در بخش غربی کارخانه روغن نباتی ورامین و کارگاههای تولید صنعتی در خیابان شهید غیبی فرعی خیابان زهره وند بیشترین ریسک ها را به خود اختصاص دادهاند. نظارت و بازرسی نسبت به کارگاههای غیررسمی و ساماندهی به محدودههای رها شده میتواند از کاهش ریسک حریق جلوگیری کند.
کاربرد شبکههای سنسوری بیسیم در پایش و حفاظت از مراتع و اراضی منابع طبیعی: رویکردی پیشگیرانه برای مدیریت مخاطرات طبیعی
صفحه 41-59
https://doi.org/10.48306/jumee.2024.484224.1059
محمدعلی باقرزاده، احسان سلیمانی نسب، فرزاد رحیمی
چکیده پایش و حفاظت از مراتع و اراضی منابع طبیعی در برابر مخاطرات طبیعی مانند آتشسوزی و سیل از اهمیت بالایی برخوردار است. شبکههای سنسوری بیسیم بهعنوان فناوریهای نوین، امکان مدیریت بلادرنگ این مخاطرات را فراهم میکنند. در این پژوهش، یک سیستم پایش مبتنی بر فناوری LoRaWAN برای نظارت بر مراتع در مناطق صعبالعبور ایران طراحی و ارزیابی شده است. LoRaWAN بهدلیل برد ارتباطی طولانی، مصرف انرژی بسیار کم و قابلیت ایجاد شبکههای اختصاصی بدون نیاز به زیرساختهای پیچیده، بهعنوان گزینهای مناسب انتخاب شد. سیستم پیشنهادی از حسگرهای دما، رطوبت و دود تشکیل شده است که دادههای جمعآوریشده را به درگاه مرکزی ارسال میکنند. این دادهها سپس از طریق ماژولهای LoRa به سرور ابری منتقل میشوند. یکی از چالشهای اساسی، مدیریت بهینه انرژی برای افزایش طول عمر باتریهای حسگرها بود. برای حل این مسئله، الگوریتمهای هوشمندی جهت تنظیم فواصل زمانی ارسال دادهها بر اساس شرایط محیطی و فصلی بهکار گرفته شد؛ مثلا، در فصول گرم و روزهایی با احتمال بیشتر آتشسوزی، فواصل ارسال دادهها کوتاهتر و در شرایط پایدار، فواصل طولانیتر تنظیم شدند. نتایج آزمونهای میدانی نشان داد که سیستم پیشنهادی قادر است در فواصل طولانی ارتباط پایداری برقرار کرده و با مصرف انرژی بهینه، دادهها را بهطور مطمئن ارسال نماید. همچنین، امکان ارسال بلادرنگ دادهها به فضای ابری فراهم شد که به تحلیلهای پیشرفته و تصمیمگیریهای بهموقع کمک میکند. این پژوهش نشان میدهد که فناوری LoRaWAN، با دسترسی آسان به تجهیزات و پایداری در شرایط سخت محیطی، راهکاری مؤثر برای حفاظت از مراتع و اراضی منابع طبیعی در ایران است.
بررسی آسیب پذیری زیرساخت های شهری در مواجهه با خطر سیل، مطالعه موردی شبکه توزیع آب شهر جیرفت
صفحه 60-77
https://doi.org/10.48306/juem.2025.503499.1069
محمدجواد حسنی، عباس سیوندی پور
چکیده در این پژوهش پهنه بندی خطر سیل در محدوده شهر جیرفت و تاثیر آن بر روی شبکه آبرسانی شهر جیرفت مورد بررسی قرار گرفته که با توجه به وقوع مکرر و متناوب سیل در این ناحیه، انجام این مطالعه ضروری به نظر می رسد. داده های مورد نیاز برای انجام این مطالعه از تصاویر ماهواره ای لند ست 8 و گوگل ارث، مدل ارتفاعی رقومی Alos و بازدیدهای میدانی بدست آمده و توسط سیستم اطلاعات جغرافیایی پردازش شده و تبدیل به نقشه ها و لایه های اطلاعاتی گردیده اند. این لایه ها سپس توسط سیستم تصمیم گیری چند متغیره فازی و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) وزن دهی و در نهایت با استفاده از سیستم اطلاعات مکانی (GIS) تلفیق شده که خروجی آن در وحله اول نقشه پهنه بندی خطر سیل در محدوده مورد مطالعه بوده است. با توجه به هدف این پژوهش، از تلفیق این خروجی با لایه فرسایش پذیری خاک و نشه سیستم آبرسانی جیرفت، نقاط آسیب پذیر تاسیسات آبرسانی استخراج و بارز سازی شده است. نتایج نشان میدهند که در صورت بروز سیلاب نقاط زیادی دچار آبگرفتگی و آب بردگی گردیده و باعث خسارت به سیستم آبرسانی خواهد شد.
ارزیابی ریسک حریق و حوادث به روش JSA در سازمان آتشنشانی تهران
صفحه 78-106
https://doi.org/10.48306/juem.2025.502897.1068
افراسیاب خیردست، عزیز غلامی نسب، حمید ابوالقاسم زاده آدیرمو
چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر ارزیابی ریسک حریق و حوادث به روش JSA در سازمان آتشنشانی تهران است که بصورت مطالعهی موردی در منطقهی 7 آتشنشانی انجام شده است.روش پژوهش حاضر به علت استفاده در سازمان آتشنشانی، کاربردی و از نوع توصیفی-تحلیلی و مصاحبه با کارشناسان است.اهمیت انجام این پژوهش جهت ارزیابی ریسک در کاهش خسارتهای مالی و جانی آتشنشانان در هنگام حریق و حوادث است.جامعه آماری از بین 600 نفر از متخصصان، طبق فرمول کوکران 235 نفر از هر پست سازمانی از طریق کاربرگ ارزیابی ریسک انجام شده است.روش نمونهگیری بصورت ساده بوده و حجم نمونهگیری از طریق جدول کرجسی و مورگان 148 نفر محاسبه شد. روایی پرسشنامه توسط 20 نفر از خبرگان در حوزهی ایمنی و آتشنشانی با شاخص CVR در قالب طیف لیکرت مورد تایید قرار گرفت و مقدار آن 42/0 محاسبه شد. پایایی پرسشنامه در یک آزمون با20 نفرآزمودنی و با استفاده از نرمافزار SPSS20 با ضریب آلفای کرونباخ 82/0 محاسبه شد.یافتههای حاصل از کاربرگهای ارزیابی ریسک نشان دادکه ریسک کار در محل عملیات برای آتشنشانان (5%)، برای کاردانها (% 57/28)، کمک فرماندهان (%5/29) و فرماندهان (%20) است. ریسک حین اعزام به ماموریت و امور ایستگاهی برای آتشنشان (84%) کاردان (% 43/61)، کمک فرمانده (% 2/43) و فرمانده(70%) است. ریسک بدست آمده در امورات ایستگاهی برای آتش نشان (11%)، کاردان (10%)، کمک فرمانده (% 3/27) و فرمانده (%10) بدست آمد. نتایج نشان داد که دلایل اصلی بروز خطرات شغلی حجم زیاد کار، بی احتیاطی پرسنل، نوع شغل و ماهیت کاری کارکنان و اثرات روحی روانی است.
شبیهسازی مدل توسعه مدیریت سبز سازمانی با استفاده از تفکر سیستمی: مطالعه موردی شهرداری کرمان
صفحه 107-125
https://doi.org/10.48306/juem.2025.507079.1070
سعیده قطبی، آرش منتظری
چکیده این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیرات اجرای طرح جامع مدیریت سبز در شهرداری کرمان، بهعنوان یکی از نهادهای کلیدی مدیریت شهری، انجام شده است. با اتخاذ رویکردی ترکیبی شامل تحلیلهای کیفی و کمی، ابعاد مختلف طرح مدیریت سبز بررسی شده و تأثیرات آن بر شاخصهای محیطزیستی، اقتصادی و اجتماعی سازمان مورد تحلیل قرار گرفته است. در بخش کیفی، دیدگاههای مدیران ارشد و کارشناسان حوزه مدیریت شهری و محیط زیست و در بخش کمی، نظرات کارکنان شهرداری کرمان با استفاده از ابزار پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفته است. دادههای بهدستآمده با استفاده از مدلسازی حلقه علی (CLD) تجزیه و تحلیل شده و تعاملات میان متغیرها شناسایی شدند. نتایج نشان میدهد که اجرای این طرح منجر به کاهش مصرف انرژی، آب و کاغذ، و بهبود مدیریت پسماند شهری شده است. اقدامات نظیر نصب سامانههای پایش آنلاین مصرف انرژی، بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر مانند پنلهای خورشیدی، و توسعه زیرساختهای تفکیک و بازیافت پسماند، تأثیرات مثبتی بر کاهش هزینههای عملیاتی و انتشار آلایندهها داشتهاند. همچنین، فرهنگسازی زیستمحیطی از طریق برگزاری کارگاههای آموزشی و ارائه مشوقهای فردی، مشارکت کارکنان و شهروندان را در برنامههای سبز شهرداری افزایش داده است. مدل حلقه علی توسعهیافته در این پژوهش، با شناسایی حلقههای تقویتی و بالانسی نظیر "آموزش زیستمحیطی و تعهد مدیران" و "مصرف منابع و محدودیت بودجه"، بهعنوان ابزاری مؤثر در برنامهریزی استراتژیک معرفی شده است. این مدلها نشان میدهند که چگونه تعامل میان متغیرها میتواند مسیر دستیابی به توسعه پایدار را تسهیل کند.
