بررسی تاثیر سد باطله بر روی میزان منگنز، مولیبدن و آرسنیک در آبهای سطحی و زیرزمینی محدوده معدنی مس تخت گنبد
صفحه 1-15
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.399005.1007
سید مرتضی موسوی راد، محبوب صفاری، محمد جواد حسنی
چکیده مواد موجود در سدهای باطله که حاوی یون های اصلی و فلزات سنگین از جمله منگنز، مولیبدن و آرسنیک هستند با حضور اکسیژن منجر به آزادسازی این فلزات و تولید اسید شده که دارای پتانسیل بالای آلودگی بوده و بر کیفیت آبهای سطحی و زیرزمینی اثر نامطلوبی دارند. در این تحقیق تاثیر سد باطله بر روی تغییرات منگنز، مولیبدن و آرسنیک در آبهای سطحی و زیرزمینی محدوده معدنی مس تخت گنبد پرداخته شده است. تعداد 11 نمونه از قسمت های مختلف محدوده سد باطله برداشت شد، این مطالعات در دو فصل خشک و تر بر روی آب های سطحی و زیرزمینی انجام گرفت. میزان غلظت فلزات سنگین از قبیل منگنز، مولیبدن و آرسنیک بررسی و با استفاده از نرم افزار Arc GIS نمودارهای مربوطه رسم و تفسیر گردید. سپس پایش آلودگی آبهای زیرزمینی در محدوده معدنی مورد بررسی قرار گرفت. غلظت منگنز در زهکش سد رسوبگیر، آب سد باطله شماره 3 و آب پیت معدن مقدار ناچیزی از حد استاندارد محیط زیست بیشتر است. بیشترین میزان مولیبدن در فصل خشک و در پیت معدن نمایان شده است. میزان غلظت آرسنیک در فصل تر در تمامی نمونه ها زیر حد استاندارد و در فصل خشک این میزان بیش تر از حد استاندارد شرب ایران شده است. بر اساس دستورالعمل سازمان حفاظت محیط زیست و با توجه به شرایط موجود پیشنهاد می شود تعداد 17 چاه مشاهده ای به عمق حداکثر 50 متر بعنوان چاه پایش درجه 1در اطراف سد باطله معدن مس تخت گنبد حفر گردد.
برآورد میزان گازهای قابل استحصال در سایت دفن پسماند البرز استان قم با استفاده از نرمافزار لندجم
صفحه 16-33
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.399904.1008
امین جلایر، رمضان حیدری
چکیده بیتوجهی به امر مدیریت مناسب پسماند باعث ایجاد مشکلات ویژهای شده است که رفع آنها از طریق هماهنگی علم و تجربه در چارچوب یک مدیریت صحیح امکانپذیر است و از این طریق میتوان آلودگیهای ناشی از محلهای دفن پسماند از جمله آلودگی هوا را به حداقل رساند و علاوه بر آن از گازهای تولیدشده در لندفیل استفاده مطلوب نمود؛ لذا برآورد میزان گازهای قابل استحصال از محلهای دفن پسماند میتواند در مدیریت صحیح پسماند کمک کند. هدف از این تحقیق برآورد میزان گازهای قابل استحصال در سایت دفن پسماند البرز استان قم بوده است. برای این منظور، میزان پسماند تولیدشده، ترکیب پسماند و شرایط محیطی و اقلیمی منطقه وارد نرمافزار لندجم شده و برآوردی از میزان گازهای قابل استحصال این سایت انجامشده است. با توجه به میزان سلولهای باقیمانده از سایت البرز و میزان پسماند تولیدی، عمر مفید سایت البرز 15 سال در نظر گرفتهشده است. پس از تخمین پسماند تولیدی، ورودیهای لازم برای نرمافزار برای برآورد گاز قابل استحصال در دوره 5 و 15 ساله از سال 2021 الی 2035 تهیهشده است. با توجه به محاسبات انجامشده با نرمافزار لندجم حداکثر میزان گاز قابل استحصال از سایت البرز در سال برای یک دوره 5 ساله برای پسماندهای سریع تجزیه شونده برابر 11 میلیون مترمکعب و برای پسماندهای کند تجزیه شونده برابر 0.5 میلیون مترمکعب است. همچنین حداکثر میزان گاز قابل استحصال از محل دفن در سال برای یک دوره 15 ساله برای پسماندهای سریع تجزیه شونده برابر 31 میلیون مترمکعب و برای پسماندهای کند تجزیه شونده برابر 1.6 می
ارزیابی اثرات زیستمحیطی چرخه حیات ناوگان حملونقل ریلی در استان کرمان با استفاده از نرم افزار OPENLCA
صفحه 34-45
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.403329.1009
سارا صفی جهانشاهی، مرتضی ریاضی نژاد
چکیده استان کرمان یک منطقه معدنی و صنعتی روبهپیشرفت و توسعه است. با توجه به روند رشد صنایع و قرار گرفتن استان کرمان در یک موقعیت استراتژیک، سیستمهای حملونقل و اثرات محیط زیستی بسیار موردتوجه قرارگرفته است. در این مطالعه با استفاده از ارزیابی چرخه حیات به بررسی اثرات محیطزیستی ناوگان حملونقل ریلی و باری در محدوده استان کرمان پرداختهشده است. در ابتدا اطلاعات موردنیاز از حمل کالا برای دورههای یک و پنجساله در مرحله بهرهبرداری جمعآوری شد و با استفاده از نرمافزار OPENLCA مراحل مربوط به ارزیابی چرخه حیات صورت گرفت. بر اساس روش CML baseline که یکی از جامعترین روشهای ارزیابی در این نرمافزار است، اثرات زیستمحیطی آلایندههای تولیدشده و منابع مصرفشده در طی چرخه حیات دو سناریوی با دوره زمانی یکساله و پنجساله تعیینشده و در 11 طبقه اثر محاسبه گردید. این مطالعات که در راستای توسعه پایدار و حفاظت محیطزیست صورت گرفت اطلاعات لازم از حمل کالا برای یک دوره یکساله و پنجساله را و تأثیر آن بر نقاط اثر گوناگون اسیدی شدن، تغییرات آبوهوا، از بین بردن منابع آبزی - عناصر، ذخایر نهایی، از بین بردن منابع آبزی، سوختهای فسیلی، یوتریفیکاسیون، سمیت آب شیرین، سمیت انسان، سمیت آبزیان دریایی، تخریب لایه اوزون، مه دود فتوشیمیایی و سمیت خاک نشان داد. ازاینرو، نیاز به برنامهریزیهای جدی و دقیق برای عبور از بحرانهای ذکرشده بیشازپیش احساس میگردد.
پیکربندی بی سیم برای اتوماسیون گلخانه هوشمند: یک رویکرد اقتصادی و کارآمد
صفحه 46-64
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.405892.1010
سامان گروهی پور، محمدعلی باقرزاده، احسان سلیمانی نسب، حسین وحیدی
چکیده سیستمهای اتوماسیون گلخانه هوشمند شامل حسگرها، کنترلکنندهها، شبکههای ارتباطی و نرمافزارهای مدیریتی است و پایش وضعیت گلخانه را به صورت زمان حقیقی انجام میدهد. حسگرها برای اندازهگیری و کنترل پارامترهای مختلفی مانند دما، رطوبت، نور، غلظت CO2 استفاده میشوند. با توجه به اینکه سیمکشی بین حسگرها و کنترلکنندهها یکی از محدودیتهای اصلی توسعه گلخانههای هوشمند است، استفاده از شبکههای مخابراتی بیسیم مناسب میتواند علاوه بر کاهش زمان نصب و راهاندازی، هزینههای نصب و راهاندازی را نیز به شدت کاهش دهد. ضمن اینکه میتوان اطلاعات سیستم کنترل هوشمند را از طریق اینترنت در اختیار کاربر قرار داد، تا بتواند در هر زمان و هر مکان نظارت و کنترل عوامل مدنظر را انجام دهد. در این پژوهش یک پیکربندی بیسیم اقتصادی و کارآمد برای اتوماسیون گلخانهها ارائه میشود تا بتوان با کمترین هزینه و تغییرات، گلخانههای سنتی را به گلخانه هوشمند تبدیل نمود. در این پیکربندی از حسگرهای متعددی برای اندازهگیری پارامترهای محیطی گلخانه مانند دما، رطوبت هوا، شدت نور، رطوبت خاک و غلظت CO2 استفاده شده است. با توجه به گستردگی حسگرها در محیط گلخانه، ارتباط بین این حسگرها با ایستگاه پایش وضعیت به صورت بیسیم و با استفاده از دو پروتکل WiFi و ZigBee بررسی شده است. با توجه به اینکه ماژول WiFi نسبت به ماژولهای ZigBee ارزانتر هستند، در گلخانههایی که آلودگی فرکانسی 2.4 GHz وجود ندارد، استفاده از پروتکل WiFi توجیه اقتصادی دارد. در غیر این صورت پیشنهاد میگردد از ماژولهای ZigBee با فرکانس زیر یک گیگاهرتز (900MHz) و یا از WiFi در باند 5 GHz استفاده گردد.
بررسی عملکرد زیستمحیطی مدیریت پسماند ساخت و تخریب در شهر تهران با استفاده از روش ارزیابی چرخه حیات (LCA)
صفحه 65-78
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.406828.1012
محسن اصفهانی زاده، محمدحسین باقرزاده کوهبنانی
چکیده رشد سریع شهرنشینی منجر به افزایش نرخ تولید پسماند ساخت و تخریب شده است. در این شرایط، فقدان یا ناکارآمدی برنامه و چشمانداز برای مدیریت پسماند ساخت و تخریب، منجر به تشدید مشکلات شهری مربوط به جمعآوری، حمل ونقل و دفع پسماند ساخت و تخریب شده است. هدف این مطالعه، استفاده از روش ارزیابی چرخه حیات به منظور ارزیابی عملکرد زیستمحیطی سیستم مدیریت کنونی پسماند ساخت و تخریب و شناسایی ابعاد مهم و اقدامات احتمالی بهبود عملکرد در شهر تهران است. ارزیابی چرخه حیات به روش Impact 2002+ برای سناریوی پایه (4/19% بازیافت) و دو سناریوی بهبود انجام شده است. این سناریوها شامل ترکیبی از روشهای دفن، تفکیک از مبداء و بازیافت مقادیر متفاوت است. فهرست چرخه حیات با استفاده از دادههای اولیه از مطالعات میدانی و دادههای ثانویه از پایگاه داده ecoinvent 3.7 و مطالعات مشابه تکمیل شده است. نتایج پژوهش نشاندهنده مزایای بازیافت پسماند ساخت و تخریب در کاهش پتانسیل اثرات انرژیهای تجدیدناپذیر، گرمایش جهانی، غیرسرطانزاها و غیرآلیها و آلیهای تنفسی است. بنابراین، نتایج پژوهش میتواند در فرآیندهای تصمیمگیری، جنبههای زیستمحیطی و فنی را در کنار عوامل اقتصادی و سیاسی قرار دهد و همچنین تولیدکنندگان را تشویق به کاهش مصرف منابع و شرکتهای بازیافت و سازمانهای مربوطه را تشویق کند تا به طور مستمر عملکرد سیستمهای مدیریت پسماند ساخت و تخریب را بهبود بخشند. همچنین دادهها جمعآوری شده میتواند در سایر مطالعات ارزیابی چرخه حیات پسماند ساخت و تخریب مورد استفاده قرار گیرد.
مقایسه تطبیقی بازآفرینی اراضی قهوهای، اراضی خاکستری و بافت ناکارآمد مطالعه موردی: منطقه 3 و 4 شهر کرمان
صفحه 79-96
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.408288.1014
نسترن بهادر، حسین غضنفرپور، علی اصغر عبدالهی، حمیده افشارمنش
چکیده یکی از روش های نوین مداخله در بافت های قدیمی و ناکارامد محلات رویکرد بازآفرینی است، در واقع بازآفرینی با توجه توامان به ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی سعی در احیا، تجدید حیات و نوزایی شهری و یا به عبارتی به دنبال دوباره زنده شدن بافتهای درون شهریست که در گذشته برای اهداف تجاری و صنعتی استفاده میشدهاند و اکنون به دلیل آلودگی و سایر مشکلات رها شده و غیر قابل استفاده هستند. این اراضی، امروزه تحت عنوان زمینهای قهوهای و خاکستری شهری خوانده میشوند. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با هدف ارزیابی اراضی قهوهای و خاکستری با رویکرد بازآفرینی شهری تدوین شده است در گردآوری دادهها، از روشهای کتابخانهای و میدانی و و ابزار پرسشنامه استفاده شده است و از تکنیک تحلیل سلسه مراتبی (Ahp)، بـه عنـوان پایـه اصـلی مـدل تحلیلی پژوهش جهت رتبه بندی وارزشگذاری زیرشاخصهای اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیستمحیطی استفاده گردیده است. یافتههای حاصل از مدل تحلیل سلسله مراتبی بر اولویت بندی ابعاد تأثیرگذار بر بازآفرینی ارضی قهوه ای و خاکستری به ترتیب بر قیمت زمین با وزن نسبی (0.431)، نیاز به مسکن با وزن نسبی (0.285)، امنیت فردی و اجتماعی با وزن نسبی (0.384)، آسیبهای اجتماعی همچون ناامنی و بزهکاری با وزن نسبی (0.217)، پتانسیل و قابلیتهای اراضی قهوهایی و خاکستری با وزن نسبی (0.352)، امکانات و زیر ساختها با وزن نسبی (0.230)، کاهش کیفیت محیطی و افزایش آلودگی با وزن نسبی (0.376)، کاهش بهداشت محیط و افزایش بیماریها با وزن نسبی (0.329) دلالت دارد
