بازیابی لیتیوم از شورابههای معدن سنگ آهن گهر زمین با استفاده از روش استخراج حلالی
دوره 4، شماره 1، بهار 1405، صفحه 59-80
https://doi.org/10.48306/juem.2025.557869.1123
سید مرتضی موسوی راد، محبوب صفاری، علیرضا ایرانمنش، مکرمه پودینه معرف
چکیده در مطالعه حاضر، استخراج لیتیوم از نمک های حاصل از شیرین سازی شورابه در معدن سنگ آهن گهر زمین (سیرجان) با استفاده از حلال استخراج کننده D2EHPA و رقیق کننده کروزین مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه در مقیاس آزمایشگاهی شامل 29 مجموعه آزمایش با استفاده از سیستم استخراج حلالی می باشد. جهت انجام آزمایشات استخراج مورد نظر، حجم های مساوی از فاز آبی( ml 10) با فاز آلی (D2EHPA + کروزن) با غلظت مشخص در تماس قرار داده شد و سپس در همزن مغناطیسی به مدت های 30، 45و 60 دقیقه تحت عملیات همزنی در دمای آزمایشگاه (C °23) قرار گرفت. در این مطالعه، از طرح سطح پاسخ Box-Behnken به منظور بهینه سازی متغیرهای فرایند کلیدی استخراج حلالی مانند pH، نسبت فاز آلی به آبی، زمان عملیات همزنی و درصد D2EHPA برای بازیابی لیتیوم استفاده شد. مدل تداخلی و خطی (2FI vs Linear) به عنوان پاسخ برای بازیابی لیتیوم مورد استفاده قرار گرفت. صحت و اعتبار مدل توسط آنالیز واریانس (ANOVA) مورد ارزیابی قرار گرفت. با توجه به نتایج فرآیند، شرایط عملیاتی بهینه بازیابی لیتیوم 81/69% در میزان 2/29درصد حجمی استخراج کننده D2EHPA ، pH برابر 6/5 ، نسبت فاز آلی به آبی 3:1 و زمان عملیات همزنی 05/52 دقیقه به دست آمد. نتایج نشان داد که مدت زمان همزدن تاثیر کمتری نسبت به دو متغییر میزان استخراج کننده و نسبت O/A دارد. شاخص نسبت فاز آلی به آبی O/A نسبت به سایر پارامترها بر روی بازیابی لیتیوم موثرتر است.
پایدارسازی شیمیایی خاکهای ماسهسیلتی با پلیمر استایرن–اکریلیک: رویکردی ژئوتکنیکی و محیطزیستی در تثبیت و کاهش گردوغبار جادهای
دوره 3، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 95-110
https://doi.org/10.48306/juem.2025.549922.1112
محبوب صفاری، معصومه معاذالهی، سید مرتضی موسوی راد
چکیده خاکهای سطحی ماسهسیلتی بهعنوان یکی از نمونههای شاخص خاکهای ضعیف ژئوتکنیکی، به دلیل مقاومت برشی پایین، حساسیت زیاد به فرسایش و قابلیت بالای رهایش گردوغبار، از چالشهای مهم در مهندسی راه و مدیریت محیطزیست محسوب میشوند. این پژوهش با هدف بررسی اثر کوپلیمر استایرن–اکریلیک بر بهبود ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی این خاکها انجام شد. نمونههای خاک با سه سطح ۲٫۵، ۵ و ۷٫۵ درصد وزنی از این پلیمر تهیه گردیدند. آزمایشهای تراکم پروکتور، حدود آتربرگ و جمعشدگی خطی، و سپس آزمونهای مقاومت فشاری محصورنشده (UCS) و نسبت باربری کالیفرنیا (CBR) پس از دو دوره عملآوری ۷ و ۲۱ روزه انجام گرفت. افزودن پلیمر سبب کاهش اندک وزن مخصوص خشک حداکثر از ۱٫۷۹ g/cm³ در نمونه شاهد به ۱٫۷۲–۱٫۷۷ g/cm³ شد، در حالی که رطوبت بهینه از ۸٪ به ۸٫۵–۹٫۶٪ افزایش یافت. همچنین حدود روانی از ۲۰٪ به ۲۱–۲۳٪ و حد پلاستیک از ۱۲٪ به ۱۳–۱۴٪ افزایش پیدا کرد و شاخص پلاستیسیته تقریباً ثابت ماند (۸–۹٪). نتایج نشان داد مقاومت UCS پس از ۲۱ روز برای تیمارهای ۲٫۵، ۵ و ۷٫۵ درصد به ترتیب ۱٫۱۸، ۱٫۶۴ و ۲٫۰۳ مگاپاسکال بود، در حالی که نمونه شاهد تنها ۰٫۷۹ مگاپاسکال داشت. همچنین CBR از ۷٫۸٪ در نمونه شاهد به ۱۱٫۲٪، ۱۵٪ و ۱۸٫۵٪ افزایش یافت. بر این اساس، تیمار ۷٫۵٪ پس از ۲۱ روز بهعنوان درصد بهینه معرفی میشود که علاوه بر افزایش مقاومت و ظرفیت باربری، کاهش انتشار گردوغبار جادهای را نیز به همراه دارد.
ارزیابی آلودگی عناصر باریم، کبالت، مولیبدن، نیکل و وانادیم در خاکهای سطحی مجاور سد باطله معدن مس چهارگنبد: تحلیل شاخصهای آلودگی
دوره 2، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-20
https://doi.org/10.48306/jumee.2024.494892.1061
سید مرتضی موسوی راد، محبوب صفاری
چکیده پژوهش حاضر به بررسی آلودگی و منشأ عناصر سنگین در خاکها و رسوبات سد باطله معدن مس چهارگنبد پرداخته است. بدین منظور، 6 نمونه رسوب از سد باطله و 9 نمونه خاک از اطراف آن جمعآوری و مورد تحلیل قرار گرفتند. بر اساس نتایج، میانگین غلظت عناصر باریم، کبالت، مولیبدن، نیکل و وانادیم در رسوبات سد باطله به ترتیب 585، 22، 7/3، 1/30 و 8/79 میلیگرم بر کیلوگرم و در خاکهای اطراف سد به ترتیب 8/244، 17، 63/0، 6/30 و 7/124 میلیگرم بر کیلوگرم بهدست آمد. تحلیل شاخص غنیشدگی نشان داد که در رسوبات سد باطله، هر پنج عنصر مورد مطالعه دارای شدت غنیشدگی بسیار کم بوده و در محدوده بدون آلودگی قرار دارند. در خاکهای اطراف سد، شاخص غنیشدگی برای تمامی عناصر در محدوده کمتر از 2 قرار گرفت که بیانگر تأثیر ناچیز فعالیتهای انسانی است. شاخص زمینانباشت در رسوبات، کبالت و مولیبدن را در طبقه آلودگی کم تا متوسط قرار داد، در حالی که سایر عناصر در طبقه بندی غیرآلوده قرار گرفتند. عناصر وانادیم و نیکل در کلاسهای 1 و 2 طبقهبندی شدند که نشاندهنده آلودگی خفیف تا متوسط در برخی نقاط منطقه میباشد. یافتههای این تحقیق نشان داد که هوازدگی سنگهای مادر منشأ اصلی غلظت عناصر سنگین در منطقه است، اما فعالیتهای معدنی بهویژه در رسوبات سد باطله، به افزایش محلی غلظت برخی عناصر از جمله وانادیم و نیکل کمک کرده است. این نتایج بر اهمیت پایش مداوم آلودگی و مدیریت زیستمحیطی از جمله تثبیت رسوبات و بهکارگیری روشهای کاهش آلودگی در این منطقه تأکید دارد.
مکانیابی ایستگاه های آتش نشانی در محدوده منطقه 16 شهر تهران با استفاده از GIS-FAHP
دوره 1، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 66-81
https://doi.org/10.48306/jumee.2023.421220.1021
سینا اقبال، سید مرتضی موسوی راد
چکیده مکانیابی واحدهای خدمات شهر مانند ایستگاههای آتشنشانی در مناطق شهری همواره یکی از موضوعات شهرداریها است که بایستی با دقت زیادی بررسی و تعیین شوند. اثرپذیری کیفیت خدمات و کارآمدی ایستگاههای آتشنشانی به جانمایی مناسب آنها بسیار وابسته است. ازاینرو، در این مطالعه سعی بر آن است تا با بررسی اطلاعات مکانی در ناحیه 2 منطقه 16 شهرداری تهران (محله نازیآباد) به تعیین مکان مناسب برای استفاده جهت استقرار ایستگاه آتشنشانی پرداخته شود. برای این منظور 8 شاخص اثرگذار بر مکانیابی ایستگاه تعیین شدند. از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی بهمنظور ارجحیت بندی آنها و تعیین وزن اثر آنها استفاده شد. سپس نقشهها و اطلاعات مکانی هر یک از شاخصها برای منطقه موردمطالعه با استفاده GIS تهیه و موردبحث قرار گرفت. درنهایت با تلفیق نقشهها مکانهای مناسب برای تأسیس ایستگاه آتشنشانی با حداکثر کارآمدی مشخص شد. طبق نتایج، نوار جنوبی و قسمتی از ناحیه شمالی محدوده موردبررسی برای ایجاد ایستگاه آتشنشانی کاملاً مناسب است. ضلع شمال غربی و غرب ناحیه با توجه به نوع کاربری آن امکان احداث ایستگاه آتشنشانی وجود ندارد. همچنین ضلع شرقی و شمالی شرقی نیز وضعیت مشابه ای را دارد.
